تبليغاتX
پرستار <[IMG]http://i17.tinypic.com/4lht8g8.gif[/IMG]>

آفت دهان


توضیح‌ کلی‌

آفت‌ دهان‌ عبارت‌ است‌ از زخم‌های‌ دردناکی‌ که‌ در مخاط‌ دهان‌ به‌ وچود می‌آیند. آفت‌ دهان‌ سرطانی‌ نیست‌. آفت‌ دهان‌ ممکن‌ است‌ با عفونت‌ هرپسی‌ (ناشی‌ از ویروس تب‌خال ‌) اشتباه‌ گرفته‌ شود. این‌ نوع‌ زخم‌ می‌تواند در هر دو جنس‌ رخ‌ دهد، اما در زنان‌ شایع‌تر است‌.


علایم‌ شایع‌

زخم‌ در دهان‌ با خصوصیات‌ زیر:

کوچک‌، بسیار دردناک‌، و کم‌ عمق‌ هستند و توسط‌ یک‌ غشای‌ خاکستری‌ پوشیده‌ شده‌اند. حاشیه‌ آنها توسط‌ یک‌ هاله‌ قرمز پررنگ‌ احاطه‌ شده‌ است‌.
این‌ زخم‌ها می‌توانند روی‌ لب‌ها، لثه‌ها، داخل‌ گونه‌ها، زبان‌، کام‌ و گلو ظاهر شوند. به‌ هنگام‌ حمله‌ آفت‌ معمولاً 3-2 زخم‌ به‌ وجود می‌آیند، اما ظهور یک‌ باره‌ 15-10 زخم‌ با هم‌ دیگر خیلی‌ بعید نیست‌.
زخم‌ها ممکن‌ است‌ در 3-2 روز اول‌ بسیار دردناک‌ باشند به‌ نحوی‌ که‌ فرد موقع‌ خوردن‌ یا صحبت‌ کردن‌ دچار ناراحتی‌ می‌شوند.
گاهی‌ قبل‌ از بروز زخم‌، برای‌ 24 ساعت‌ احساس‌ مورمور یا سوزش‌ وجود دارد.


علل‌

علت‌ دقیق‌ آن‌ ناشناخته‌ است‌ اما علل‌ زیر محتمل‌تر به‌ نظر می‌رسند:

استرس عاطفی‌ یا جسمانی‌، اضطراب‌، یا ناراحتی‌ و عصبی‌ بودن‌ پیش‌ از عادت‌ ماهانه‌
آسیب‌ به‌ مخاط‌ دهان‌ در اثر خشن‌ بودن‌ دندان‌های‌ مصنوعی‌، غذای‌ داغ‌،
مسواک‌ زدن‌، یا کار دندانپزشکی‌
آزردگی‌ و تحریک‌ ناشی‌ از غذاهایی‌ مثل‌ شکلات‌، غذاهای‌ ترش‌ و اسیدی‌ (سرکه‌، غذاهای‌ دودی‌)، آجیل‌ها یا چیس‌های‌ نمک‌ زده‌ شده‌
عفونت‌های‌ ویروسی‌


عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر

کار دندانپزشکی‌ اخیر.


پیشگیری‌


دندان‌های‌ خود را روزانه‌ حداقل‌ دوبار مسواک‌ بزنید و مرتباً از نخ‌ دندان‌ استفاده‌ کنید تا تمیزی‌ و سلامتی‌ دهان‌ و دندان‌ها حفظ‌ شود.
حتی‌المقدور سعی‌ کنید استرس نداشته‌ باشید.
از تماس‌ نزدیک‌ با افراد دچار عفونت خودداری‌ کنید.
دقت‌ کنید که‌ آفت‌، بیشتر بعد از خوردن‌ چه‌ نوع‌ غذایی‌ رخ‌ می‌دهد.
از خوردن‌ غذاهایی‌ که‌ به‌ نظر باعث‌ آغاز حمله‌ می‌شوند خودداری‌ کنید.


عواقب‌ مورد انتظار

اکثر زخم‌های‌ آفتی‌ بدون‌ برجای‌ گذاشتن‌ جوشگاه‌ در عرض‌ 2 هفته‌ خوب‌ می‌شوند. حملات‌ مکرر آفت‌ شایع‌ هستند. آفت‌ ممکن‌ است‌ به‌ صورت‌ یک‌ زخم‌ حداکثر 3-2 بار در سال‌ تا بروز بدون‌ وقفه‌ چندین‌ زخم‌ در سال‌ رخ‌ دهد.


عوارض‌ احتمالی‌

در موارد شدید که‌ خوردن‌ و آشامیدن‌ سخت‌ می‌شود امکان‌ دارد بدن‌ کم‌ آب‌ شود.


