
|
+ نوشته شده توسط بهرام صیدی در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت
17:27 |
اختلال دوقطبی اختلال دوقطبی یا شیدایی -افسردگی با دوره هایی از تجارب افسردگی __________________ + نوشته شده توسط بهرام صیدی در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت
17:9 |
In 1951, Dr. Fernand Lamaze introduced a method of childbirth in France by incorporating techniques he observed in Russia. This method, consisting of childbirth education classes, relaxation, breathing techniques, and continuous emotional support from the father and a specially trained nurse, became known as the Lamaze method. Word of mouth spread in the United States during the late 1950s after Marjorie Karmel wrote of her childbirth experience titled, Thank You Dr. Lamaze. The book inspired many women to approach childbirth as a shared event for both mother and father. In 1960, Marjorie Karmel and physical therapist Elizabeth Bing formed ASPO/Lamaze (now Lamaze International), a not-for-profit organization composed of parents, childbirth educators, health care providers and other health professionals, to spread the word about Lamaze and to set the standards for Lamaze childbirth educators. Some Lamaze educators teach early pregnancy classes focusing on pregnancy and the growth and development of the baby. All Lamaze childbirth educators teach a series of classes for women and their partners during the last trimester of pregnancy, which prepares them for labor and birth. These classes focus on the normal process of labor and birth and strategies that women and their partners can use to enhance the progress of labor and to reduce pain and fear. Information about complications and medical options is also included so that parents can make informed decisions should they need to do so. What Is The Philosophy Behind A Lamaze Birth?Lamaze International believes:
Why Should You Attend Lamaze Childbirth Classes?Women have always prepared for the birth of their babies. Until recent times, women learned about childbirth from their own mothers and sisters. Birth took place at home, and family rituals and traditions ensured that women were confident in their ability to give birth -- surrounded by family and wise women who provided comfort and encouragement through labor. Lamaze attempts to recreate this experience. What Is Covered In Lamaze Classes?True Lamaze classes today focus on much more than just the "breathing." Most Lamaze teachers concentrate class time on normal labor, birth, and on the many choices that expectant parents have today regarding their childbirth experience. Pregnant women and their partners practice various positions, which will facilitate the normal progress of labor and birth. Partners and other support persons learn massage techniques to ease the pain of labor and enhance relaxation. Comfort measures such as hydrotherapy, the use of heat and cold, and pressure are discussed. Much time is spent on relaxation skills, including breathing strategies and skills, which can be used throughout life in times of stress. Communications skills are practiced -- both for the pregnant woman with her partner or other support person, and for the pregnant woman with the other members of the health care team. Class members discuss what they would like for the childbirth experience and what they can do to help make that experience happen. Are Common Problems That Arise During Labor Discussed?Yes. Some time is spent on problems that occur during labor and birth and what the pregnant woman and her partner might need to know. Information is provided about anesthesia and medical procedures so that women can make informed choices about what is appropriate for their particular experience. Fear is reduced by learning what happens during labor and birth, and confidence is increased by learning skills which help the pregnant woman to manage the pain and stress of labor and birth. New innovations in maternity care are discussed, such as the benefits of a doula or professional labor support. Most classes also spend time on getting breastfeeding off to a good start, other aspects of the postpartum period, and making the most of shortened stays in the birthplace. تکنیک های تنفسی در کاهش درد : در سال 1951 دکتر فرناد لاماز یک روشی برای وضع حمل (زایمان ) را در فرانسه بوسیله ترکیب کردن روش هایی که او در روسیه مشاهده کرده بود شرح داد این روش مرکب بود از آموزش رده های زایمان ،آرامیدگی، تکنیک های تنفسی و حمایت روانی پیوسته توسط همسر و یک پرستاری پیوسته مخصوص . این روش به لاماز معروف شد کلمات مصطلح در ایالات متحده آمریکا گسترش یافت در طی سال 1950 مار جری کارمل کتاب خود را تحت عنوان تجربیات وضع حملش نوشت و در آن از دکتر لاماز تشکر کرد این کتاب از دیدگاه زایمان بسیاری از زنان بعنوان یک اتفاق مشترک هم برای پدر و هم برای مادر الهام شده است در سال 1960 مارجری کارمل و الیزابت فیزیوتراپ ، سازمان lamaz/ aspo را تشکیل دادند (کمیسیون بین المللی لاماز کنونی )، یک سازمان بدون منفعت مرکب از والدین ،آموزش دهندگان وضع حمل ، ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی و دیگر حرفه های بهداشتی ، تا کلمه لاماز را گسترش بدهند و استانداردهائی را برای دانش آموختگان وضع حمل با لاماز تعیین کنند . اغلب مربیان لاماز در ابتدا کلاس ها یا دوره ها ی زایمان را تمرکز بر زایمان و رشد و توسعه شیر خواران آموختند . همه آموزش دهندگان یا مربیان وضع حمل بوسیله لاماز یکسری دوره هائی را برای زنان و همسران آنها در طول سه ماهه آخر بارداری آموزش دادند که آنها را برای درد زایمان و تولد آمادهخ میسازند. این دوره ها متمرکز است بر پروسه های معمولی درد و تولد و استراژی هائی که زنان و همسرانشان می توانند برای کمک کردن پروسه درد زایمان استفاده کنند تا درد و ترس را کاهش دهند . اطلاعاتی در مورد عوارض و تدارکات داروئی را همچنین شامل می شود ، برای اینکه والدین یتوانند تصمیم گیری کنند نیاز به کمک کردن دارند. چه فلسفه ای از زایمان با لاماز پشتیبانی می کند؟ عقاید بین المللی لاماز : v زایمان معمولی و عادی است. v تمایل زنان و خانواده اشان به داشتن یک تجربه عمیق وماندگار از زایمان. v حکمت و دانش درونی زنان آنان را در طول زایمان هدایت می کند . v ئ v ئ v تولد میتواند بدون خطر در زایشگاه ها و خانه ها رخ دهد. v آموزش زایمان به زنان قدرت می دهد تا در مورد مراقبت های بهداشتی انتخاب داشته باشند.عهده دار مسئولیت سلامتی خودشان باشند و به دانش و خرد درونی خود اطمینان کنند. چرا شما باید به دوره ها و کلاس های زایمان بوسیله لاماز توجه کنید و گوش دهید. زنان همواره باید برای تولد فرزندانشان آماده باشند تا زمانی که زنان اخیرا در مورد وضع حمل از طریق مادر یا خواهرانشان اطلاع پیدا کردند. اتفاق افتادن زایمان یا تولد در خانه ،و تشریفات و آیین های مذهبی و سنت های متقاعد و متضمن کننده خانواده برای آنکه زنان در توانئی خویش در زایمان مطمئن باشند، احاطه شدن و فرگرفتن توسط خانواده و عقل خرد و فهم زنان که در طول درد زایمان آسودگی و دلگرمی دادن را فراهم کرده بود. در دوره ها و کلاس های لاماز چه چیزی پوشش داده میشود؟
پیشگیری هاو اقدامات جهت فراهم کردن راحتی از قبیل آب درمانی ، استفاده از آب گرم و سرد و فشار مطرح هستند بیشتر زمان ، صرف مهارت ها تن آرام می شود ، شامل استراتز ها و روش ها و مهارت های تنفس ، که می تواند در تمام زندگی در موقعیت های استرس زا استفاده شود مهارت های ارتباطی تمرین می شوند هم برای زنان باردار ،هم همسران انها و یا دیگر افراد حمایت کننده و برای زنان باردار به همراه دیگر اعضا تیم مراقبت های بهداشتی ـ اعضا کلاس در مورد چگونگی تجربه وضع حمل آنها و اینکه آنها کمک کنند بحث وگفتگو می کنند در مورد مشکلات رایجی که حین درد زایمان شروع می شوند بحث می شود بله ، اکثرا زمان به مشکلاتی که در طول درد حین زایمان و تولد و مقداری آگاهی ای که زنان باردار و همسرانشان نیاز دارند بدانند مصرف می شود اطلاعات در مورد بیهوشی و فرایندهای پزشکی تهیه شده است بطوریکه زنان بتوانند انتخاب داشته باشند درباره اینکه چه تجربه منحصر به فردی برای خودشان اختصاص دهند ترس کاهش پیدا می کند بوسیله آموزشی که در طول درد زایمان و تولد اتفاق می افتد و اطمینان افزایش پیدا میکند بوسیله آوزش مهارت هایی که کمک می کند زنان باردار در حین زایمان و تولد ، استرس و درد را مدیریت منند نوآوری و ابداعات جدید در مراقبت های زایمان بحث می کنند به عنوا مثال مزایای یک doul یا حمایت های حرفه ای حین زایمان اغلب کلاس ها همچنین صرف می کنند زمانی را برای فراهم کردن تغذیه سینه ای سریع برای یک شروع خوب ، دیگر جنبه های دوران پس از زایمان ، افزایش کوتاه کردن زمان ماندن در زایشگاه . + نوشته شده توسط بهرام صیدی در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت
17:6 |
WHY BECOME LAMAZE CERTIFIED A Lamaze educator is a skilled and knowledgeable teacher who guides women and their families through the extraordinary journey of pregnancy and birth. Integrating traditional wisdom and contemporary knowledge with the high-tech world of modern obstetrics, Lamaze Certified Childbirth Educators provide women and their families with evidence-based education on nature's simple plan for birth. LCCE educators work collaboratively with other birth professionals to advance the mission of Lamaze International -- to promote, support and protect normal birth through education and advocacy – and to achieve the Lamaze vision for “a world of confident women choosing normal birth.”
Flexible eligibility requirements make Lamaze certification achievable for experienced childbirth educators, midwives and midwifery students, doulas, nurses, and other health professionals as well as those new to childbirth education. The Lamaze credential, demonstrates to maternal-child health professionals and expectant families that a standard level of knowledge and skill has been achieved – the LCCE credential is the mark of a competent, highly qualified childbirth educator. The purpose or goal of Lamaze certification is to provide childbirth educators who work as advocates for childbearing women throughout the world. Certification by Lamaze is the most respected and recognized credential in childbirth education. Lamaze certification offers you the opportunity to: · Gain and validate skills and knowledge · Increase confidence in your teaching ability · Enhance professional opportunities and career development · Expand knowledge of resources and teaching strategies · Earn the recognition and respect of colleagues · Demonstrate competence to expectant women and their families
COMPETENCY STATEMENTS FOR LCCE EDUCATORS A Lamaze Certified Childbirth Educator (LCCE) is able to: • Promote the childbearing experience as a normal, natural, healthy process that profoundly affects women and their families. • Assist women and families to discover and use strategies that facilitate normal, natural, healthy pregnancy, birth, breastfeeding and early parenting. • Help women and their families to understand how interventions and complications influence the normal course of pregnancy, birth, breastfeeding and early parenting. • Provide information and support that encourages attachment between babies and their families. • Assist women and their families to make informed decisions for childbearing. • Act as an advocate to promote normal, natural, healthy, fulfilling childbirth experiences for women and their families. • Design, teach and evaluate a course in Lamaze preparation that increases a woman's confidence and ability to give birth. THREE PATHWAYS TO CERTIFICATION Depending on your level of experience… Lamaze International offers three flexible pathways to certification, making the certification accessible and achievable. Lamaze International welcomes experienced childbirth educators; health professionals, such as doulas and midwives; as well as those new to the healthcare field and to childbirth education to enroll in the Lamaze childbirth educator program or to attend a training seminar. Select your pathway to Lamaze Childbirth Educator Certification:
LAMAZE CERTIFICATION EXAM: 2007 Exam Dates: April 25, 2007 - October 26, 2007 For Exam Information - click here Congratulations to Exam Candidates Who Successfully Sat for the Exam: علت تایید و مجاز شمرده شدن لاماز چیست : یک آموزش دهنده لاماز یک کاردان و آموزگار دانش آموخته و مطلع است که زنان و خانواده های آنان را برای یک دوره فوق العاده و شگفت انگیز زایمان و تولد ، با مخلوط کردن فهم و دانش سنتی و دانش های جدید جهت بالا بردن علم مامایی مدرن و به روز جهانی راهنمایی می کند وضع حمل مجاز و تایید شده بوسیله لاماز آموزش دهنده ها دلایل و مدارک اساسی را برای زنان و خانواده های آن ها در مورد طرح ساده طبیعی برای تولد فراهم کرده است آموزش دهندگانlcce بطور مشترک با دیگر افرادمتخصص تولد کار می کنند تا رسالت بیت المللی لاماز را گسترش داده و بالا ببرند حمایت و حفاظت معمول تولد بواسطه آموزش و دفاع و دست یافتن به زمینه ذهنی از لاماز برای یک جهان در جهت اطمینان زنان در داشتن یک تولد طبیعی ازجمله رسالت آنان است تقریبا 50 سال کمیسیون بین المللی لاماز در جهت فراهم آوردن شواهدی مبنی بر برنامه های آموزشی که آموزش دهندگان زایمان را آماده می کرد تا مهارت و تعلیم پیدا کنند حرکت کرد برنامه های تایید شده مجاز با بالاترین استاندارد اعتبار ،پایانی و زیبایی و بیطرفی معرفی شدن و بعنوان برنامه معتبر بوسیله سازمان بین المللی نمایندگی های معتبر(noca) شناخته شد. هیات معتبر سازمان بین المللی صلاحیت و اطمینان برای اطلاعات بیشتر راجع به noca ,ncca لطفا noca را در وب سایت www. Noca. Orj مشاهده فرمایید قابلیت انعطاف پذیری نیاز باعث شد لاماز تایید شده به آموزش دهندگان ورزیده زایمان دست بیابد ماما ها و دنشجویان مامایی ، پرستاران ، و دیگر مشاغل بهداشتی به طور خیلی عالی آموزش های جدید را دیدند لاماز به صورت معتبر نشان داد که کودکان مادری مشاغل بهداشتی و خانواده های در انتظار کهیک سطح استاندارد برای دانش و مهارت کسب کرده اند . lcee گواهی صلاحیت و کاردان بودن را به عنوان مدرک آموزش دهندگان زایمان با کیفیت عالی به آنان می دهد هدف نهایی و کلی لاماز تایید شده، فراهم آوردن آموزش دهندگان زایمان است که بعنوان یک حامی برای زنان باردار در سر تا سر جهان کار کنند گواهی های صادر شده بوسله لاماز قابل قبول توسط بیشتر مو سسه های آموزشی است اعتبارات لاماز فرصتی را برای شما ایجاب می کند : · افزایش اطمینان در شایسته بودن آموزش شما · فراهم کردن فرصت های شغلی و حرفه های توسعه دهنده اقتصاد · گسترش منابع دانش و استراتز ی های آموزشی · بدست آوردن تصدیق و احترام همکاران ثابت کردن صلاحیت زنان باردار و خانواده هایشان + نوشته شده توسط بهرام صیدی در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت
16:41 |
بنا بر تخمين سازمان جهاني بهداشت، روزانه از هر ۱۰ بيماري كه در بيمارستان ها پذيرش مي شوند، يك نفر به عفونت بيمارستاني مبتلا مي شود و تقريباً ۱۰ درصد بيماران مبتلا جان خود را از دست مي دهند و هزينه اي كه اين بيماران جهت درمان متحمل مي شوند، سه برابر هزينه بيماراني است كه به عفونت بيمارستاني مبتلا نشده اند عفونتهای بیمارستانی به عفونتي گفته ميشود كه پس از پذيرش بيمار در بيمارستان (48 يا 72 ساعت بعد) يا طي دوره اي مشخص (10 تا30 روز) پس از ترخيص بيمار (25 تا 50% عفونتهاي زخم جراحي، پس از ترخيص بيمار ظاهر ميگردند) رخ دهد و در زمان پذيرش بيمار وجود نداشته و در دوره نهفتگي خود نيز نبايد قرار داشته باشد. در صورتي كه بدنبال اعمال جراحي، در بدن بيماران جسم خارجي كار گذاشته شود (Implant)، عفونت بيمارستاني ميتواند تا يكسال پس از اينگونه اعمال، به وقوع بپيوندد. عفونتهاي بيمارستاني ميتوانند علاوه بر بيماران، كاركنان و عيادت كنندگان را نيز مبتلا سازند. هر يك از اعضاي بدن انسان ميتواند در بيمارستان، دچار عفونت گردد ولي سازمان بهداشت جهاني (1988) اعلام كردكه شايعترين عفونتهاي بيمارستان به ترتيب شامل عفونت مجاري ادراري (26%-28% كل عفونتها ، عفونت محل عمل (19%-22% كل عفونتها)، عفونت دستگاه تنفسي تـحتاني (15%-18%) و باكتريمي (8%-11% كل عفونتها) عفونت ادراري، شايعترين و پنوموني كشنده ترين عفونتهاي بيمارستاني محسوب ميشوند. عفونتهاي سطحي محل برش به وقوع عفونت طي سي روز بعد از عمل جراحي كه محدود به پوست يا بافتهاي زيرجلدي محل برش يا انسزيون ميشود و حداقل با يكي از موارد زير همراه است: 1- تخليه چرك با يا بدون تأييد آزمايشگاه از محل برش سطحي. .2 جدا شدن ميكروب از كشت يا بافت سطحي برش كه به طريق آسپتيك جمعآوري شده است. • 3. وجود حداقل يكي از علائم يا نشانههاي عفونت همچون: درد، تندرنس، تورم موضعي، قرمزي يا گرمي محل انسزيون؛ مگر اينكه كشت منفي باشد عفونت عمقي محل برش وقوع عفونت طي سي روز بعد از عمل جراحي در مواردي كه در موضع پروتز كار گذاشته نشود و يا طي يكسال اگر پروتز در محل زخم وجود دارد و عفونت بافتهاي عمقي محل برش را گرفتار سازد و حداقل با يكي از موارد ذيل باشد: • تخليه چرك از ناحيه برش عمقي و نه از عضو يـا فضاي عمل جراحي. • باز شدن خود به خود يك انسزيون عمقي يا باز شدن عمقي آن توسط جراح كه حداقل با يكي از علائمي چون: درجه حرارت مساوي يا بيش از 38 درجه درد موضعي و حساسيت باشد، مگر اينكه كشت منفي گزارش شود. • وجود آبسه يا ساير شواهد عفونت انسزيون عمقي در معاينه مستقيم جراح يا حين جراحي مجدد و يا از طريق بر عفونت گردش خون تاييد شده توسط آزمايشگاه كه در زمان پذيرش بيمار در بيمارستان وجود نداشته و در دوره نهفتگي آن نيز قرار نداشته و حين يا بعد از اقامت در بيمارستان رخ داده است، و يكي از مواردزير را دارا ميباشد جدا شدن پاتوژنهاي شناخته شده از كشت خون و عدم ارتباط پاتوژن با عفونت در كانون ديگر، يا جداشدن پاتوژن مرتبط با وسيله داخل عروقي (عفونت اوّليه گردش خون) يا مرتبط با عفونت بيمارستاني دركانون ديگر (عفونت ثانويه گردش خون). تب، لرز يا افت فشار خون و جدا شدن ارگانيسمي كه به طور شايع پوست را آلوده ميكند از دو نمونه كشت خون، يا از يك نمونه كشت خون در بيماري كه وسيله داخل عروقي دارد به شرط آنكه پزشك درمان مناسب با آنتي بيوتيك را براي وي شروع كند يا مثبت شدن آزمون آنتي ژن نمونه خون. راه هاي انتقال ميكروارگانيسمها در بيمارستان در بيمارستان ميكروارگانيسمها ميتوانند به طرق مختلف منتقل گردند (5) و گاهي يك ميكروب ميتواند از چند طريق منتقل شود. راه هاي انتقال ميكروارگانيسمها در بيمارستان عبارتند از : 1) انتقال از طريق تماس(Contact) : تماس، شايعترين و مهمترين راه انتقال عفونتهاي بيمارستاني به شمار ميآيد و به سه زير گروه تقسيم ميشود : · تماس مستقيم سطوح بدن و انتقال فيزيكي ميكروارگانيسمها بين ميزبان حساس و فرد دچار عفونت يا كلونيزه شده با ميكروب · تماس غيرمستقيم ميزبان حساس باشيء واسطه آلوده (وسايل، سوزن، پانسمان، دستكش آلوده) · قطره (Droplet) توليد شده توسط فرد حين عطسه، سرفه و صحبت كردن، حين ساكشن كردن يا برونكوسكوپي و مواجهه با ملتحمه، مخاط بيني يادهان 2) انتقال از طريق هوا (Airborne) 3) انتقال از طريق وسيله مشترك آلوده مانند غذا، آب، داروها و تجهيزات و وسايل آلوده 4) انتقال از طريق ناقلين مانند پشه، مگس و موش كه اهميت چنداني در انتقال عفونتهاي بيمارستاني ندارد. Coli شايعترين عامل عفونت دستگاه ادراري، استافيلوكوك آرئوس شايعترين عامل عفونت زخم جراحي، پسودومونا آئروژينوزا و استافيلوكوك آرئوس شايعترين باكتريهاي عفونتهاي دستگاه تنفسي تحتاني و كوكسيهاي گرم مثبت شايعترين ميكروارگانيسمها در ايجادباكتريمي اوليه بوده اند. به منظور كاهش خطر انتقال ميكروارگانيسمها از منابع شناخته شده يا ناشناخته در بيمارستان، احتياطهاي استاندارد بكار ميروند. رعايت احتياطهاي استاندارد براي تمام بيماران ضروري است، بدون آنكه نوع بيماري آنها در نظر گرفته شود. در مواقع مواجهه و تماس با هر يك از موارد ذيل بايد احتياطهاي استاندارد رعايت شوند : · خون · تمام مايعات، ترشحات، و مواد دفعي بدن به جز عرق بدون در نظرگرفتن وجود خون قابل رويت در آنها. · پوست آسيب ديده · --- مخاطات I ـ شستن دستها دستها بايد بلافاصله پس از دست زدن به خون، مايعات بدن، ترشحات، مواد دفعي و وسايل آلوده، بدون در نظر گرفتن اين نكته كه از دستكش استفاده شده است يا خير، شسته شوند. پس از در آوردن دستكش از دست، در فواصل تماس با بيماران و در ساير موارد لازم، دستها بايد شسته شوند تا از انتقال ميكروارگانيسمها به ساير بيماران، كاركنان يا محيط جلوگيري به عمل آيد. اگر براي يك بيمار اقدامات تهاجمي يا كارهاي مختلف صورت ميگيرد، در فواصل اين امور دستها بايد شسته شوند تا از انتقال آلودگي به قسمتهاي مختلف بدن بيمارجلوگيري شود. II ـ دستكش · هنگام دست زدن به خون، مايعات، ترشحات، مواد دفعي بدن بيمار، وسايل آلوده و در زمان خونگيري و ساير اقدامات تهاجمي عروقي بايد دستكش تميز پوشيد. · قبل از تماس با مخاطها و پوست آسيب ديده بايد دستكش تميز پوشيد. · اگر براي يك بيمار كارهاي مختلف و اقدامات تهاجهي صورت ميگيرد دستكشها بايد در فواصل انجام اين امور تعويض شوند. همچنين بعد از تماس با ماده اي كه ممكن است حاوي غلظت زياد ميكروارگانيسم باشد، دستكشها بايد تعويض گردند. بلافاصله پس از استفاده از دستكش، قبل از دست زدن به سطوح و وسايل غيرآلوده و قبل از تماس با بيمار ديگر، بايد دستكشها را از دستها خارج نمود. III ـ ماسك، محافظ چشم، محافظ صورت به منظور محافظت مخاط چشم، بيني و دهان حين انجام كارهاي تهاجمي يا فعاليتهاي مراقبت از بيمار كه احتمال پاشيده شدن خون، مايعات بدن، ترشحات و مواد دفعي وجود دارد بايد از ماسك و محافظ صورت يا چشم استفاده نمود. IV ـ گان حين انجام كارهاي تهاجمي يا فعاليتهاي مراقبت از بيمار كه احتمال پاشيده شدن خون، مايعات بدن، ترشحات و مواد دفعي وجود دارد، به منظور محافظت از پوست و جلوگيري از كثيف و آلوده شدن لباس بايد گان پوشيد. V ـ تجهيزات و وسايل مراقبت از بيمار جمع آوري و انتقال تجهيزات و وسايل مراقبت از بيمار كه با خون، مايعات بدن، ترشحات و يا مواد دفعي آلوده شده اند، بايد به گونه اي باشد كه از مواجهه پوست و مخاطها با آنها، آلوده شدن لباس و انتقال ميكروارگانيسمها به ساير بيماران و محيط جلوگيري به عمل آيد. وسايلي كه قابل استفاده مجدد هستند و با پوست آسيب ديده، خون، مايعات بدن، يا مخاطات در تماس بوده اند، بايد قبل از استفاده براي بيمار ديگر، با ماده گندزداي مناسب بيمارستاني، پاك و تميز شوند. قبل از تميز كردن كامل اين وسايل، نبايد آنها را در اتاق بيماران ديگر يا مناطق تميز ديگر، قرار داد. هر نوع وسيله مراقبت از بيمار كه از بخشهاي مختلف جهت تعمير يا سرويس فرستاده شده است، بايد با ماده گندزداي مناسب بيمارستاني پاك شود. VI ـ ملحفه جمع آوري و انتقال ملحفه آلوده به خون، مايعات بدن، ترشحات، يا مواد دفعي بايد به گونه اي باشد كه از مواجهه با پوست يا مخاط، آلودگي لباس و انتقال ميكروارگانيسمها به ساير بيماران و محيط جلوگيري به عمل آيد. هرگز نبايد ملحفه كثيف را روي زمين يا سطوح تميز قرار داد. VII ـ سلامت شغلي و پاتوژنهاي منتقله از راه خون · به منظور جلوگيري از آسيب ديدگي حين جمع آوري و انتقال سوزن، اسكالپل و ساير وسايل نوك تيز بايد بسيار احتياط نمود و فورا آنها را در داخل ظروف مخصوص اشياي نوك تيز قرار داد. · هرگز نبايد سرپوش سوزنها را مجددا روي سوزنهاي مصرف شده قرار داد يا از هيچ روشي كه باعث شود نوك سوزن يا اشياي تيز به طرف بدن قرار گيرد نبايد استفاده كرد. اگر در شرايط باليني، گذاشتن سرپوش روي سوزن ضرورت دارد، با يك دست و با استفاده از يك پنس مخصوص يا وسيله مكانيكي براي نگهداشتن غلاف سوزن اين كار انجام شود.· نبايد با دست، سوزن مصرف شده را از سرنگ يكبار مصرف جدا نمود. سوزن مصرف شده را نبايد با دست خم كرد، آن را نبايد شكست يا دستكاري نمود. سرنگها، سوزنها يا وسايل تيز كه قابل استفاده مجدد هستند بايد در داخل ظروف مقاوم در مقابل سوراخ شدن كه روي آنها بر چسب و نشانه مخاطرات زيست محيطي وجود داشته باشد قرار گرفته و به محل مناسب جهت تميز و گندزدايي نمودن آنها حمل گردند.· براي احياي بيمار از كيف احياء، Mouthpiece يا ساير وسايل تنفسي، به عنوان وسايل جايگزين روش تنفس دهان به دهان استفاده شود. به منظور جلوگيري از ابتلا به هپاتيت B ، پرسنل پزشكي واكسن هپاتيت B را تزريق نمايند. · در صورت پاشيده شدن خون، يا ساير مواد بالقوه عفوني به مخاط چشم، دهان يا ساير مخاطهاي بدن و يا فرو رفتن سوزن يا اشياي نوك تيز به بدن، مواجهه بايد گزارش شود. VIII ـ محل استقرار و مراقبت از بيمار اگر بيماري محيط را آلوده ميسازد يا در حفظ بهداشت يا كنترل محيط همكاري نميكند يا قادر به همكاري نيست، براي وي اتاق خصوصي فراهم شود. علاوه بر رعايت احتياطهاي استاندارد، گاهي لازم است براساس نحوه انتقال عفونت يا ميكروب (هوا، قطرات، تماس)، احتياطهاي خاصي رعايت شوند مانند استفاده از اتاق خصوصي، تهويه هواي اتاق، استفاده از ماسك، گان، دستكش و شستن دستها با ماده ضد عفوني كننده و كاهش جابجايي بيمار در بيمارستان. + نوشته شده توسط بهرام صیدی در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت
16:39 |
تغییر شکل دادن سلولهاي جنسي در مردان: استعمال دخانيات باعث كاهش تعداد اسپرم و كاهش جريان خون در آلت تناسلي مردان و ناتواني جنسي در اين افراد ميشود. ناباروري جنسي درمردان سيگاري نيز متداولتر از افراد غير سيگاري است. تحقیقات جدید نشان می دهد که سیگار کشیدن میزان بارداری را در خانم ها کاهش می دهد . تحقیقات جدید نشان می دهد که سیگار کشیدن باعث افزایش ناباروری در خانم ها می شود. به گفته دانشمندن ، سیگار کشیدن باعث می شود تا میزان چسبندگی رحم کاهش یابد و تخمک به دیواره آن نچسبد و به همین دلیل فرد باردار نمی شود . میزان ناباروری در خانم هایی که در روز 3 یا 4 نخ سیگار می کشند 31 درصد و در خانم هایی که در طول روز بیش از 10 نخ سیگار می کشند 60 درصد است . البته تاثیر تنباکو در افراد مختلف متفاوت است که در بعضی افراد تاثیر بیشتری دارد به گفته دانشمندان خانم های سیگاری که تمایل به باردار شدن دارند قبل از هر درمانی باید سیگار را ترک کنند. § تشعشات رادیو اکتیوی در دود سیگار باعث ناباروری مردان می شود: دود سیگار، بدن را به صورت مداوم در معرض تشعشعات پلونیوم 201 قرار می دهد و این ماده رادیواکتیو هم موجب ایجاد اشکال غیر طبیعی اسپرم در مردان و ناباروری در آنان می شود. تحقیقات نشان داده که در دود منتشر شده ناشی از مصرف سیگار، ماده ای با عنوان پلونیوم 201 وجود دارد که نوعی ماده رادیواکتیو است و می تواند به بدن آسیب زیادی وارد کند. وی اظهار داشت: هر فرد سیگاری به ازای هر روزی که یک بسته سیگار مصرف می کند پس از گذشت یک سال معادل گرفتن 3 عکس از قفسه سینه که معمولا بیماران برای تشخیص بیماریهای خود به ناچار می گیرند، بر روی بدن تاثیر منفی خواهد داشت. دود سیگار، بدن را به صورت مداوم در معرض تشعشعات پلونیوم 201 قرار می دهد که این ماده رادیواکتیو هم موجب ایجاد اشکال غیر طبیعی اسپرم در مردان می شود. ترک سیگار موجب برگشت پذیری اشکال تغییر یافته اسپرم در مردان می شود و می تواند بار دیگر شرایط باروری را در مردان ایجاد کند. §استعمال دخانیات پیامد افزایش فشارهای اجتماعی است؟!شیوع 21 درصدی ناباروری در زنان سیگاری : از جمله اثرات مضر سیگار پوکی استخوان است در نتیجه برای مقابله با آن علاوه برآنکه مردم را به خوردن شیر و سایر فرآوردهها تشویق میکنیم باید افراد را از کشیدن سیگار بازداریم. همچنین سرطان ریه در زنان در حال افزایش بوده که بطور واضحی با استعمال سیگار مرتبط است. اثرات زیانبار سیگار بخصوص بر روی نظم سیکل عادات ماهیانه، عملکرد لولههای رحمی و انتقال جنین، رشد و زنده ماندن تخمک، سن یائسگی، متابولیسم و استخوان قابل توجه است. میزان ناباروری میان زنان سیگاری بیشتر از زنان غیرسیگاری بوده و شیوع 21 درصدی ناباروری در زنان سیگاری قابل توجه است. بدیهی است که با افزایش فشارهای روانی در جامعه افراد برای فرار از مشکلات به سیگار و مواد مخدر روی میآورند که یکی از راههای نادرست مقابله با استرس روی آوردن جوانان به سیگار و مواد مخدر است. برای برقراری تعامل و آرامش در جامعه باید با آموزش مهارتهای زندگی و هماهنگی در تمام امور، شادابی و نشاط را به ارمغان آوریم. . § سیگار ، عامل اصلی ناباروری زنان و مردان جوان : مصرف سیگار توسط نوجوانان و جوانان به عنوان عامل اصلی نازایی در مردان و زنان بوده،چون بر اثر سوختن سیگار ماده رادیو اکتیو با عنوان پلونیوم 210 تولید می شود که بسیاربرای بدن مضر است. § مردان سیگاری پدر نمیشوند؟ تازهترین تحقیقات پزشکی نشان میدهد که کشیدن سیگار توان باروری مردان را کاهش میدهد. متخصصان میگویند مردانی که در سن باروری قرار دارند و میخواهند صاحب فرزند شوند باید از استعمال سیگار خودداری کنند زیرا طبق آخرین یافته پژوهشگران، سیگار کشیدن آسیب جدی به اسپرمها میزند و باعث افت توانایی اتصال اسپرم و تخمک شده و به همین جهت میزان باروری را کاهش میدهد. در سالهای اخیر ناباروری بهصورت یکی از بزرگترین و شایعترین مشکلات زوجین درآمده است و در این میان میزان باروری مردان طی دهه اخیر همواره رو به کاهش بوده است و این با توجه به اینکه مردان برخلاف زنان که با تخمکهای محدودی متولد میشوند، بهصورت دایم اسپرم تولید میکنند عجیب است. ناباروری بهصورت ناتوانی یک زوج برای باردار شدن پس از یکسال تلاش برای بچهدار شدن تعریف میشود. البته جالب است که بدانید روند باروری بسیار پیچیده است در شرایط ایدهآل احتمال باردار شدن یک زن در طول یک دوره ماهیانه، حدود0 3 درصد است و حتی زمانیکه بارداری صورت میگیرد، فقط 50 تا 60 درصد از بارداریها به حاملگی کامل و بیشتر از 20 هفته منجر میشوند. در کل جامعه حدود 51 درصد زوجین از ناباروری شاکی هستند که از این میان سهم مردان در ناباروری حدود 53 درصد است. 40 درصد دلایل ناباروری به زنان برمیگردد و بقیه علتها به هر دوی زنومرد مربوط میشود. ناباروری در مردان ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد مانند مشکلات مربوط به تولید اسپرم، انتقال اسپرم و تحرک اسپرم، مشکلات آناتومیکی، انسداد وازدفران (لولهای که اسپرمها را از بیضهها به مجرای ادراری میرساند) و عفونتها. مشکلات مربوط به تولید اسپرم منجر به کاهش تعداد اسپرمها میشوند که این کاهش تعداد اسپرمها یکی از دلایل عمده ناباروری مردان در جامعه امروزی است و عوامل متعددی مانند تغییرات هورمونی، داروها، مواد مخدر، الکل، کافئین زیاد، سیگار و آسیبهای وارد به بیضهها باعث ایجاد این حالت میشوند. تحرک اسپرمها تحت تاثیر درجه حرارت است، اگر بیضهها خیلی گرم شوند، تحرک اسپرمها و احتمالا میزان ساخت اسپرمها کم میشود. پس هیچکاری در خلقت خداوند بدون حکمت نیست. اگر بیضهها داخل شکم قرار میگرفتند، عملکرد طبیعی اسپرمها و در نتیجه بقای نسل مختل میشد. برخی عواملی که باعث گرم شدن بیضههامیشوند از این قرارند: استفاده از لپتاپ روی پاها، دوشآب گرم، لباسهای زیر چسبان، رانندگی طولانی مدت و تلفنهای همراه اگر که در جیب شلوار گذاشته شوند. کاهش سطوح آنتیاکسیدانها در خون نیز میتواند دلیلی برای کاهش تعداد اسپرمها باشد. آنتیاکسیدانها که در میوهو سبزیجات تازه یافت میشوند، رادیکالهای آزاد را از جریان خون پاکسازی میکنند. افزایش رادیکالهای آزاد و بهعبارتی کاهش آنتیاکسیدانها میتواند ناشی از سیگار کشیدن، حشرهکشها، آلودگیهوا، کافئین، غذاهای آماده و آلودگی آب باشند. عامل دیگری نیز که در ناباروری مردان اثر دارد، همان مادر بیماریها یعنی چاقی است که باعث عدم توازن هورمونی میشود. - ترک سیگار:سیگار علاوه بر تمام مضراتی که دارد،مقدار اسپرم شما را کاهش میدهد.گاهی مقدار اسپرم افراد سیگاری حدود22درصد کمتر از سایرین است. §كاهش قدرت باروری همسران افراد سیگاری : ناباروری مردان و زنان را در سنین باروری مبتلا میكند و فراوانی آن به درستی معلوم نیست، به نحوی كه شیوع آن در یك ناحیه با ناحیه دیگر متفاوت است. تا ۱۰ درصد زوجها با مشكلات ناباروری روبرو هستند و علت ناباروری در ۴۰ درصد موارد مردانه، ۵۰ درصد زنانه و در ۱۰ درصد موارد نامشخص است. حدود۵۰ تا ۸۰ میلیون نفر از جمعیت دنیا از ناباروری رنج میبرند. این درحالیست كه بر اساس تازهترین نتایج تحقیقات سیگاری علاوه بر اثرات زودرسی نظیر كاهش شادابی چهره، از بین رفتن طراوت پوست، فساد دندان عامل خطری هم برای افزایش ناباروری در مردان به شمار می رود. سیگار با كاهش حجم مایع منی و شمارش اسپرم و افزایش اشكال غیرطبیعی اسپرم و كاهش حركات(به عبارتی از طریق تاثیر گذاری بر روی همه پارامترها) در روند كاهش باروری تاثیرگذار است. سیگارباعث افزایش سلولهای التهابی در مایع منی و حتی تاثیر در DNA و ژنوم اسپرم میشود. بنابراین نه تنها سیگار نخستین علت سرطان مثانه و عاملی برای بروز بیماریهای قلب و عروق است بلكه مشخصا در كاهش باروری مردان و زنان نیز موثر است. اطرافیان افراد سیگاری نیز از مضرات سیگار بی بهره نخواهند بود و آثار سوء سیگار بر باروری همسر افراد سیگاری قابل توجه است. این در حالیست كه بیش از دو سوم افراد سیگاری از عوارض سیگار بر كاهش قدرت باروری خود هیچ اطلاعی ندارند. تاثیر سیگار وابسته به دوز و طول مدت مصرف آن است . سیگار در میزان نشاط و شادابی فرزندان متولد شده نیز بی تاثیر نیست. سیگار با تاثیر بر روی شریان و ورید بافت اندام تناسلی باعث اختلال عملكرد جنسی در مردان می شود و به عملكرد جنسی آنان آسیب میرساند. در تحقیقات انجام شده كه در شهریور ۷۸ در كنگره تولید مثل آمریكا ارایه شد، نتایج تحقیق بر روی ۲۹۰ زوج سیگاری كه بیش از ۷ سال حداقل روزی ۳۰ سیگار میكشیدند حاكی از آن بود كه در زوجهای سیگاری حداكثر ظرف ۳۷ ماه باروری حاصل شده است در حالی كه این مدت در افراد غیرسیگاری ۳۰ ماه بوده است. همچنین بررسی آزمایش منی، كیفیت اسپرم غیرسیگاریها را بهتر از افراد سیگاری نشان داده است. براساس نتایج تحقیقات سیگار كشیدن ابتدا تولید هورمونهای جنسی را مختل كرده و متعاقب آن تولید اسپرم را دچار مشكل میسازد و بالاخره مواد سمی دخانیات در مایع منی هم وارد می شود. استعمال دخانیات موجب كاهش رضایت و تمایلات جنسی میشود و باروری اسپرمها را كاهش میدهد. دود سیگار بر روی عروق آلت تناسلی نظیر عروق سایر ارگانهای بدن (قلب و مغز) اثر گذاشته و با رسوب مواد سمی دود سیگار كارایی عضو در اثر كاهش جریان خون مختل می شود و بدین ترتیب فعالیت این ارگان تحت تاثیر قرار میگیرد. نتایج گزارشات دو سال اخیر حاكی از آن است كه مصرف سیگار باعث ناتوانی جنسی در مردان میشود وانزال زودرس از حالات رخ داده شده در مردان است. دود سیگار به كاهش حركت اسپرم متعاقب كاهش جریان خون منجر میشود تولید اسپرم كاهش مییابد به نحوی كه تعداد اسپرم در هر ۱ میلی لیتر مایع منی كمتر از حد طبیعی شده كه كاهش شانس بارداری را به همراه دارد. برای داشتن بارداری موفق در هر انزال، مرد باید بیش از ۵/۱میلیون اسپرم داشته باشد حال آن كه در مردان سیگاری تعداد اسپرم كمتر از این رقم است. در اثر بروز اختلال در دم اسپرم (بخش انتهایی و زائده بلنداسپرم) حركت این سلول جنسی مختلف و كمتر از حد عادی میشود. نتایج تحقیقات صورت گرفته در تركیه در سال ۲۰۰۵ موید این یافتههاست كه سیگار باعث كاهش تعداد حركت اسپرم میشود. این در حالیست كه درصد مردان سیگاری كه به مراكز ناباروری مراجعه میكنند بیش از۳۰ درصد و بیش از جمعیت عادی است بی تردید در كنار هزاران آثار سوء و مخرب سیگار از جمله خطر بروز انواع سرطانها كه جامعه بشری را تهدید میكند . كاهش قدرت باروری و عوارض حین بارداری هم از دیگر آثار سوء به اثبات رسیده در عالم پزشكی است پس بیاییم دوباره و بیشتر بیندیشیم و با ترك استعمال دخانیات خطرات استفاده از این محصولات را كاهش دهیم . + نوشته شده توسط زهره صمدي در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت
13:31 |
تقديم به ورودي ۸۵ : دانشجويان عزيز آدرس سايت هاي زير جهت سهولت انتخاب شما براي پروژه فناوري اطلاعات به حضورتان معرفي گرديده است اميدواريم توانسته باشيم گامي در راستاي خدمت به شما برداشته باشيم . لطفا پس از انتخاب سايت مورد نظر ، انتخاب شدن آنرا به مسئول كتابخانه اطلاع داده تا از انتخاب يك سايت توسط چند نفر پيشگيري شود . اميدواريم شاهد موفقيت روز افزون شما در عرصه هاي مختلف زندگي باشيم . لطفا نظر خود را در مورد اين وبلاگ بيان نماييد .
+ نوشته شده توسط بهرام صیدی در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت
9:29 |
آفتاب سوختگی آفتاب سوختگی عبارت است از التهاب پوست پس از مواجهه بیش از حد با آفتاب. اشعه آفتاب دارای طیف مرئی و اشعه نامرئی ماورای بنفش و مادون قرمز است. این دو اشعه نامرئی ممکن است باعث ایجاد سوختگی شوند. در اثر تابش آفتاب به سطح دریاها و یا نقاط پر برف کوهستانی اشعه ماورای بنفش بیشتر منعکس شده و باعث سوختگی میشود. اگر تابش اشعه شدیدتر و طولانیتر بشود منجر به سوختگیهای درجه اول و دوم خواهد شد. در روزهای ابری ، ابرهای نازک جلوی آن را نمیگیرند ولی بخار و دود تا حدی جلوی آن را میگیرند. البته مقدار زیادی اشعه فرابنفش بوسیله برف ، آب ، شن و پیادهروها منعکس میشود. __________________ + نوشته شده توسط بهرام صیدی در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت
20:54 |
تقدیم به تمام مادران دنیا :
مادرم با تمام وجود ناچیزم بر دستان مهربانت بوسه میزنم و قلب کوچکم را تقدیم وجود بی نهایتت منمایم باشد که قطره ای باشد از دریای بی کران وجودت . دوستت دارم مادر .
+ نوشته شده توسط بهرام صیدی در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت
22:58 |
آنفلولانزا شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط فهیمه شمسی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
21:43 |
آندومتریوز شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط فهیمه شمسی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
21:40 |
آرتریت مرتبط با پسوریازیس شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط فهیمه شمسی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
21:39 |
آفت دهان توضیح کلی __________________ + نوشته شده توسط وحیده سروش در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
21:27 |
آزبستوز شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط وحیده سروش در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
21:22 |
+ نوشته شده توسط بهرام صیدی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
21:15 |
آرتریت عفونی شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط بهرام صیدی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
21:5 |
تصحیح شیوه زندگی برای پیشگیری از بیماری های قلبی - مهمترین مؤلفهها در مداخلات تغییر شیوه زندگی1 برای افراد مبتلا به بیماری قلبی چیست؟ * چربیهای خوب: ١ـ چربیهای اشباع نشده2: ميتوانند میزان کلسترول نوع HDL را افزایش دهند ولی تأثيری بر کلسترول نوعLDL ندارند. از این گروه ميتوان به زیتون ـ روغن زیتون ـ اوکادو3 (نوعی میوه شبیه انبه یا گلابی بزرگ) و بعضی از مغزها مانند مغز بادام اشاره کرد. ٢ـ چربیهای امگاـ٣ 4 که در ماهیهای آب سرد مانند ماهی آزاد ـ ماهی قزلآلا ـ شاه ماهی ـ ماهی ساردین ـ ماهی دودی و همچنین در گردو و دانه کتان (بزرک) یافت ميشود. نحوه اثر امگاـ٣ عبارت است از تولید پروستاگلاندینهای5 ضد التهاب که از تشکیل لخته در جدار عروق جلوگیری ميکنند. این نوع چربی ميتواند خطر مرگ ناگهانی ناشی از بیماری قلبی، فشارخون بالا و نامنظميهای ضربان قلب را کاهش دهد.
١ـ اسیدهای چرب ترانس6 که بدترین نوع چربی هستند؛ شامل مارگارین، روغن تردکننده شیرینی و غیره، روغنهای گیاهی هیدروژنه و غذاهای آغشته در روغن سرخ شده مانند غذاهای اسنک و سرپایی ميباشند. این نوع چربیها میزان کلسترول HDL را کاهش و برعکس، میزان کلسترول LDL را افزایش ميدهند، بنابراین بیشترین خطر را برای افراد مبتلا به بیماری قلبی به همراه دارند. 2ـ چربیهای اشباع شده7 که غنی از کلسترول هستند و معمولاً در منابع حیوانی، لبنیات و غذاهای سرخ شده وجود دارند. این نوع چربیها نه تنها برای مبتلایان به بیماری قلبی بلکه برای افراد مبتلا به بیماریهای مزمن از جمله دیابت و سرطان نیز مضر ميباشند. مطالعات مختلف ثابت کرده است که کاهش میزان کل چربی دریافتی، به ویژه چربیهای اشباع شده، برای پیشگیری و درمان بیماریهای قلبی بسیار مؤثر است. ٣ـ اسیدهای چرب اشباع نشده چند زنجیرهای8 که در دانه ذرت، گل رنگ، روغن پنبه دانه و روغنهای موجود در غذاهای آماده وجود دارد. این نوع چربیها دارای اسیدهای چرب امگاـ٦ هستند که ميتوانند میانجیها و پروستاگلاندینهای التهابزا را ایجاد کنند. این اسیدها همچنین اکسیده شده و مواد سميتولید ميکند که ميتوانند به طور مستقیم به دیواره سلولها آسیب برسانند. چربیهای اشباع نشده چند زنجیرهای میزان کلسترول HDL را کاهش ميدهند.
٢ـ مصرف فیبر را افزایش دهید. رابطه میان مصرف فیبر و کاهش کلسترول در مطالعات بسیاری بررسی شده است. بیشترین محصولات فیبری که مورد استفاده قرار ميگیرند عبارتند از : جو دوسر9، پسیلیوم10، پکتین11 (ژلاتین گیاهی) و دانه کتان12. فیبرهای محلول که بیشتر در بقولات (نخود فرنگی، لوبیا، عدس که علاوه بر فیبر و دیگر مواد مغذی، غنی از پروتیینهای گیاهی هستند)، میوهها و سبزیجات وجود دارند؛ برای کاهش سطح کلسترول خون به طور طبیعی بسیار مؤثرند. مصرف رژیم غنی از فیبر، همچنین ميتواند تأثير رژیم غذایی کم چربی را در کاهش میزان کلسترول تقویت کند. مصرف روزانه ٣٥ گرم فیبر ميتواند حدود ٢٣٪ کلسترول را کاهش دهد. سبوس جو دوسر و آرد جو دوسر از بهترین فیبرها هستند و تاکنون در مورد آنها مطالعات فراوانی انجام شده است. پسیلیوم و دانه کتان که از دسته فیبرهای نامحلول هستند، نسبت به فیبرهای محلول سطح کلسترول را به میزان کمتری کاهش ميدهند.
٤ـ دانه کتان (بزرک) مصرف کنید. دانه کتان (تخم کتان) علاوه بر فیبر، سرشار از اسیدهای چرب امگاـ٣ است. مفید بودن آن در بیماریهای قلبی عروقی بیشتر به دلیل کاهش کلسترول، مهار پلاکتها13 و تأثير خفیف بر استروژن است. دانه کتان به تنهایی دارای تماميخواص فوق است ولی چون پوسته سفت و غیرقابل هضميدارد بهتر است در آب خیسانده شود. مقدار مصرف آن ٥/٢ قاشق چایخوری سه بار در روز است، اما بعضی از متخصصین تغذیه تا ٤ قاشق غذاخوری در روز را نیز توصیه ميکنند. - آیا شواهدی وجود دارد که تأثيرآنتیاکسیدانها14 را در کاهش خطر ابتلا به تصلب شرایین تأیید کند؟
+ نوشته شده توسط بهرام صیدی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
21:2 |
اختلال تنش زای پس از حادثه شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط بهرام صیدی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
21:1 |
آنوریسم شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط بهرام صیدی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
21:0 |
آنژین صدری شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط بهرام صیدی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
20:59 |
آکنه شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط بهرام صیدی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
20:58 |
آسیب به گوش میانی در اثر تغییرات فشاری شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط بهرام صیدی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
20:54 |
آرتیت روماتویید شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط بهرام صیدی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
20:53 |
آرتریت روماتویید جوانان یا کودکان شرح بیماری __________________ + نوشته شده توسط بهرام صیدی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
20:50 |
علل نازايي درزنان علل در زنان به ترتيب شيوع عبارتند از : نيمي از موارد نازائي به علت اختلال در کار تخمک گذاري تخمدانها است . اگر زن به طور منظم قاعده شود ، دليل بر تخمک گذاري مناسب است و اگر قاعدگي او نامرتب باشد ، تخمک گذاري مناسبي وجود ندارد که بايد علت آن بررسي شود . فقط حاملگي نشان قطعيت تخمک گذاري است. دسته بندي اختلالات تخمك گذاري بر اساس طبقه بندي WHO بدين ترتيب مي باشد: گروه (I) Hypothalamic amenorrhea Hypogondotropic hypogonadal anovulation اين گروه، 5 تا 10 درصد موارد را شامل مي شود. در اين افراد سطح سرمي FSH پايين يا طبيعي و سطح سرمي استراديول پايين مي باشد كه ناشي از كاهش ترشح هورمونهاي GnRH (هورمون آزاد كننده گونادوتروپين) و يا بي تفاوتي هيپوفيز در پاسخگويي به GnRH مي باشد. افراد اين دسته معمولاً آمنوره دارند. گروه (II) Normogonadotropic normoestrogenic anovulation گروه دوم، 60 تا 85 درصد موارد را شامل مي شود. ممكن است ترشح گونادوتروپين ها و استروژنها در اين زنان طبيعي باشد ولي ترشح FSH طي مرحله فوليكولي چرخه، زير مقدار طبيعي آن باشد. زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلي كيستيك در اين گروه قرار مي گيرند. تعدادي از افراد اين گروه تخمك گذاري طبيعي دارند به خصوص آنهايي كه اليگومنوره دارند. گروه (III) Hypergonadotropic Hypoestrogenic anovulation گروه سوم، 10 تا 30 درصد موارد را شامل مي شود. از علل اصلي آن نارسايي زودرس تخمدان (فقدان فوليكول هاي تخمداني به خاطر يائسگي زودرس) و مقاومت تخمداني (شكل فوليكولي) مي باشد. اكثر اين زنان آمنوره دارند و معمولاً به درمان پاسخ نمي دهند. گروه (IV) Hyperprolactinemic anovulation اين گروه، 5 تا 10 درصد موارد را شامل مي شود. به علت هيپرپرولاكتينمي، گونادوتروپين ها و در نتيجه ترشح استروژن مهار مي شود. اين افراد ممكن است داراي چرخه هاي بدون تخمك گذاري منظم باشند اما اكثراً داراي اليگومنوره يا آمنوره هستند. غلظت سرمي گونادوتروپين هاي اين گروه معمولاً طبيعي مي باشد. علل اختلالات تخمك گذاري شامل موارد زير مي باشد: * نشانگان تخمدان پركيستي (PCOS يا Polycystic Ovary Syndrome) در زناني كه دچار تخمدانهاي پركيستي شدهاند، فوليكولهاي نارس به هم ميپيوندند و كيستهاي بزرگتر يا تودههايي از كيست ميسازند. درون فوليكولهاي به هم پيوسته، تخمكها ميرسند، اما فوليكولها نميتركند تا آنها آزاد شوند. در نتيجه، زني با تخمدانهاي پركيست اغلب بينظميهاي قاعدگي، مانند قطع خونروش(آمنوره) يا خونروش گاهگاهي(اليگومنوره)، را تجربه ميكنند. اين دسته از زنان به دليل آزاد نكردن تخمك اغلب باردار نميشوند.زناني كه چاق هستند خطر دچار شدن به تخمدان پركيستي در آنها بيشتر است.گرچه باردار شدن براي زناني با تخمدان پركيستي دشوار است، برخي از آنها به طور طبيعي يا با كمك روشهاي درماني پيشرفته، باردار ميشوند. البته، احتمال سقط چنين در اين زنان از زنان ديگر بيشتر است. · ديابت(بيماري قند( · شانگان سوخت و سازي(Metabolic syndrome) كه گاه پيشساز ديابت ناميده ميشود. اين نشانگان نشان ميدهد كه بدن نميتواند مقدار هورمون انسولين را در خون به خوبي تنظيم كند. · بيماريهاي قلب و عروق و فشار خون بالا *آمنوره( (amenorrhea آمنوره اوليه: هنگامي ست كه دختر نوجوان نخستين عادت ماهانه خود را تجربه نميكند. (فقدان كامل قاعدگي در زمان بلوغ). آمنوره ثانويه: هنگامي ست كه زن قبلا قاعدگي را تجربه كرده است اما ناگهان قاعدگي وي قطع مي گردد. علل كلي آمنوره ثانويه عبارتند از: 1-تومورهاي غده هيپوفيز. 12-بيماريهاي مزمن رواني نظير افسردگي. 13-افزايش هورمونهاي پرولاكتين و تستوسترون. اهميت ورزش ووزن ايده آل دربهبودباروري : ايده آل خود رسيدند در طول 3 سال 24 نفر از آنها حامله شدند.در يك تحقيق ديگر در يازده نفر از 13 نفر خانمي كه داراي وزن بالايي بودند و تخمك گذاري نداشتند، بعد از كاهش وزن ، تخمك گذاري انجام شد و باردار شدند. انجام ورزش متعادل اهميت دارد به دو دليل،اول آنكه ورزش زياد منجر به لاغري شده و مي تواند تخمك گذاري را متوقف كند و دوم اينكه حتي اگر وزن طبيعي بدن حفظ شود فعاليت شديد ورزشي بيش از يك ساعت در روز ( دويدن، اسكي، شنا ) در تخمك گذاري مشكل ايجاد مي كند. در يك بررسي از 346 خانمي كه مشكل تخمك گذاري داشتند، نشان داده شده است كه اكثر آنها روزانه بيش از يكساعت ورزش شديد انجام مي دهند.بررسيها نشان مي دهند كه ورزش شديد اثر خود را بر ناباروري از طريقي ديگر و مستقل از كاهش وزن اعمال مي كند.احتمالا آندورفين ها ( مخدرهاي طبيعي بدن )مي توانند در اين امر دخيل باشند.