درمان‌


اصول‌ کلی‌


امکان‌ دارد توصیه‌ به‌ کشت‌ زخم شود تا بتوان‌ آفت‌ را از زخم‌ هرپسی‌ افتراق‌ داد، یا احیاناً اگر عفونت‌ باکتریایی‌ ثانویه‌ وجود داشته‌ باشد آن‌ را تشخیص‌ داد.
دهان‌ را روزانه‌ 3 بار یا بیشتر با محلول‌ نمک‌ (نصف‌ قاشق‌ چایخوری‌ نمک‌ در حدود یک‌ لیوان‌ آب‌ حل‌ شود) شستشو دهید، البته‌ به‌ شرط‌ این‌ که‌ خیلی‌ دردناک‌ نباشد.
زخم‌ها را مرتباً با کمک‌ گوش‌ پاک‌ کن‌ یا چیزی‌ شبیه‌ آن‌ که‌ آغشته‌ به‌ پراکسیدهیدروژن 2% باشد پاک‌ کنید.
اگر آفت‌ در اثر خشن‌ بودن‌ دندان‌، بریس‌ یا دندان‌ مصنوعی‌ ایجاد شده‌ باشد، به‌ دندانپزشک‌ مراجعه‌ کنید. تا زمانی‌ که‌ این‌ نوع‌ مشکلات‌ برطرف‌ نشود آفت‌ دهان‌ خوب‌ نمی‌شود.


داروها


بی‌حس‌کننده‌های‌ موضعی‌ برای‌ تخفیف‌ درد
خمیر حاوی‌ یک‌ مشتق‌ استرویید به‌ همراه‌ تریامسینولون استوناید. اگر به‌ محض‌ شروع‌ زخم‌ مالیده‌ شود، می‌تواند از بروز درد جلوگیری‌ کند.
دارویی‌ که‌ برای‌ حمله‌ قبلی‌ آفت‌ تجویز شده‌ است‌ را نگاه‌ دارید. در صورت‌ بروز مجدد آفت‌، بلافاصله‌ آن‌ را مصرف‌ کنید. درمان‌ هر چقدر زودتر آغاز شود، آفت‌ خفیف‌تر خواهد بود.


فعالیت‌

محدودیتی‌ برای‌ آن‌ وجود ندارد.


رژیم‌ غذایی‌


محدودیتی‌ برای‌ آن‌ وجود ندارد، مگر پرهیز از غذاهایی‌ که‌ آفت‌ را بدتر می‌کنند. به‌ هنگام‌ بهبود آفت‌، هر چقدر می‌توانید مایعات‌ زیادتر بنوشید و یک‌ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌ داشته‌ باشید.
برای‌ کم‌ کردن‌ درد، مایعات‌ را با نی‌ بنوشید. مواد غذایی‌ که‌ کمتر باعث‌ درد می‌شوند عبارتند از: شیر، ژلاتین‌ مایع‌، ماست‌ و بستنی‌.


در این‌ شرایط‌ به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ نمایید


اگر درجه‌ حرارت‌ بدن‌ به‌ 9/38 درجه‌ سانتیگراد یا بالاتر برسد.
اگر علی‌رغم‌ درمان‌، آفت‌ در عرض‌ 3 روز رو به‌ بهبود نگذارد.
اگر درد غیر قابل‌ تحمل‌ باشد و با درمان‌ تخفیف‌ نیابد.
اگر کودکی‌ که‌ دهانش‌ آفت‌ می‌زند وزن‌ کم‌ کند.


منبع:
http://www.irteb.com/

__________________
http://i2.tinypic.com/t66ptk.gif

 

+ نوشته شده توسط وحیده سروش در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 21:27 |

آزبستوز


شرح بیماری

آزبستوز عبارت‌ است‌ از التهاب‌ ریه ها به‌ علت‌ استنشاق‌ ذرات‌ آزبست‌. این‌ یک‌ اختلال‌ مزمن‌ است‌ اما مسری‌ نیست‌. آزبستوز ممکن‌ است‌ منجر به‌ سرطان ریه‌ شود (خطر بروز با سیگار کشیدن‌ بسیار بیشتر می‌شود). مردان‌ بالای‌ 40 سالی‌ که‌ در معرض‌ ذرات‌ آزبست‌ بوده‌اند با احتمال‌ بیشتری‌ دچار این‌ بیماری‌ می‌شوند. آزبستوز شاید مهمترین‌ بیماری‌ ریوی‌ ناشی‌ از کار باشد.