آنها با افزايش سطح (( پرولاكتين )) خون در زنان تخمك گذاري ايجاد اختلال مي كنند. عدم تخمك گذاري يكي از علل شايع ناباروري در زنان است. بيشتر زنان با عدم تـــخمك گذاري مزمن، داراي دورههاي قاعدگي نامنظم و FSH طبيعي هستند(تيپ 2 تعريف سازمان بهداشت جهاني). پيش بيني وقوع تخمك گذاري در نحوه درمان اين بيماران مفيد بوده و توانايي پزشكان را در انتخاب داروي مــــناسب و بي خطـــر افزايش مي دهد. هدف از اين مطالعه بررسي برخي عوامل مؤثر بر تخمك گذاري در بيماران اليگومنوره نابارور بود که از آبان 1381 لغایت آبان 1382 به پزوهشکده رویان مراجعه کرده بودند. مواد و روشها : درمجموع 74 بيمار با قاعدگي هاي نامنظم و عدم تخمك گذاري مراجعهكننده، تحت درمان با تاموكسيفن قرار گرفتند. عوامل مورد بررسي شامل علائم باليني مانند رويش غيرعادي مو در ناحيه صورت(Hirsutism) و نمايه توده بدني(BMI)، آندوكرين (FSH, LH, تستوسترون و انسولين) و يافته هاي سونوگرافيك (اندازه گيري حجم و استروماي تخمدان) قبل از درمان بود. پاسخ دهي تخمدان و تخمك گذاري با پايش سونوگرافي و اندازه گيري پروژسترون (در فاز لوتئال) تعيين شد. يافتهها : براساس آناليزهاي آماري,هيرسوتيسم, BMI, غلظت LH سرم و نسبت LH/FSH و حجم تخمدان به عنوان پارامترها ي پيش بيني كننده تخمك گذاري شناخته شدند ( 05/0 (P≤. تفاوت آماري معني داري بين سن, مدت ناباروري, نسبت FBS به انسولين ناشتا و تخمك گذاري مشاهده نشد. استنتاج : نتايج حاصل از اين مطالعه نشان مي دهد كه علائم بالینی شامل BMI و هيرسوتيسم ، وضعيت آندوكرين و شاخصهاي سونوگرافيك تخمدان زنان اوليگومنوره در مرحله قبل از درمان مي تواند در پيشگويي پاسخ تخمدانها پس از تحريك با داروي تاموكسي فن مؤثر باشد. *كاهش ذخيره ي تخمدانها *نارسايي زود رس تخمدانها *نقص فاز لوتئال داروهاي مصرفي آنتي استروژنها احتمالا با اشغال گيرنده هاي استروژني هيپوتالاموس و هيپوفيز از ايجاد پس خور منفي به وسيله استراديول جلوگيري مي كنند. بنابراين، سطح سرمي FSH افزايش مي يابد كه منجر به تحريك رشد فوليكولي و توليد استراديول فوليكولي مي شود. هر چند مكانيسمهاي ديگري نيز ممكن است دست اندركار باشند 1ـ كلوميفن: مؤثرترين دارو در درمان گروه 2 است. اين دارو در بيماريهاي كبدي و وجود كيست هاي تخمداني منع مصرف دارد. مقدار مصرف آن در شروع mg/day 50 طي 5 روز متوالي مي باشد. در زناني كه داراي چرخه قاعدگي طبيعي هستند تجويز آن در هر زمان امكان پذير است ولي اغلب در روز سوم تا پنجم قاعدگي طبيعي يا خونريزي هاي القا شده توسط پروژسترون تجويز مي گردد. اگر تخمك گذاري صورت نگرفت مقدار مصرف آن در دوره بعدي (خون ريزي طبيعي يا القا شده توسط پروژسترون) افزايش مي يابد. اگر تخمدان باز هم پاسخ نداد مي توان افزايش دوز را تا مقدار mg/day 100 طي 5 روز متوالي در دوره بعدي ادامه داد. اگر تخمك گذاري صورت گرفت اين دوز را مي توان به مدت 6 تا 12 ماه يا تا بروز حاملگي ادامه داد. مطالعات نشان داده كه اكثر زنان در طول شش دوره درمان با دوزهاي تا mg/day 100 به كلوميفن پاسخ مي دهند. دوزهاي بيشتر از mg/day 200 و رژيم هاي طولاني تر ممكن است در بعضي زنان مقاوم به درمان موفقيت آميز باشد. زنان چاق با سندرم تخمدان پلي كيستيك ممكن است به خوبي به القا تخمك گذاري توسط كلوميفن پاسخ ندهند. اين زنان به انسولين مقاوم هستند و هيپرانسولينمي مربوط ممكن است در هيپراندروژنيسم وابسته به سندرم تخمدان پلي كيستيك نقش داشته باشد. طي مطالعه اي تحقيقاتي نقش متفورمين در القا تخمك گذاري در زنان چاق با سندرم تخمدان پلي كيستيك بررسي شده است (1). هرچند ظاهراً متفورمين به منظور القا تخمك گذاري در اين زنان موثر واقع شده است ولي اثرات تراتوژنيسيته داروهاي خوراكي پايين آورنده قند خون در گسترش روز افزون مصرف آنها وقفه انداخته است. 2ـ تاموكسيفن: تاموكسيفن نيز همانند كلوميفن يك آنتي استروژن است كه قادر به القا تخمك گذاري مي باشد. دوز معمول آن در شروع mg/day 20 براي 5 روز متوالي از روز سوم قاعدگي مي باشد. تاموكسيفن كمتر از كلوميفن جهت القا تخمك گذاري استفاده مي شود. ارزيابي درمان با آنتي استروژنها تقويمي كه خون ريزي منظم در هر 4 هفته را نشان مي دهد، بيانگر چرخه هايي با تخمك گذاري است. همچنين افزايش دو مرحله اي دماي بدن مي تواند شاهدي بر بروز تخمك گذاري باشد. همچنين انجام آزمايشاتي از قبيل سونوگرافي و ارزيابي سطح سرمي پروژسترون طي مرحله mid-luteal چرخه مي تواند تعيين كننده باشد. هر چند سودمندي استفاده از روش تعيين LH در منزل سؤال برانگيز است ولي بعضي از زنان به تشخيص سريع تخمك گذاري اهميت مي دهند.تقريباً در 80 درصد از زنان گروه II طي سه دوره درمان با كلوميفن تخمك گذاري صورت مي گيرد. بعد از شش ماه درمان، احتمال وقوع حاملگي در هر دوره بدون توجه به تخمك گذاري منظم كاهش مي يابد. به علاوه، در موارد درمان با دوز بالاي كلوميفن احتمال بروز حاملگي كمتر مي باشد كه شايد به اين علت باشد كه دوزهاي بالاي كلوميفن باعث آسيب به موكوس گردن رحم و آندومتر مي شود. وقوع حاملگي دو قلو و سه قلو به ترتيب 9 و 3 درصد است. احتمال بروز نقص در تولد مشابه حاملگي طبيعي است، بروز حاملگي نابجا افزايش نمي يابد و خطر سندرم تحريك بيش از اندازه تخمدان كمتر از 1 درصد مي باشد. گونادوتروپين ها از سال 1961 كه از ادرار زنان يائسه گونادوتروپين هايي با فعاليت بيولوژيك LH و FSH به نسبت 1:1 استخراج شد (hMG)، اين داروها در القاي تخمك گذاري نقش اساسي را ايفا نموده اند. طي خالص سازي هاي انجام شده FSH خالص و خيلي خالص از ادرار استخراج شد تا اين كه در سال 1996 FSH نو تركيب انساني با درصد خلوص بالاي 99 درصد توليد شد. موارد مصرف گونادوتروپين ها عبارتند از: ■ افراد گروه اا كه به درمان با كلوميفن پاسخ نداده اند. ■ افراد گروه ا كه ترشحات هيپوفيزي كمي دارند و يا به عنوان خط دوم درمان در زناني كه داراي آمنوره وابسته به هيپوتالاموس مي باشند. مقدار مصرف: هدف از القاي تخمك گذاري با گونادوتروپين ها (همانند كلوميفن) تشكيل يك فوليكول غالب مي باشد. در يك چرخه قاعدگي طبيعي اين هدف با افزايش گذراي غلظت سرمي FSH در ابتداي دوره به وجود مي آيد (2). سپس غلظت كاهش مي يابد تا از رشد فوليكولهاي ديگر جلوگيري شود. جهت دستيابي به يك فوليكول رشد يافته توسط گونادوتروپين هاي اگزوژن نياز به رژيم هاي درماني خاص مي باشد. اين رژيم ها عبارتند از: 1ـ Low dose step up protocol 2ـ Low does step down protocol در رژيم درماني Low does step up ابتدا FSH با دوز lu/day 75 ـ 5/ 37 به صورت زير جلدي يا عضلاني تجويز مي شود و پس از ارزيابي با سونوگرافي و تعيين سطح استراديول سرم اگر پاسخ مستدلي ديده نشد، مقدار مصرفي FSH بعد از 14 روز افزايش مي يابد. افزايش تدريجي 5 /37 واحد در فواصل هفتگي تا حداكثر lu /day 225 ادامه مي يابد تا اينكه فوليكول غالب تشكيل شود سپس با تجويز h CG تحريك تخمك گذاري انجام مي گيرد. در رژيم درماني Low dose step down مدت كوتاهي بعد از خونريزي طبيعي يا القا شده توسط پروژسترون FSH با دوز lu /day 150 تجويز مي گردد و تا زماني كه اندازه فوليكول غالب به بيشتر از 10 ميلي متر برسد درمان ادامه مي يابد، سپس دوز مصرفي به lu/day 5/ 112 كاهش يافته و سه روز بعد به lu/day 75 رسانده مي شود. در نهايت، با تجويز hCG تخمك گذاري القا مي شود. اين پروتكل درماني، تقليدي از چرخه طبيعي مي باشد. در مقايسه با رژيم step _ up از لحاظ كمتر بودن شيوع تحريك بيش از اندازه تخمدان و بيشتر بودن احتمال بروز رشد يك فوليكول ارجح مي باشد، در نتيجه در اين رژيم درماني خطر حاملگي چند قلويي نيز كمتر است. دوز كلي r FSH (FSH نو تركيب) مورد نياز كمتر از FSH خالص شده از ادرار مي باشد ولي ميزان بروز مشكلات درماني در هر دو يكسان است. مطابق تحقيقي كه انجام گرفته، كارآيي FSH خالص شده از ادرار و r FSH معادل يكديگر مي باشد (3). FSH خالص شده از ادرار تا اندازه اي فعاليت LH نيز دارد در حالي كه r FSH فاقد خاصيت LH مي باشد. تجربيات نشان داده كه افراد گروه ا (دسته بندي WHO) كه سطح سرمي LH در آنها بسيار پايين مي باشد (كمتر از IU/L 5/0) جهت تثبيت مقدار استراديول فوليكولي نيازمند به hCG اگزوژن (يا LH نوتركيب) مي باشند). رژيم معمولي كه براي درمان با گونادوتروپين ها به كار مي رود به اين صورت است كه 2، 3 يا 4 روز بعد از قاعدگي يا قاعدگي القا شده تجويز 1 يا 2 آمپول hMG (IU/day 150 ـ 75) شروع مي شود و دوز مصرفي آن تا 7 روز ثابت نگه داشته مي شود. پس از آن، پاسخ دهي تخمدان با تعيين سطح سرمي استراديول ارزيابي مي شود. اگر پاسخي مشاهده نگرديد افزايش مقدار h MG به اندازه 1 يا 2 آمپول در هر 3 تا 4 روز ادامه مي يابد تا پاسخ مستدلي ديده شود. زماني كه حداكثر قطر فوليكول به mm 18ـ 16 رسيد و سطح سرمي استراديول به ميزان pg/ml 250 ـ 150 در هر فوليكول رسيده مطابقت كرد، IU 10000 ـ 5000 از hCG به صورت عضلاني تجويز مي شود، متعاقب آن همانطوري كه انتظار مي رود تا 36 ساعت بعد از تخمك گذاري، صورت مي گيرد. پايش رژيم هاي درماني با اندازه گيري قطر فوليكول ها با سونوگرافي مي توان از چگونگي پاسخگويي تخمدان به گونادوتروپين هاي درماني آگاه شد. اسكن ها معمولاً هر دو يا سه روز روي فوليكول هاي با اندازه متوسط انجام مي گيرد. تجويز hCG (Iu 10000 به صورت عضلاني) در روزي كه قطر فوليكول به بيشتر از 18 ميلي متر مي رسد انجام مي گيرد. اگر بيشتر از سه فوليكول بزرگتر از mm 16 شده باشند تحريك بايد متوقف شود و h CG تجويز نگردد و استفاده از كاندوم جهت جلوگيري از حاملگي چند قلويي و تحريك بيش از اندازه تخمدان الزامي مي باشد. اندازه گيري استراديول سرمي ممكن است مفيد باشد، زيرا غلظت بالاتر از حد طبيعي (n g/dl 40 ـ 14) مي تواند پيش درآمدي براي تحريك بيش از اندازه تخمدان باشد. درمان ضرباني با GnRh: تجويز ضرباني GnRh با استفاده از پمپ انفوزيوني باعث تحريك توليد FSH و LH مي شود، غلظت سرمي FSH و LH در حد طبيعي باقي مي ماند و در نتيجه احتمال رشد چند فوليكول و تحريك بيش از اندازه تخمدان كمتر مي شود. تجويز ضرباني GnRh در زنان گروه ا با ساختار هيپوفيزي سالم صورت مي گيرد. تجويز داخل وريدي نسبت به تجويز زير جلدي آن ارجح مي باشد. جهت تقليد حالت طبيعي مقدار 5/2 تا 10 ميكروگرم GnRh در فواصل زماني 60 تا 90 دقيقه تزريق مي گردد. جهت جلوگيري از حاملگي چند قلو ابتدا بايد از دوز پايين شروع كرده و به تدريج مقدار مصرفي را افزايش داد تا به حداقل دوز لازم جهت القاي تخمك گذاري رسيد، تجويز ضرباني GnRh ممكن است بعد از تخمك گذاري قطع شود و جسم زرد با hCG حمايت شود. خون ريزي كه به شكل منظم هر چهار هفته رخ مي دهد دليل بر چرخه هايي با تخمك گذاري است. معمولاً اولتراسونوگرافي و اندازه گيري پروژسترون سرم براي پايش درمان لازم نمي باشد. ميزان تخمك گذاري 90 درصد و حاملگي 80 درصد با اين روش گزارش شده است. آگونيست هاي دوپامين آگونيست هاي دوپامين باعث مهار سنتز پرولاكتين و آزاد سازي آن از هيپوفيز مي شوند و جايگزيني براي دوپامين درون زا و آزاد شده از نورون هاي اينفنديبولار هيپوتالاموس به گردش خون باب مي باشند. بروموكريپتين اولين آگونيست دوپامين به صورت گسترده جهت درمان هيپرپرولاكتينمي و عدم تخمك گذاري ناشي از آن استفاده مي شود. اخيراً داروي كابرگولين از اين دسته در دسترس قرار گرفته كه به صورت اختصاصي تر به رسپتورهاي D2 متصل مي شود. مقدار مصرف بروموكريپتين در شرو ع mg 25/1 هنگام خواب مي باشد و طي 3 تا 5 روز قابل افزايش به حداكثر mg/day 10 مي باشد. مقدار مصرف كاربرگولين در شروع به مقدار mg 5/0 در هفته مي باشد. بسته به نوع پاسخ، دوز مصرفي به mg 1 در هر هفته يا 2 بار در هفته قابل افزايش مي باشد. درمان در شروع حاملگي معمولاً قطع مي گردد مگر در مواردي كه ماكروپرولاكتينوما وجود داشته باشد كه در اين صورت طي حاملگي ادامه مي يابد. در پايان مروري گذرا بر القاي تخمك گذاري در بيماران داوطلب براي IVF و رژيم درماني آنها خواهد شد. IVF Protocol براي كنترل هرچه بيشتر چرخه تخمك گذاري يك آگونيست GnRh (مثل 1 mg/day لوپرولايداستات به صورت S.C. ) به مدت دو هفته تجويز مي گردد تا توليد گونادوتروپين هاي درون زا مهار شود. در افرادي كه داراي چرخه هاي بدون تخمك گذاري هستند و يا غلظت سرمي پروژسترون در آنها كمتر از nanomoI/L (3ng/ml) 5/9 مي باشد، تجويز نوراتيندرون (5 ميلي گرم به صورت خوراكي به مدت 10 روز) از سه روز قبل از شروع تجويز GnRh انجام مي گيرد. تجويز عضلاني h MG به مقدار IU/day 300 ـ 225 باعث تحريك رشد فوليكولي مي شود و تجويز هم زمان آگونيست GnRh با حداقل مقدار، باعث پيش گيري از ترشح ناگهاني LH مي شود. مقدار تجويز hMG مطابق رشد فوليكولها (با بررسي سونوگرافي) و سطح سرمي استراديول تنظيم مي گردد. FSH نوتركيبي مؤثرتر از hMG مي باشد و به زودي به عنوان فرآورده انتخابي خواهد شد (5،4). هنگامي كه فوليكولهاي تخمداني به بلوغ كامل رسيدند، تجويز hCG باعث تحريك تخمك گذاري مي گردد. اندازه فوليكول (mm 18) و غلظت سرمي استراديول (pg/ml 200) دو عامل تعيين كننده براي زمان بلوغ فوليكولها مي باشد. + نوشته شده توسط وحیده سروش در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