علایم‌ شایع‌

علایم‌ اولیه‌:


تنگی‌ نفس‌
سرفه‌ای‌ که‌ یا بدون‌ خلط‌ است‌ یا خلط‌ کمی‌ دارد.
احساس‌ کسالت‌ عمومی‌

علایم‌ بعدی‌:


نامنظمی‌ خواب‌
بی‌اشتهایی‌
درد قفسه‌ سینه‌
خشونت‌ صدا
سرفه‌ خونی‌
علایم‌ نارسایی‌ احتقانی‌ قلب‌
آبی‌ شدن‌ ناخن‌ها


علل‌

مواجهه‌ طولانی‌ مدت‌ با ذرات‌ ریر آزبست‌ به‌ هنگام‌ کار یا از منابع‌ دیگر. قسمت‌ محیطی‌ ریه‌ها در اثر فیبرهای‌ آزبست‌ دچار آزردگی‌ می‌شوند، که‌ نهایتاً التهاب‌، ضخیم‌شدگی‌ و تشکیل‌ بافت‌ جوشگاهی‌ در بافت‌ ریوی‌ (فیبروز ریوی‌) را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌. امکان‌ دارد تا 20 سال‌ از زمان‌ مواجهه‌ با آزبست‌ بگذرد و سپس‌ علایم‌ بیماری‌ ظاهر شوند.


عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر


مشاغلی‌ که‌ در ارتباط‌ با آزبست‌ هستند.
تغذیه‌ نامناسب‌
سیگار کشیدن‌
سوء در مصرف‌ الکل


پیشگیری‌


به‌ هنگام‌ قرار گرفتن‌ در معرض‌ آزبست‌، از ماسک‌ حفاظتی‌ مناسب‌ یا هودی‌ که‌ با هوای‌ آزاد ارتباط‌ دارد استفاده‌ کنید.
اقدامات‌ توصیه‌ شده‌ در رابطه‌ با مهار غبارهای‌ آزبست‌ را به‌ کار بندید.
سیگار نکشید.
یک‌ برنامه‌ منظم‌ ورزشی‌ داشته‌ باشید تا سلامت‌ قلبی‌ ـ تنفسی‌ شما حفظ‌ شود.
برای‌ کارگرانی‌ که‌ در صنایع‌ آزبست‌ کار می‌کنند باید به‌ طور منظم‌ عکس‌برداری‌ با اشعه ایکس انجام‌ شود تا هرگونه‌ سایه‌ غیرطبیعی‌ در ریه‌ها شناسایی‌ شود. اگر در عکس‌ مشکلی‌ بود، فرد باید کار با آزبست‌ را رها کند حتی‌ اگر علامتی‌ وجود نداشته‌ باشد.


عواقب‌ مورد انتظار


این‌ بیماری‌ در حال‌ حاضر غیرقابل‌ علاج‌ است‌. اما علایم‌ را می‌توان‌ تخفیف‌ داد یا تحت‌ کنترل‌ در آورد.
تحقیقات‌ علمی‌ درباره‌ علل‌ و درمان‌ این‌ بیماری‌ ادامه‌ دارد.
بنابراین‌ امید می‌رود درمان‌های‌ رو به‌ روز مؤثری‌ ابداع‌ شوند و نهایتاً بتوان‌ این‌ بیماری‌ را معالجه‌ نمود.


عوارض‌ احتمالی‌


بیماری‌ سل
نارسایی‌ قلبی‌ به‌ علت‌ بیماری‌ ریوی‌
روی‌ هم‌ خوابیدن‌ بافت‌ ریوی‌
جمع‌شدن‌ مایع‌ در فضای‌ جنب‌ (اطراف‌ ریه‌ها)


درمان‌


اصول‌ کلی‌


سیگار کشیدن‌ را متوقف‌ کنید.
در صورت‌ بروز هرگونه‌ عفونت‌ تنفسی‌، حتی‌ سرماخوردگی‌، به‌ پزشک‌ مراجعه‌ کنید.
اگر بیماری‌ پیشرفته‌ باشد، به‌ فکر نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ گرم‌ و خشک‌ باشید.
فیزیوتراپی تنفسی‌ و یادگیری‌ روش‌های‌ آن‌
روش‌های‌ تخلیه‌ نایژه‌ای‌ را فرا گیرید و به‌ کار بندید.
از دستگاه‌ بخور خنک‌ برای‌ نرم‌ کردن‌ ترشحات‌ نایژه‌ای‌ استفاده‌ کنید تا این‌ ترشحات‌ راحت‌تر تخلیه‌ شوند.
واکسیناسیون‌ آنفلوانزا و پنوموکک ( ذات‌الریه ‌) را به‌ روز نگاه‌ دارید.
از افرادی‌ که‌ دچار عفونت هستند دوری‌ کنید.


داروها


آنتی‌بیوتیک‌ برای‌ عفونت‌
گشادکننده‌ نایژه‌ (استنشاقی‌ یا خوراکی‌) همراه‌ با استنشاق‌ درمانی‌ *برای‌ باز کردن‌ لوله‌های‌ نایژه‌ای‌ تا حداکثر ممکن‌
برای‌ رفع‌ ناراحتی‌ خفیف‌ می‌توان‌ از داروهایی‌ مثل‌ استامینوفن استفاده‌ نمود.
امکان‌ دارد اکسیژن ضروری‌ شود.


فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری


در صورت‌ وجود عفونت‌، در رختخواب‌ استراحت‌ کنید.
پس‌ از آغاز درمان‌، با رو به‌ بهبود گذاشتن‌ علایم‌ فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های‌ عادی‌ خود را از سر گیرید.
برای‌ حفظ‌ ظرفیت‌ ریه‌ باید ورزش‌ منظم‌ به‌ هر شکلی‌ که‌ قابل‌ تحمل‌ باشد انجام‌ داد.


رژیم‌ غذایی‌

رژیم‌ خاصی‌ توصیه‌ نمی‌شود.


درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟


اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان علایم‌ آزبستوز را دارید.
اگر یکی‌ از موارد زیر هنگام‌ درمان‌ رخ‌ دهد:
بالا رفتن‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌ تا 3/38 درجه‌ سانتیگراد با بالاتر
افزایش‌ درد قفسه‌ سینه‌ یا تنگی‌ نفس‌
وجود خون در خلط‌
کاهش‌ فزاینده‌ وزن‌
اگر دچار علایم‌ جدید و غیر قابل کنترل شده اید. داروهای‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممکن‌ است‌ عوارض‌ جانبی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.


منبع:
http://www.irteb.com/

__________________
http://i2.tinypic.com/t66ptk.gif

 

+ نوشته شده توسط وحیده سروش در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 21:22 |

      علل نازايي درزنان

علل در زنان به ترتيب شيوع عبارتند از :
۱
ـ اختلالات مربوط به لوله هاي رحمي
۲
ـ عدم تخمك گذاري (اختلالات مربوط به تخمدان(
۳
ـ اختلالات گردن رحم
۴
ـ آندومتريوز
۵
ـ علل رحمي

نيمي از موارد نازائي به علت اختلال در کار تخمک گذاري تخمدانها است . اگر زن به طور منظم قاعده شود ، دليل بر تخمک گذاري مناسب است و اگر قاعدگي او نامرتب باشد ، تخمک گذاري مناسبي وجود ندارد که بايد علت آن بررسي شود . فقط حاملگي نشان قطعيت تخمک گذاري است.

دسته بندي اختلالات تخمك گذاري بر اساس طبقه بندي WHO  بدين ترتيب مي باشد:

 گروه (I)

Hypothalamic amenorrhea    Hypogondotropic   hypogonadal     anovulation

     اين گروه، 5 تا 10 درصد موارد را شامل مي شود. در اين افراد سطح سرمي FSH  پايين يا طبيعي و سطح سرمي استراديول پايين مي باشد كه ناشي از كاهش ترشح هورمونهاي GnRH (هورمون آزاد كننده گونادوتروپين) و يا بي تفاوتي هيپوفيز در پاسخگويي به GnRH مي باشد. افراد اين دسته معمولاً آمنوره دارند.

گروه (II)

Normogonadotropic      normoestrogenic      anovulation

گروه دوم، 60 تا 85 درصد موارد را شامل مي شود. ممكن است ترشح گونادوتروپين ها و استروژنها در اين زنان طبيعي باشد ولي ترشح FSH طي مرحله فوليكولي چرخه، زير مقدار طبيعي آن باشد. زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلي كيستيك در اين گروه قرار مي گيرند. تعدادي از افراد اين گروه تخمك گذاري طبيعي دارند به خصوص آنهايي كه اليگومنوره دارند. 

گروه (III)

Hypergonadotropic Hypoestrogenic anovulation

گروه سوم، 10 تا 30 درصد موارد را شامل مي شود. از علل اصلي آن نارسايي زودرس تخمدان (فقدان فوليكول هاي تخمداني به خاطر يائسگي زودرس) و مقاومت تخمداني (شكل فوليكولي) مي باشد. اكثر اين زنان آمنوره دارند و معمولاً به درمان پاسخ نمي دهند.