8:47 |
کشف فئوکروموسیتوم معرفی مهم ترین تست های تشخیصی بیماری فئوکروموسیتوم چکیده هدف : هدف از این کار تعیین حساس ترین تست بیوشیمیایی ،در تایید تشخیص فئوکروموسیتوم ونیز تشخیص نقش بالقوه ی ید 131 نشان دار شده با آنالوگ نوراپی نفرین ،در تهیه ی تصاویر دوبعدی ،جهت تشخیص این تومور است. خلاصه ای از اطلاعات پیشین : فئوکروموسیتوم یک تومور نادر تولیدکننده ی کاتکول آمین ،با اثرات موضعی مشخص در غده ی آدرنال است. به علت مهم بودن این بیماری ،مهم ترین تست تشخیصی این تومور در اینجا تعریف شده است . روش ها ی موجود : جمع آوری داده ها واطلاعات موثر در آینده ی بیماران مبتلا به فئوکروموسیتوم ، درمرکز پزشکی دانشگاه Duke ونیز مرکز پزشکی کارآزمودگان Durham.NC انجام گرفته بود. هرگونه تجزیه وآنالیز ادرار،پلاسما و پلاکت،در نهایت مراحل استانداردی انجام گرفت ونیز توسط یک مامورتحقیق نظارت شد. تصاویر 131I-MIBG هریک به طور مستقل توسط دو تن از داروشناسان دوره و تجدید نظر شد. دست آورد ها : مجموعه ای از 152 بیمار (که 55.3% از آنان خانم بودند.) در این تحقیق ثبت نام کردند .اغلب (73.3 %)این بیماران سفیدپوست بودند. حملات ناخوشی (تعریق شدید،افزایش ضربان قلب،سردرد) ونیز افزایش فشارخون به ترتیب در 51.4% و66.6% از بیماران وجود داشت والبته اختلالات دوطرفه در 12.5%، فئوکروموسیتوم بدخیم در 26.6% ،و فرم ژنتیکی و ارثی بیماری ( ژن عامل بیماری ) در 23% از این بیماران تشخیص داده شد .حساس ترین تست های تشخیصی که منجر به تشخیص بیماری می شود ، شامل نورمتانفرین تام ادراری (96.9% ) نوراپی نفرین پلاکتی (93.8% ) و سینتی گرافی 131I-MIBG (83.7%) بود. درمجموع با سینتی گرافی 131I-MIBG ،نوراپی نفرین پلاکتی حساسیت 100% ،نوراپی نفرین پلاسمایی حساسیت 97.1% ،نورمتانفرین تام ادراری حساسیت 96.6% و نوراپی نفرین ادراری حساسیت 95.3% داشتند . استنتاج : تست های انتخابی برای تایید تشخیص فئوکروموسیتوم شامل نورمتانفرین ادراری و نوراپی نفرین پلاکتی است. ترکیب سینتی گرافی 131I-MIBG و تست های تشخیصی ادرار، خون و پلاکت ها سبب افزایش میزان حساسیت می شود. بنابراین در صورتیکه از نظر بالینی به تشخیص فئوکروموسیتوم مشکوک شدیم و میزان کاتکول آمین ها در حد نرمال باشد ،یک اسکن MIBG انجام می گیرد . + نوشته شده توسط وحیده سروش در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت
8:31 |
هومیوپا تی -Homeopathy ازHomeo به معناي تشابه (Similar) وPathos به معناي رنج وزيان (Suffering )گرفته شده است.با بياني ساده به اين معني كه در اين سبك درماني ، از ماده دارويي خاصي استفاده مي شود كه اگر آنرا به فردي بيمار با يكسري علائم خاص تجويز كنند فرد سلامت خود را بدست مي آورد اما اگر همين دارو را به فردي سالم تجويز نمايند دچار همان علائم فرد بيمار ( Similar ) مي شود ، به عنوان مثال دارويAllium cepa كه از پياز قرمز بدست مي آيد در فرد سالم ايجاد آبريزش از چشم و بيني و حساسيت (علائمي مشابه سرما خوردگي ) مي كند .حال در طبHomeopathy از اين دارو جهت درمان سرماخوردگي استفاده مي شود يا گياهIpecac در بيمارستانها و مراكز مسموميت جهت ايجاد تهوع و استفراغ استفاده مي شود در حالي كه محلول رقيق آن جهت متوقف كردن تهوع و استفراغ استفاده مي شود . لذا درHomeopathy همان دارويي كه بيماري ايجاد مي كند مي تواند درمان نيز باشد. گر چهHomeopathy 2500 سال پيش توسط بقراط توصيف شد اما 200 سال است كه به طور عملي مورد استفاده قرار گرفته . اين سيستم پزشكي در قرن نوزدهم توسط يك پزشك آلماني به نامSamuel Hahnemann ارائه گرديد ، او داروي china (qvinhne) را كه در درمان مالاريا بكار مي رود بارها رقيق كرد تا به مكانيسم تاثير دارو پي ببرد، با كمال تعجب حين بكارگيري رقتهاي بالاي اين دارو علائمي مشابه مالاريا ايجاد شد ، آنگاه وي بر تجربيات و مطالعات خود افزود ( او مطالعات فراواني را بر روي خود ، خانواده و دانشجويانش انجام داد . ) وHomeopathy را پايه گذاري نمود. او در سال1796 Essay on the new cuative principle را منتشر نمود و تجربيات خود در باب اصولSimilar به رشته تحرير درآورد .در همان سالهاJenner نشان داد كه اگر يك دوز كم از ويروس آبله گاوي) (Cow pox به بيماران داده شود آنها را از ابتلا به Smallpox (آبله مرغان) محافظت مي كند . اين يافته Jenner تا حدوديHomeopathy را تائيد كرد.داروهايي كه در Homeopathy استفاده مي شود توانايي خود بدن را در ترميم خويش بر مي انگيزد يا به بياني ديگر سيستم ايمني بدن را تحريك مي نمايد و خود به طور مستقيم نقش چنداني در رفع بيماري ندارد. Homeopathyبر اساس قانونS.Hahnemann پايه گذاري شده : جهت درمان بيماري ها 2 راه وجود دارد : 1- Opposites: به عنوان مثال جهت درمان يبوست از داروهاي ملين و ايجاد كننده اسهال استفاده مي شود . 2- Similars : كه در قسمت پيش زمينه توضيح داده شد . - Homeopathy در سال 1826 در آمريكاي شمالي و بعد در كانادا و ايالات متحده آمريكا به كار گرفته شد و در سال 1844 ،انستيتو آمريكاييHomeopathy تاسيس گرديد. · اصل فلسفي : Homeopathy بر اساس تئوري Vitalistic پايه گذاري شده است. مشابه طب سنتي چين، Homeopathy بيشتر به پتانسيل خود بدن در ترميم خويش و ارتباط نزديك روح و جسم اهميت مي دهد . در اينجا اعتقاد بر اين است كه بيماري در نتيجه عدم تعادل در يكي از نيروهاي حياتي و يا سيستمهاي توليد انرژي ، به وجود مي آيد و درمان مناسب منجر به باز گرداندن تعادل و در نهايت كسب سلامتي مي گردد . :Homeopathy اصول بر 2 اصل استوار است : 1- اصل تشابه (Similaris) 2- اصل آثار بيولوژيكي رقت بالا (غلظت كم مواد ) : (Similaris)1. اصل تشابه اين اصل در واقع همانطور كه قبلاً هم بيان شد بدين مضمون است كه همان دارويي كه ايجاد بيماري مي كند مي توان درمان آن بيماري نيز باشد و اين برخلافallopathy ) opposite suffering ) است . طبق اين اصل : 1) يك غلظت معين از يك ماده در شرايط متفاوت فيزيولوژيك ، ممكن است تاثيرات متضادي داشته باشد . 2) دو غلظت متفاوت از يك ماده ممكن است تاثيرات متضادي به همراه داشته باشد. -چندين مشاهده در بيوپزشكي با يافته هاي اصل تشابه قابل مقايسه است كه برخي عبارتند از : 1-برخي داروها مي توانند علائمي را ايجاد كنند كه خود نيز قادر به فرو نشاندن آنها هستند به عنوان مثال آسپيرين در دوز درماني باعث هايپوترمي مي شود اما در دوز سمي باعث هايپرترمي تهديد كنند حياتي مي گردد يا داروهايي كه جهت درمان آنژين و آريتمي به كار مي روند مي توانند يك آنژين شديد (نيترو گليسيرين ) يا آريتمي (مانند ديجوكسين)ايجاد كنند . 2- برخي داروها در افراد مختلف اثرات متضادي دارند به عنوان مثال بنزوديازپين ها به طور نرمال جهت درمان افسردگي استفاده مي شوند و اين در حالي است كه در برخي افراد باعث ايجاد آشفتگي و هيجان مي شود يا اينترفرونها باعث تقويت سيستم ايمني مي شوند اما در برخي افراد موجب ضعف ايمني مي گردند . 3-بر خورد قبلي با غلظت كم يك ماده ، پاسخ بدن به برخورد مجدد با آن ماده را تعديل مي كند .مثلا در معرض قرارگيري با پرتو تابي با شدت كم مي تواند از فرد در برابر خطرات پرتو تابي باشدت بالا محافظت كند. (دوز كم اپي نفرين باعث اتساع عروق ولي دوز بالاي آن موجب انقباض عروق مي گردد.) 3- مورد اول مي تواند اولين بيان اصل تشابه را( يك غلظت معين از يك ماده مي تواند تاثيرات متضادي بهمراه داشته باشد) نشان دهد و مورد چهارم دومين بيان اصل تشابه را (2 غلظت متفاوت يك ماده مي تواند تاثيرات متضادي داشته باشد ). 2) اصل آثار بيولوژيكي رقت بالا Homeopathy تقريباً معادل با رقت بالاي ( غلظت بسيار كم) مواد دارويي است. آيا اين غلظت بسيار كم از داروها مي تواند از لحاظ بيولوژيكي فعال باشد يا خير ؟ Eskinazi يك سري تحقيقات بيولوژيكي را ارائه كرد كه نشان مي داد غلظت كم مواد دارويي مي تواند از لحاظ بيولوژيكي فعال باشد به جدول ذيل توجه فرماييد . · تحقيقات در زمينه Homeopathy: جهت اثبات اصول Homeopathy تحقيقاتي در اين زمينه صورت گرفته است كه در اينجا به ذكر دو نمونه مي پردازيم: 1- تاثيرات بيولوژيكي غلظت هاي مختلف آسپيرين : پرفسورDoutremepuich از دانشگاهBordeaaux فرانسه يك مطالعه مقايسه اي را روي آثار بيولوژيكي تزريق رقتهاي متفاوت آسپيرين (بين 100mg/kg و30 CH ) انجام داد كه نتايج اين مطالعه از اين قرار است: 1- غلظت بالاي آسپيرين(100mg/kg ) موجب كاهش تجمع پلاكتها و ترمبوآمبولي شرياني و وريدي مي گردد. 2- غلظت بسيار پايين آسپيرين(9.15.30 CH ) موجب افزايش تجمع پلاكتي و افزايش احتمال ترومبوآمبولي مي گردد. 3- فعاليت آنتي ترومبوتيك و ضد تجمع پلاكتي آسپيرين در غلظت mg/kg100 توسط تزريق توام غلظت CH15 آسپيرين مهار مي شود . اين يافته ها سوالات زيادي را برانگيخت مخصوصا يافته سوم . 2 - تاثير هيستامين رقيق شده بر فعاليت بازوفيلها : بازوفيل ها به محض تحريك توسط مواد بيگانه فعال شده (آنتي ژنها) و گرانولهاي خود را كه حاوي آنزيمهاي ويژه و هيستامين است آزاد مي كند و لذا در سيستم ايمني بدن نقش ايفا مي كند . اين تحقيق نشان داد كه هيستامين با رقت C 18، موجب مهار فعاليت بازوفيلها مي شود . علاوه براين نشان داده شد كه با حضور سايمتيدين ( مهار كننده رسپتور هيستامين ) پديده مذكور ، مهار خواهد شد . · بررسي كلينيكي : ارزيابي Homeopathy شامل شرح حال گرفتن از بيمار و يك معاينه عمومي استاندارد از ارگانها و سيستمهاي بدن است . نقاط كليدي ارزيابي Homeopathy تفاوت چنداني با ارزيابي مرسوم امروزه در بررسي بيماريها ندارد اما شامل جزئيات بيشتري است . عناصر مهمي كه بايد در ارزيابي مورد بررسي قرار گيرند عبارتند از : 1- علائم روحي و رواني : مانند ترس اضطراب ، افسردگي و ... 2- حساسيت فرد نسبت به : حوادثي مانند سوختن توسط شعله يا مواد شيميايي 3- Location : محل علامت در بدن خيلي مهم است. 4- Direction : آيا علائم از يك مكان به مكان ديگر جابجا مي شود و يا آيا به نقاط ديگر نيز سرايت مي كند يا خير ؟ 5- Concomitant symptoms : غير از علامت اصلي آيا بيمار با علائم ديگري نيز همراه است ياخير؟ اين گزينه برايHomeopath (كسي كه به طب Homeopathy مي پردازد ) بسيار ارزشمند است . 6- Modalities : چه عواملي سبب بهتر شدن يا بدتر شدن علا ئم مي گردند؟ (دما ، موقعيت، غذا ، زمان خاصي از روز و...) 7- Intensity : معمولا از بيمار خواسته مي شود تا اين علامت را با ساير علا ئمي كه د اشته مقايسه كند. 8- Onset : زمان و تاريخ شروع علائم بسيار مهم است . علامتي كه در شب ايجاد شده نسبت به علامتي كه در صبح ايجاد شده از لحاظ طبقه بندي علائم ، در طبقه متفاوتي قرار مي گيرد . 9- توالي حوادث : قبل از اينكه بيمار دچار علائم شود چه اتفاقي افتاده و ترتيب وقوع حوادث چگونه بوده ؟ · داروهاي Homeopathy : داروهاي Homeopathy از گياهان ، مواد معدني و فراورده هاي حيواني بدست مي آيد و در درمان طيف وسيعي از بيماريها شامل التهاب حاد ، زخمها ، بيماريهاي مزمن و بيماريهاي روحي بكار مي رود . داروها در واقع سيستم دفاعي بدن را در ترميم خود ، تحريك ميكندو خود به طور مستقيم نقش چنداني در رفع بيماريها ندارند و لذا فاقد تاثيرات جانبي و سمي اند . همين اصل هم در سال 1800 ميلادي جهت واكسيناسيون بكار برده شده .بدين گونه كه براي جلوگيري از ابتلا به آبله مرغان(Smollpox ) به انسان آبله گاوي ( Cow pox ) تزريق مي شد . آبله مرغان و آبله گاوي دو بيماري متفاوتند اما شباهت هايي با هم دارند . اين مثالي بود تا نشان داده شود كه چگونه واكسيناسيون بر اساس Homopethy پايه گذاري شد . - مراحل تكامل داروهاي Homeopathic : در توسعه و تكامل داروهاي Homeopathic سه مرحله عمده وجود دارد : · اواخر قرن 18تا سال 1840 : در سالهاي اولين Homeopathy ، پزشكاني كه در اين زمينه اشتغال داشتند خود داروهاي Homeopathic را مي ساختند زيرا داروخانه هاي محدودي با روش هاي ساخت اين گونه مواد آشنايي داشتند . · از سال 1850 فارماكولوژيستهاي اين علم پا به عرصه ظهور نهادند و وظيفه و جايگاه آنها معلوم شد ، پزشكان داروها را تجويز مي نمودند و فارماكولوژيستها داروها را مي ساختند. · در انقلاب صنعتي در اوائل قرن 20 : پزشكان با توجه به استانداردهاي پزشكي و قابل اعتماد بودن آنها ، وادار شدند تا فرمول هاي ويژه اي جهت ساخت اين داروها بكار گيرند . داروسازان به آزمايشگاهها پا نهادند و داروهاي بهتر و بيشتري ساخته شدند. آزمايشگاهها نه تنها دارو هاي ژنريك را تهيه مي كردند بلكه همچنين يك سري دارو هاي اختصاصي را با نام خودشان ساخته و پخش مي نمودند بنا بر اين .Lehning .Delpech .Boiron .LHM .LHF .در فرانسه و Schwahe در آلمان و ... ايجاد شد . · تاكنون در حدود 2000 داروي Homeopathic توصيف شده است . داروهاي Homeopathic از طيف وسيعي از مواد طبيعي ساخته مي شوند . حدوداً 75 درصد از مواد بكار رفته را گياهان شامل گل ، ريشه ، شيره و ... تشكيل مي دهند . حيوانات جايگاه خاصي در تدارك داروهاي Homeopathic بر عهده دارند و داروها ي فراواني از منشا حيواني ساخته مي شوند . برخي حشرات مانند پشه اسپانيايي (Apis mellifica) و فرآورده هاي خاص حيواني مانند سم مار كبري (Naja ) در تهيه داروها استفاده مي شوند . برخي ميكروبها ،باكتري ها و ويروسها نيز جهت توليد گروه خاصي از داروها (كه Nosoode ناميده مي شود) بكار مي روند . مانند ويروس آنفلوانزا ، باكتري سل و غيره . همچنين مواد شيميايي و معدني ويژه اي نيز جهت توليد داروها مورد استفاده قرار مي گيرند . به عنوان مثال : اسيد سولفوريك ، اسيد نيتريك ( مواد شيميايي ) و طلا ، روي ، نقره و آهن ( مواد معدني ) . - طرز تهيه داروها: درHomeopathy به روش آماده سازي داروها ،Potentisation گفته مي شود كه در واقع يك غلظت بسيار كم از يك دارو است . روش آماده سازي بدين صورت است كه يك تكه بسيار كوچك از هر ماده مثلاً يك قطره از سم مار را به عنوان يك جز دارو با 99 قطره از الكل يا آب مقطر مخلوط مي كنند سپس آن را به شدت تكان مي دهند اين محلول را 1c Potency ( محلولي با قدرت 1c ) مي نامند. حال از اين 100 قطره ، يك قطره بر مي دارند و دوباره با 99 قطره الكل يا آب مقطر مخلوط كرده و تكان مي دهند (2c Potency ). اين روند آنقدر ادامه پيدا مي كند تا محلول هايي با قدرت.10000c.1000c .200c .30c 50000c 100000c . . ساخته شود . · كار مي كند ! اين پديده و بهبودي با چنين داروهايي تجربه روزانه هزارانHomeopath (كساني كه در رشتهHomeopathy اشتغال دارد ) در سراسر جهان از 200 سال گذشته است و Homeopathy كارايي خود را به اثبات رسانده . در پايان مقاله به ذكر چندينCase مي پردازيم . در ضمن در علم طبابت شگفتيهاي بسياري وجود دارد از جمله هيپنوتيزم ، طب سوزني و ... . · تعيين وتجويز داروها : با استفاده از قانون تشابه (Similars ) Homeopath علائم فرد بيمار را با علائم ايجاد شده توسط ماده دارويي هنگامي كه به فرد سالم داده مي شود با هم جور كرده (matching ) و مقايسه مي نمايد . تست ماده دارويي را بر روي افراد سالم Proving مي نامند . علائم ايجاد شده در فرد سالم ،بانك اطلاعاتي ما را تشكيل مي دهد كه در Homeopathy ، به عنوان Materia Medica شناخته مي شود . Materia Medica ، Homeopath را قادر مي سازد تا با استفاده از خلاصه و چكيده مواد دارويي موجود ، داروي مورد نياز بيمار را انتخاب نمايد و لذا يك درمان موثر و موفق را به بيمار هديه كند . · معرفي 4 داروي مهم : در حدود 2000 داروي Homeopathy وجود دارد كه از اين ميان در حدود 100 دارو ، جز داروهاي اصلي و 300 دارو ، جزو داروهاي فرعي مهم هستند كه روزانه مورد استفاده قرار مي گيرند. Sepia : Sepia دارويي است كه از جوهر مركب نوعي ماهي به نام Cuttle بدست مي آيد . قبل از اينكه به انديكاسيونهاي درمان با اين دارو بپردازيم بهتر است كه داستان تولد اين دارو را برايتان تعريف كنيم : دكترHahnemann كليد كشف اين دارو را از يك بيمار بدست آورد . اين بيمار يك هنرپيشه بود و بطور منظم عادت داشت كه بروس خود را كه حاوي مركب هندي بود با آب دهان خيس كند لذا در هر بار با انجام اين كار يك مقدار كوچك از مركب وارد معده وي شده و جذب مي گرديد . سرانجام با تكرار اين كار او دچار يكسري ناراحتيهاي مزمن شد . دكترHahnemann تمام مهارتهاي خود را در درمان وي بكار برد اما بيمار بهبود نيافت زيرا عادت خود را رها نكرده بود . دكتر به وي توصيه نمود كه شغلش را رها كند ، وي نيز پذيرفت و بعد از چندي تمام علائم وي برطرف شد و بدين گونه دكتر موفق به كشف Sepia و استفاده از مزاياي آن براي نسل بشر شد . اين دارو انديكاسيونهاي زيادي دارد كه برخي از آنها عبارتند از : Sepia بر روي ارگانهاي تناسلي خانمها ، سيستم گوارشي ، كبد ، پوست ، غدد ، ريه ها و سيستم عصبي تاثير مثبت مي گذارد و لذا در درمان اگزما ، يورتريت ، ليكن پلان ، ويتيليگو ، آسم ، عفونتهاي ادراري و مشكلات ژنيكولوژيك و حاملگي بكار مي رود . Natrum Muriaticum : يكي از داروهاي مهم ، Natrum Muriaticum بوده كه از يكسري مواد غذايي رايج و نمك ( NaCl ) تشكيل شده است . اين دارو 200 سال قدمت دارد و يكي از رايج ترين داروهاي مورد استفاده در Homeopathy مي باشد كه توسط دكترHahnemann بكار برده شد . اين دارو بر طيف وسيعي از بيماريها اعم از بيماريهاي پوستي ، كليوي ، متابوليكي ، عضلاني ، هورموني و …. موثر است . به طور عمده جهت درمان ميگرن ، كهير ، اگزما ، ليكن پلان ، ويتيليگو ، آسم و … بكار مي رود . علاوه بر اين در درمان بيماريهاي روحي – رواني مانند افسردگي ، انزوا و…. نيز كاربرد دارد . اين نكته بايد ذكر شود كه داروهاي Homeopathic طيف وسيعي از بيماريها را شامل مي شود و اين بدين معني است كه اين داروها روند بهبودي خود بدن را در درمان بسياري از بيماريها تحريك مي كند . انتخاب داروها توسط Homeopath نياز به توجه وي به مريض به عنوان يك مجموعه جسماني _ روحاني دارد نه فقط توجه به يكسري علائم خاص . Silica يك ماده شيميايي است كه در حالت طبيعي خنثي مي باشد . در طي روند آماده سازي ( Potentization ) ، صفات مخفي دارويي اين ماده آشكار شده و Silica فعال مي گردد ، در واقع كاركرد اين دارو چيزي شبيه معجزه است . اين دارو به Homeopath كمك مي كند تا افرادي را كه در شرايط جراحي قرار دارند بدون نياز به چاقو درمان كند . طيف عملكردي اين دارو نيز بسيار زياد است و در حدود هزاران انديكاسيون دارد كه برخي عبارتند از : اگزما ، ليكن پلان ، تبخال ، يورتريت ، ويتيليگو ، نمونيا ، سل ، دردهاي عصبي ، عوارض ناخن ، التهاب لوزه ها ، بيماريهاي روحي _ رواني مانند عصبي بودن ، استرس و اضطراب . اين دارو جهت درمان عوارض مربوط به عفونت ، آبسه ، فيستول و فيشر نيز بكار مي رود . Silica در كساني كه زخم پوستي آنها به راحتي چركي مي شود نيز كاربرد دارد . Kali Carbonicum : اين دارو كه Kali Carb نيز ناميده مي شود يكي از پر مصرف ترين داروهاي Homeopathicبوده و از كربنات پتاسيم (K2CO3 ) گرفته مي شود . اين دارو نيز صدها انديكاسيون دارد كه در درمان آسم ، برونشيت ، سل ، نمونيا ، هيدروتوراكس ، زگيل ( يكي از شايعترين داروهاي مورد استفاده در زگيل است ) ، اگزما ، كهير ، ريزش مو ، خونريزي در خانمها ، هايپوتيروييدي ، يرقان ، معده اسيدي ، گاستريت و …بكار مي رود . در درمان بيماران روحي _ رواني ، كساني كه از آينده خود و اعضا خانواده و بيماري خود بسيار نگرانند و كساني كه نسبت به درد بسيار حساسند و در درمان افراد ترسو نيز بكار مي رود . -چرا براي داروهاي Homeopathic اسم لاتيني انتخاب نموده اند ? باعث شده كه داروها اسم رايج بين المللي داشته و براي پزشكان سراسر جهان قابل شناسايي باشند . -چرا به دنبال اسم لاتين داروها عدد وCH آمده؟ -عدد ميزان رقت ماده اصلي را نشان مي دهد و CH يعني : (رقت يك صدم ) = C = Centesimal dilution بر اساس روش Hahnemann = H مثال : Nux Vomica 5 CH يعني اين كه اين دارو بيشتر از Nux Vomica ساخته شده است و ميزان رقت آن 5 بار (رقت يك صدم )با استفاده از روش Hahnemann است. -امروزه داروهاي Homeopathic به چندين فرم وجود دارند : 1 . فرم سنتي كه در پزشكي رايج امروزي نيز مورد استفاده قرار مي گيرد :قرص ، شربت ، آمپول ،پماد ،قطره ، .... 2 . تيوب هاي گرانول و دوز هاي globules : 2 فرم از داروها كه بيشتر به داروهاي Homeopathic اختصاص دارد. - يك دوز globules حدودا 200 globule (يك سري اجسام كروي كه مشابه گرانولهايند )را شامل مي شود . تجويز رايج بدين گونه است كه محتواي يك دوز globuleبه صورت يكباره داده مي شود . - براي يك تجويز تك دوز ،dose globule ترجيح داده مي شود اما براي تجويز دوز هاي مكرر ،پزشكان بيشتر تيوپ گرانول را پيشنهاد مي كنند . · مزاياي هميوپاتي : -داروهاي هميوپاتيك كاملا ايمن هستند و بر خلاف ساير داروها ، هيچ گونه عوارضي جانبي ندارند زيرا آنها توانايي ايجاد تخريب بدني را ندارند .علت اين امر آن است كه داروهاي هميوپاتيك مكانيسم هاي دفاعي خود بدن و نيروهاي بهبودي دهنده را تحريك مي كنند . آنها هيچ گونه فعاليت شيميايي ندارندولذا موجب آسيب رساني بافتها نمي گردد . دوز داروهاي هميوپاتيك نيز زير دوزهاي فيزيولوژيك مورد نياز بدن است . بنابراين اين داروها مي توانند در بچه ها و در بزرگسالان بدون هيچ گونه نگراني از دوز آنها ، تجويز شوند و براي هر فردي كاملا ايمن است . -داروهاي هميوپاتيك هم در شرايط حاد و هم در شرايط مزمن كاملا موثرند . -هميو پاتي در واقع تنها سيستم پزشكي است كه موجب درمان شفابخش براي طيف وسيعي از بيماريهاي مزمني مي شود كه براي ساير سيستمهاي پزشكي ناعلاج است . -در بيماري هاي حاد اگر داروهاي هميوپاتيك به درستي انتخاب و تجويز گردند بسيار سريعتر از ساير سيستمهاي پزشكي موجب بهبودي مي گردند . -تجويز داروهاي هميوپاتيك بسيار آسان است .اين داروها معمولا با شكر و يا قرص هاي شيري مخلوط شده و بدين ترتيب مصرف آنها توسط كودكان به آساني صورت مي گيرد . -درمان هميوپاتيك ارزان است زيرا داروهاي هميوپاتيك نسبت به داروهاي معمول سيستم پزشكي بسيار ارزانتر مي باشند . بطور خلاصه مزاياي هميوپاتي عبارتند از : * محرك سيستم بهبودي خود بدن * درمان تمام افراد و مناسب براي هر فرد پير و جوان * بدون آثار جانبي سمي و شيميايي * بدون ايجاد وابستگي دارويي * بهبود وضعيت جسمي - روحي · هميوپاتي در دامپزشكي : -هميوپاتي حتي در علم دامپزشكي هم مورد استفاده قرار مي گيرد .براي اولين بار در سال 1833 ،يك پزشك آلماني به نام Guillaume Lux با استفاده از چهار داروهاي هميوپاتيك يك سري بيماري هاي خاص را در اسب و گاو درمان نمود .