    گروه (IV)

Hyperprolactinemic anovulation

 اين گروه، 5 تا 10 درصد موارد را شامل مي شود. به علت هيپرپرولاكتينمي، گونادوتروپين ها و در نتيجه ترشح استروژن مهار مي شود. اين افراد ممكن است داراي چرخه هاي بدون      تخمك گذاري منظم باشند اما اكثراً داراي اليگومنوره يا آمنوره هستند. غلظت سرمي   گونادوتروپين هاي اين گروه معمولاً طبيعي مي باشد.

علل  اختلالات تخمك گذاري شامل موارد زير مي باشد:

  * نشانگان تخمدان پركيستي (PCOS يا Polycystic Ovary Syndrome)
نشانگان تخمدان پركيستي(
PCOS) وضعيتي است كه تخمدان‌هاي زنان و در برخي موارد غده‌هاي فوق‌كليه  بيش از اندازه‌ي عادي هورمون‌هاي آندروژن توليد مي‌كنند. مقدار بالاي اين هورمون‌ها در فرآيند آزادسازي تخمك از تخمدان‌ها تداخل ايجاد مي‌كند و كيسه‌هايي پر از مايع به نام كيست(سيست) درون تخمدان‌ها پديد مي‌آيد. چون زنان داراي تخمدان‌هاي پركيستي در جريان تخمك‌گذاري نمي‌توانند تخمك آزاد كنند، اين وضعيت عامل بسياري از نازايي‌ها در زنان است.

در زناني كه دچار تخمدان‌هاي پركيستي شده‌اند، فوليكول‌هاي نارس به هم مي‌پيوندند و كيست‌هاي بزرگ‌تر يا توده‌هايي از كيست مي‌سازند. درون فوليكول‌هاي به هم پيوسته، تخمك‌ها مي‌رسند، اما فوليكول‌ها نمي‌تركند تا آن‌ها آزاد شوند. در نتيجه، زني با تخمدان‌هاي پركيست اغلب بي‌نظمي‌هاي قاعدگي، مانند قطع خونروش(آمنوره) يا خونروش گاه‌گاهي(اليگومنوره)، را تجربه مي‌كنند. اين دسته از زنان به دليل آزاد نكردن تخمك اغلب باردار نمي‌شوند.زناني كه چاق هستند خطر دچار شدن به تخمدان پركيستي در آن‌ها بيشتر است.گرچه باردار شدن براي زناني با تخمدان‌ پركيستي دشوار است، برخي از آن‌ها به طور طبيعي يا با كمك روش‌هاي درماني پيشرفته، باردار مي‌شوند. البته، احتمال سقط چنين در اين زنان از زنان ديگر بيشتر است.
خطر دچار شدن زني با تخمدان پركيستي به وضعيت‌هاي زير نيز بالاست:

·            ديابت(بيماري قند(

·            شانگان سوخت و سازي(Metabolic syndrome) كه گاه پيش‌ساز ديابت ناميده مي‌شود. اين نشانگان نشان مي‌دهد كه بدن نمي‌تواند مقدار هورمون انسولين را در خون به خوبي تنظيم كند.

·            بيماري‌هاي قلب و عروق و فشار خون بالا

    *آمنوره( (amenorrhea

آمنوره اوليه: هنگامي ست كه دختر نوجوان نخستين عادت ماهانه خود را تجربه نميكند. (فقدان كامل قاعدگي  در زمان بلوغ).

آمنوره ثانويه: هنگامي ست كه زن قبلا قاعدگي را تجربه كرده است اما ناگهان قاعدگي وي قطع مي گردد.

علل كلي آمنوره  ثانويه عبارتند از:

1-تومورهاي غده هيپوفيز.
2-اختلالات تغذيه اي نظير پرخوري عصبي وبي اشتهايي عصبي.
3-مصرف برخي داروها مانند كورتيكواستروئيدها و داروهاي ضد افسردگي.
4-اختلالات و نارساييهاي تخمداني. كيست و تومورهاي تخمداني.
5-اختلالات غدد درون ريز نظير نشانگان كوشينگ
(CUSHING`S SYNDROME)
كه در آن سطح كورتيزول و هورمون آدرنال(فوق كليوي) افزايش مي يابد. و يا كم كاري و پر كاري تيروئيد.
6-استرس ها و تنشهاي جسمي و عاطفي. استرسهاي ناشي از سفر، شغل و يا امتحان دادن.
7-كاهش سريع وزن.و يا چربي ناكافي در بدن.
8-چاقي و افزايش وزن ناگهاني. ميزان زياد چربي در بدن فرآيند تخمك گذاري را مختل ميكند.
9-ورزش و فعاليتهاي بدني شديد، سنگين و مستمر.
10-بيماريهاي مزمن نظير ورم مخاط روده بزرگ
(COLITIS)، نارسايي كليوي، ديابت كنترل نشده، سل، كم خوني و امراض كبدي.
11-شيمي درماني.

12-بيماريهاي مزمن رواني نظير افسردگي.

13-افزايش هورمونهاي پرولاكتين و تستوسترون.

اهميت ورزش ووزن ايده آل دربهبودباروري :
در تحقيقي كه توسط متخصصين غدد داخلي انجام شد 29 نفر از خانمهايي كه به شدت لاغر بودند و تخمك گذاري نداشتند، انتخاب شدند.آنها وقتي وزن كافي به دست آوردند و به 90 % از وزن

ايده آل خود رسيدند در طول 3 سال 24 نفر از آنها حامله شدند.در يك تحقيق ديگر در يازده نفر از 13 نفر خانمي كه داراي وزن بالايي بودند و تخمك گذاري نداشتند، بعد از كاهش وزن ، تخمك گذاري انجام شد و باردار شدند. انجام ورزش متعادل اهميت دارد به دو دليل،اول آنكه ورزش زياد منجر به لاغري شده و مي تواند تخمك گذاري را متوقف كند و دوم اينكه حتي اگر وزن طبيعي بدن حفظ شود فعاليت شديد ورزشي بيش از يك ساعت در روز ( دويدن، اسكي، شنا ) در تخمك گذاري مشكل ايجاد مي كند.

در يك بررسي از 346 خانمي كه مشكل تخمك گذاري داشتند، نشان داده شده است كه اكثر آنها روزانه بيش از يكساعت ورزش شديد انجام مي دهند.بررسيها نشان مي دهند كه ورزش شديد اثر خود را بر ناباروري از طريقي ديگر و مستقل از كاهش وزن اعمال مي كند.احتمالا آندورفين ها ( مخدرهاي طبيعي بدن )مي توانند در اين امر دخيل باشند.آنها با افزايش سطح (( پرولاكتين )) خون در زنان تخمك گذاري ايجاد اختلال مي كنند. عدم تخمك گذاري يكي از علل شايع ناباروري در زنان است. بيش‌تر زنان با عدم تـــخمك گذاري مزمن، داراي دوره‌هاي قاعدگي نامنظم و   FSH طبيعي هستند(تيپ 2 تعريف سازمان بهداشت جهاني).

پيش بيني وقوع تخمك گذاري در نحوه درمان اين بيماران مفيد بوده و توانايي پزشكان را در انتخاب

 داروي مــــناسب و بي خطـــر افزايش مي دهد. هدف از اين مطالعه بررسي برخي عوامل مؤثر بر

تخمك گذاري در بيماران اليگومنوره نابارور بود که از آبان 1381 لغایت آبان 1382 به پزوهشکده

رویان مراجعه کرده  بودند.

مواد و روش‌ها : درمجموع 74 بيمار با قاعدگي هاي نامنظم و عدم تخمك گذاري مراجعه‌كننده، تحت

درمان با تاموكسي‌فن قرار گرفتند. عوامل مورد بررسي شامل علائم باليني مانند رويش غيرعادي مو در ناحيه صورت(Hirsutism) و نمايه توده بدني(BMI)، آندوكرين (FSH, LH, تستوسترون و انسولين)‌ و يافته هاي سونوگرافيك (اندازه گيري حجم و استروماي تخمدان) قبل از درمان بود.

پاسخ دهي تخمدان و تخمك گذاري با پايش سونوگرافي و اندازه گيري پروژسترون (در فاز لوتئال)

تعيين شد.

يافته‌ها : براساس آناليزهاي آماري,‌هيرسوتيسم,‌ BMI, غلظت LH سرم و نسبت LH/FSH و حجم تخمدان به عنوان پارامترها ي پيش بيني كننده تخمك گذاري شناخته شدند ( 05/0 (P≤. تفاوت آماري معني داري بين سن,‌ مدت ناباروري,‌ نسبت FBS به انسولين ناشتا و تخمك گذاري مشاهده نشد.

استنتاج : نتايج حاصل از اين مطالعه نشان مي دهد كه علائم بالینی شامل BMI و هيرسوتيسم‌ ،

وضعيت آندوكرين و شاخص‌هاي سونوگرافيك تخمدان زنان اوليگومنوره در مرحله قبل از درمان

مي تواند در پيش‌گويي پاسخ تخمدان‌ها پس از تحريك با داروي تاموكسي فن مؤثر باشد.