اين 4 دارو عبارت بودند از: Aconitum napellus, Camphora, Nux vomica ، Opium. -بعد از اين ،استفاده از هميوپاتي در دامپزشكي عليرغم مشكلاتي كه در بكار گيري اين علم براي حيوانات بود ،مانند تكنيك هاي سوال از بيماران و… توسعه پيدا كرد . -استفاده از هميوپاتي در جانوران علاوه بر اين كه ارزان قيمت مي باشد ،اثرات سمي نيز بر روي حيوانات ندارد لذا در استفاده غذايي از اين حيوانات هيچ گونه نگراني اي وجود ندارد و براي محيط نيز مضر نيست . هميوپاتي براي اطفال : گر چه از كاربرد طب هميوپاتي 200 سال مي گذرد اما توجه زيادي را جهت استفاده از اين علم براي نوزادان ، شير خواران و كودكان به خود معطوف داشته است .امروزه تعداد كثيري از متخصصين اطفال از درمان هميو پاتيك جهت معالجه كودكان وبيماران خود در شرايط مختلف استفاده مي كنند . دلايلي كه چرا هميو پاتي مي بايست در اطفال مورد استفاده قرار گيرد : 1 – بي خطر بودن : به طور كلي هر دارويي كه براي كودكان تجويز مي گردد مي بايست از آثار مضر بدور باشد .داروهاي هميوپاتيك به طور عمده از گياهان ،مواد حيواني و معدني ساخته شده و با دوز بسيار كم تجويز مي گردند لذا 100%غير سمي بوده و هيچ گونه آثار جانبي ندارند و بر خلاف آنتي بيوتيك ها موجب اختلالات گوارشي ،ايجادمقاومت و آلرژي و آسيب رساندن به بدن در طي تجويز طولاني مدت نمي گردند . 2 – درمان موثر و سريع 3 – استفاده از داروهاي طبيعي كودكان معمولا به علت سطح پايين مقاومت ، بيشتر به عفونتهاي راجعه مبتلا مي گردند . مكانيسم اثر داروهاي هميوپاتيك تحريك توانايي بهبودي و مقاومت خود بدن مي باشد و بدين ترتيب موجب شده تا سيستم ايمني در بدن كودكان تقويت گردد ، لذا كودكان به طور مكرر بيمار نمي شوند . 5 – هميوپاتي : دوست بچه ها ! داروهاي هميوپاتيك خوشبو و شيرين هستند و با كمال ميل مورد پذيرش كودكان قرار مي گيرند . آنها به هيچ وجه تيز ، تند وزننده نبوده و موجب احساس تهوع نمي گردند . داروهاي هميوپاتيك را مي توان بدون هيچ گونه اجباري به كودكان خوراند و لذا مي توان از دردسر گريه و زاري آنها در امان ماند . كدام يك از بيماريهاي كودكان را مي توان توسط هميوپاتي درمان نمود ؟ 1. عفونت : شامل : سرماخوردگي ، برونشيت ، نمونيا ، سرخك ، اوريون ، اسهال و استفراغ ، سوختگيها ، بيماريهاي كليوي و سيستم ادراري . 2 . آلرژي : آسم كودكان يك مشكل شايع و رايج در بچه هاست و آنها بطور مكرر دچار حملات سرفه ، تنگي نفس و ويزينگ مي شوند . هميوپاتي به طور موثر در درمان آسم و آلرژي ، بكار گرفته مي شود و بدين ترتيب اطفال از عوارض داروهاي قوي و خطرناك مانند كورتونها ( استروييدها ) در امان مي مانند . در كنار آلرژي مي توان با استفاده از داروهاي هميوپاتيك ، اگزما ، كهير ، حساسيت غذايي و ... را نيز درمان نمود . 3 . التهاب لوزه ها : خودداري از جراحي واقعا ما از علم هميوپاتي كمال تشكر را داريم چرا كه ميليونها كودك را از چاقوي جراحي نجات داد . تقريبا اغلب موارد التهاب لوزه ها مي تواند توسط داروهاي هميوپاتيك بطور كامل درمان شوند لذا ما پيشنهاد مي كنيم كه قبل از جراحي لوزه هاي كودك به پزشك هميوپاتي (Homeopath ) مراجعه كنيد . مكانيسم داروهاي هميوپاتي افزايش قدرت دفاعي بدن است و از نظر اين علم ، لوزه ها يك پاسگاه دفاعي اند و لذا فعاليت لوزه ها توسط داروهاي هميوپاتيك مورد پرورش قرار مي گيرد و اين خود سبب دفاع بهتر و بيشتر از بدن در برابر عوامل بيگانه مي شود . بزرگي لوزه ها عامل نيست : عفونت مكرر لوزه ها در نتيجه سطح پايين مقاومت و ايمني بدن بوده نه اينكه خود عامل ايجاد عفونت باشد . لذا جراحي و خارج نمودن لوزه ها كار صحيحي نيست . رويكرد هميوپاتي براي درمان التهاب مكرر لوزه ها : خلاصه اين رويكرد عبارت است از : 1. لوزه ها يك قسمت از كل سيستم بدن مي باشند . 2. معالجه بيمار ، نه ايجاد بيماري در ارگانها 3. عدم جراحي لوزه ها ، افزايش ايمني 4 . اختلالات روحي _ رواني : هميوپاتي جهت درمان بيماريهاي روحي - رواني كه در حال حاضر معضل قرن بيست و يكم است بسيار موثر مي باشد . داروهاي هميوپاتيك براي درمان اختلالات رفتاري مانند ترس شديد ، اضطراب ، افسردگي ، ضعف و بيحالي ، جويدن ناخن ، عقب افتادگي ذهني ، عادت به دزدي و .... بكار مي روند . برخي اختلالات جسمي _ رواني نيز مانند : خيس كردن تخت خواب ، سردرد ، گاستريت نيز به درمان هميوپاتي جواب مي دهند . 5 . ساير اختلالات متفرقه : از جمله : كوليك نوزادان ، تب ، تهوع ، تشنج ، بيماريهاي كليوي ، يرقان ، مننژيت ، اگزما ، سندرم نفروتيك و .... . نمونه كاربرد هميوپاتي در كنترل و ريشه كني سردرد : خانم Heather مانند بسياري از بيماران فقط به يك علت مراجعه نكرد و او چندين مشكل را با هم داشت . او تا آنجا كه بياد مي آورد هميشه يك سردرد بد داشته ، سردرد وي گاهي اوقات ثابت مي ماند و گاه بهتر مي شد و گاه بدتر ولي هيچ وقت برطرف نمي شد . سردرد وي يكطرفه و در پيشاني بالاي ابرو واقع بود . درد مانند فشار بود مثل اينكه سرش را به ديوار فشار مي دهند . او همچنين نازايي نيز داشت و در طول سه سال گذشته قاعده نشده بود جز زماني كه هورمون مصرف مي كرد . وي ديگر از بچه دار شدن مايوس شده بود در حاليكه بسيار دوست داشت كه بچه داشته باشد . وي دائما در طول سال آبريزش بيني داشت علاوه بر اين او دچار سوزش سر دل بوده و لثه اش نيز بطور مكرر دچار خونريزي مي شد . علاوه بر اين او از زندگي خود احساس رضايت نمي كرد وي احساس ترس نيز داشت مانند ترس از مورد حمله قرار گرفتن و دزديده شدن . هم انرژي فيزيكي و هم انرژي روحي- عاطفي وي كاهش پيدا كرده بود روزانه به كار و حرفه خاصي نمي پرداخت او بسيار كج خلق بود و در عين حال بسيار آرام و ساكت و بيمار بود و گاه به طور ناگهاني كنترل خود را از دست مي داد . ما به او يك دوز از داروي هميو پاتيك Natrum Muriaticum 1M داديم . 3هفته بعد از دادن دارو ، بتدريج بهبودي در وي حاصل شد ، او از در اتاق وارد مي شد و مي گفت(( اين اولين بار است كه سر درد مرا كمتر به زحمت انداخته)) ديگر ، او علائم ذكر شده را در طول روز نداشت و هر وقت هم كه به اين علائم دچار مي شد از شدت كمتري برخوردار بود ، سوزش سر دل وي برطرف شد و او كمتر دچار خونريزي مي شد و در كل حال عمومي وي بهتر گرديد . بعد از گذشت يك سال سردرد وي برطرف شد و قاعدگي وي شروع شده و منظم گرديد . آبريزش بيني وي رفع شد و او مي گفت نسبت به سالهاي اخير در زندگي احساس راحتي بيشتري مي كند . بعد از گذشت 18 ماه او حامله شد و يك پسر بچه سالم بدنيا آورد . اين يك مثال از قدرت هميوپاتي بود . داروي صحيح نه تنها سردرد وي را برطرف كرد بلكه ساير مشكلات وي را نيز حل نمود . References : 1. Woodson C.Merrell,MD,and Edward Shalt,MD . THE MEDICAL CLINICS OF NORTH AMERICA : HOMEOPATHY . January 2002 by W. B Saunders Company . Volume 86 , Number 1 , P : 47 - 62 2. Classical Homeopathy, Inc . Don’t Just Control Headaches & Migraines, Eliminate Them . http://homeopathy- cures.com / html/headaches . html 3. "The Medicine of the New Man" George Vithoulkas . what is Homeopathy ? . http://www.petrondas.com/ 4. BOP College of Homeopathy (New Zealand ) . The Therapy . 2001 . http://www.homeopathycollege.com/homeopathy.htm 5. CJ Thomas . Homoeopathy . http://www.chrisjthomas.com/homeopathy.htm 6. Boiron Group . Single Homeopathic Medicines . http://www.boiron.com/en/htm 7. Boiron Group . Late 18th Century: Questioning Therapeutic Methods. http://www.boiron.com/en/htm 8. Boiron Group . The Adventure of Homeopathic Medicines. http://www.boiron.com/en/htm 9. Boiron Group . Basic principles. http://www.boiron.com/en/htm 10. Boiron Group . RESEARCH IN HOMEOPATHY. http://www.boiron.com/en/htm 11. Boiron Group . Preparation of Homeopathic Medicines. http://www.boiron.com/en/htm 12. Boiron Group . Homeopathy and Veterinary Medicine. http://www.boiron.com/en/htm 13. Dr.Rupal Shah . Understanding homeopathic medicines.. . Thursday, May 22, 2003 . http://www.e-homeopathy.com/ 14. Dr.Rupal Shah . Sources of Homoeopathy Medicines:And How they are made.. 8th March,1998. http://www.classicalhomeopathy.com/ 15. Dr.Rajesh Shah . Some documented cured cases indicating what homoeopathy can do... . http://www.classicalhomeopathy.com/cases.htm 16. Dr.Rupal Shah . Homoeopathic Approach to Tonsil treatment . 4th October,1999 . http://www.savetonsils.com/ 17. Dr.Rupal Shah & Dr. Rajesh Shah . homoeopathy for children . 2003 . http://www.classicalhomeopathy.com/child.htm 18. N. Marar . Frequently Asked Questions . 2001/02 . http://www.marar.com.uk/fog.htm 19. N. Marar . Homeopathy - The Benefits. 2001/02 . http://www.marar.com.uk/benefits.htm 20. N. Marar . The Available Treatments include .... 2001/02 . http://www.marar.com.uk/treatment.htm 21. N. Marar . Homeopathy.2001/02 . http://www.marar.com.uk/homeopathy.htm 22. Fernando Ania, N.D., H.D. Homeopathy in Canada: A Synopsis. April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/ 23. Homeopathic College of Canada . What is Homeopathy? . April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/ 24. Homeopathic College of Canada . Background on Homeopathy. April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/ 25. Homeopathic College of Canada . Homeopathic Remedies. April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/ + نوشته شده توسط وحیده سروش در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت
20:8 |
درد زايمان دردى جسمانى است كه فرايند فيزيولوژيك به حساب مى آيد. اين درد يكى از شديدترين دردها است كه مهم ترين و شايع ترين درد در سطح جامعه تلقى مى شود. با توجه به اين كه روش هاى مختلفى اعم از دارويى و غيردارويى براى كاهش درد زايمان به كار گرفته شده است هنوز در ايران ترس از درد زايمان از مهم ترين علت هاى امتناع زنان از زايمان طبيعى است. اين مسئله در كنار باورهاى نادرست روند زايمان از طرف ديگر آگاهى كم در رابطه با شيوه هاى مختلف كاهش درد زايمان باعث افزايش آمار سزارين انتخابى در كشور ما شده است. • تاريخچه زايمان در آب زايمان در آب از روش هاى علمى غيردارويى موفق كاهش درد زايمان است. سابقه اين نوع تسكين درد زايمان به سال ۱۸۰۳ در فرانسه برمى گردد. زمانى كه يك زن پس از تحمل ۴۸ ساعت درد زايمان براى تسكين درد وارد وان آب گرم شد و ادامه زايمان آن قدر سريع و كم درد انجام گرفت كه فرصت خروج از آب را پيدا نكرد و در همان جا نوزادش متولد شد. بعدها محقق روسى به نام ايگور چاركوفسكى روى زايمان در آب حيوانات مطالعه كرد. سپس تحقيقاتش را گسترش داده و دخترش وتا در سال ۱۹۶۳ ميلادى با وزن ۶۲/۲ پوند نارس در آب به دنيا آمد. در سال ۱۹۸۵ مركز زايمان خانواده توسط دكتر مايكل روزنتال راه اندازى شد و فعاليت خود را در اين زمينه آغاز كرد. هم اكنون در بسيارى از كشورهاى اروپايى و آمريكايى اين روش به كار گرفته مى شود ولى در ايران به اين مسئله به طور جدى پرداخته نشده است. در حال حاضر زايمان در آب توسط دكتر على اخلاقى در قالب يك طرح پژوهشى در بيمارستان شهيد اكبرآبادى در تهران از مرداد ماه سال ۱۳۸۳ انجام مى شود. تاكنون شصت زائو از اين روش استفاده كرده اند.
۱- جنين در رحم از طريق جفت و بندناف اكسيژن رسانى مى شود. حركات ريتميك تنفسى جنين توسط ديافراگم و عضلات بين دنده اى است كه بين ۲۴ تا ۴۸ ساعت قبل از شروع درد زايمان، سطح پروستاگلاندين E2 آزادشده از جفت افزايش يافته و منجر به آهسته يا متوقف شدن حركات تنفس جنين مى شود. يعنى در زمان زايمان عضلات تنفسى جنين فعال نيستند.
|