 

*كاهش ذخيره ي تخمدانها

*نارسايي زود رس تخمدانها

*نقص فاز لوتئال

داروهاي مصرفي

آنتي استروژنها

احتمالا با اشغال گيرنده هاي استروژني هيپوتالاموس و هيپوفيز از ايجاد پس خور منفي به وسيله استراديول جلوگيري مي كنند. بنابراين، سطح سرمي FSH  افزايش مي يابد كه منجر به تحريك رشد فوليكولي و توليد استراديول فوليكولي مي شود. هر چند مكانيسمهاي ديگري نيز ممكن است دست اندركار باشند

  1ـ كلوميفن: مؤثرترين دارو در درمان گروه 2 است. اين دارو در بيماريهاي كبدي و وجود كيست هاي تخمداني منع مصرف دارد. مقدار مصرف آن در شروع mg/day 50 طي 5 روز متوالي مي باشد.

  در زناني كه داراي چرخه قاعدگي طبيعي هستند تجويز آن در هر زمان امكان پذير است ولي اغلب در روز سوم تا پنجم قاعدگي طبيعي يا خونريزي هاي القا شده توسط پروژسترون تجويز  مي گردد. اگر تخمك گذاري صورت نگرفت مقدار مصرف آن در دوره بعدي (خون ريزي طبيعي يا القا شده توسط پروژسترون) افزايش مي يابد. اگر تخمدان باز هم پاسخ نداد مي توان افزايش دوز را تا مقدار mg/day 100 طي 5 روز متوالي در دوره بعدي ادامه داد. اگر تخمك گذاري صورت گرفت اين دوز را مي توان به مدت 6 تا 12 ماه يا تا بروز حاملگي ادامه داد.  مطالعات نشان داده كه اكثر زنان در طول شش دوره درمان با دوزهاي تا mg/day 100 به كلوميفن پاسخ مي دهند. دوزهاي بيشتر از mg/day  200 و رژيم هاي طولاني تر ممكن است در بعضي زنان مقاوم به درمان موفقيت آميز باشد. زنان چاق با سندرم تخمدان پلي كيستيك ممكن است به خوبي به القا تخمك گذاري توسط كلوميفن پاسخ ندهند. اين زنان به انسولين مقاوم هستند و هيپرانسولينمي مربوط ممكن است در هيپراندروژنيسم وابسته به سندرم تخمدان پلي كيستيك نقش داشته باشد. طي مطالعه اي تحقيقاتي نقش متفورمين در القا تخمك گذاري در زنان

چاق با سندرم تخمدان پلي كيستيك بررسي شده است (1). هرچند ظاهراً متفورمين به منظور القا تخمك گذاري در اين زنان موثر واقع شده است ولي اثرات تراتوژنيسيته داروهاي خوراكي پايين آورنده قند خون در گسترش روز افزون مصرف آنها وقفه انداخته است.   

  2ـ تاموكسيفن: تاموكسيفن نيز همانند كلوميفن يك آنتي استروژن است كه قادر به القا تخمك گذاري مي باشد. دوز معمول آن در شروع mg/day  20 براي 5 روز متوالي از روز سوم قاعدگي  مي باشد. تاموكسيفن كمتر از كلوميفن جهت القا تخمك گذاري استفاده مي شود.

ارزيابي درمان با آنتي استروژنها

  تقويمي كه خون ريزي منظم در هر 4 هفته را نشان مي دهد، بيانگر چرخه هايي با        تخمك گذاري است. همچنين افزايش دو مرحله اي دماي بدن مي تواند شاهدي بر بروز     تخمك گذاري باشد. همچنين انجام آزمايشاتي از قبيل سونوگرافي و ارزيابي سطح سرمي پروژسترون طي مرحله mid-luteal چرخه مي تواند تعيين كننده باشد. هر چند سودمندي استفاده از روش تعيين LH در منزل سؤال برانگيز است ولي بعضي از زنان به تشخيص سريع تخمك گذاري اهميت مي دهند.تقريباً در 80 درصد از زنان گروه II طي سه دوره درمان با كلوميفن تخمك گذاري صورت  مي گيرد. بعد از شش ماه درمان، احتمال وقوع حاملگي در هر دوره بدون توجه به تخمك گذاري منظم كاهش مي يابد. به علاوه، در موارد درمان با دوز بالاي كلوميفن احتمال بروز حاملگي كمتر مي باشد كه شايد به اين علت باشد كه دوزهاي بالاي كلوميفن باعث آسيب به موكوس گردن رحم و آندومتر مي شود. وقوع حاملگي دو قلو و سه قلو به ترتيب 9 و 3 درصد است. احتمال بروز نقص در تولد مشابه حاملگي طبيعي است، بروز حاملگي نابجا افزايش نمي يابد و خطر سندرم تحريك بيش از اندازه تخمدان كمتر از 1 درصد مي باشد.

   گونادوتروپين ها

 از سال 1961 كه از ادرار زنان يائسه گونادوتروپين هايي با فعاليت بيولوژيك    LH و FSH  به نسبت 1:1 استخراج شد (hMG)، اين داروها در القاي تخمك گذاري نقش اساسي را ايفا نموده اند. طي خالص سازي هاي انجام شده FSH  خالص و خيلي خالص از ادرار استخراج شد تا اين كه در سال 1996 FSH  نو تركيب انساني با درصد خلوص بالاي 99 درصد توليد شد. موارد مصرف گونادوتروپين ها عبارتند از:      افراد گروه اا كه به درمان با كلوميفن پاسخ نداده اند.

  افراد گروه ا كه ترشحات هيپوفيزي كمي دارند و يا به عنوان خط دوم درمان در زناني كه داراي آمنوره وابسته به هيپوتالاموس مي باشند.

   مقدار مصرف: هدف از القاي تخمك گذاري با گونادوتروپين ها (همانند كلوميفن) تشكيل يك فوليكول غالب مي باشد. در يك چرخه قاعدگي طبيعي اين هدف با افزايش گذراي غلظت سرمي  FSH  در ابتداي دوره به وجود مي آيد (2). سپس غلظت كاهش مي يابد تا از رشد فوليكولهاي ديگر جلوگيري شود.

جهت دستيابي به يك فوليكول رشد يافته توسط گونادوتروپين هاي اگزوژن نياز به رژيم هاي درماني خاص مي باشد. اين رژيم ها عبارتند از:

     Low dose step up protocol

     Low does step down protocol

     در رژيم درماني Low does step up  ابتدا FSH  با دوز lu/day  75 ـ 5/ 37 به صورت زير جلدي يا عضلاني تجويز مي شود و پس از ارزيابي با سونوگرافي و تعيين سطح استراديول سرم اگر پاسخ مستدلي ديده نشد، مقدار مصرفي FSH  بعد از 14 روز افزايش مي يابد.

     افزايش تدريجي 5 /37 واحد در فواصل هفتگي تا حداكثر lu /day  225 ادامه مي يابد تا اينكه فوليكول غالب تشكيل شود سپس با تجويز h CG  تحريك تخمك گذاري انجام مي گيرد.

     در رژيم درماني Low dose step down  مدت كوتاهي بعد از خونريزي طبيعي يا القا شده توسط پروژسترون FSH  با دوز lu /day  150 تجويز مي گردد و تا زماني كه اندازه فوليكول غالب به بيشتر از 10 ميلي متر برسد درمان ادامه مي يابد، سپس دوز مصرفي به   lu/day 5/ 112 كاهش يافته و سه روز بعد به  lu/day 75 رسانده مي شود. در نهايت، با تجويز hCG  تخمك گذاري القا مي شود.

     اين پروتكل درماني، تقليدي از چرخه طبيعي مي باشد. در مقايسه با رژيم  step _ up   از لحاظ كمتر بودن شيوع تحريك بيش از اندازه تخمدان و بيشتر بودن احتمال بروز رشد يك فوليكول ارجح مي باشد، در نتيجه در اين رژيم درماني خطر حاملگي چند قلويي نيز كمتر است.

     دوز كلي r  FSH  (FSH نو تركيب) مورد نياز كمتر از FSH  خالص شده از ادرار مي باشد ولي ميزان بروز مشكلات درماني در هر دو يكسان است. مطابق تحقيقي كه انجام گرفته، كارآيي     FSH   خالص شده از ادرار و r FSH  معادل يكديگر مي باشد (3). FSH  خالص شده از ادرار تا اندازه اي فعاليت LH  نيز دارد در حالي كه r FSH  فاقد خاصيت LH  مي باشد.

     تجربيات نشان داده كه افراد گروه ا (دسته بندي WHO) كه سطح سرمي LH  در آنها بسيار پايين مي باشد (كمتر از IU/L  5/0) جهت تثبيت مقدار استراديول فوليكولي نيازمند به  hCG  اگزوژن (يا LH  نوتركيب) مي باشند).

     رژيم معمولي كه براي درمان با گونادوتروپين ها به كار مي رود به اين صورت است كه 2، 3 يا 4 روز بعد از قاعدگي يا قاعدگي القا شده تجويز 1 يا 2 آمپول hMG  (IU/day 150 ـ 75)

 

شروع مي شود و دوز مصرفي آن تا 7 روز ثابت نگه داشته مي شود. پس از آن، پاسخ دهي تخمدان با تعيين سطح سرمي استراديول ارزيابي مي شود. اگر پاسخي مشاهده نگرديد افزايش مقدار h MG به اندازه 1 يا 2 آمپول در هر 3 تا 4 روز ادامه مي يابد تا پاسخ مستدلي ديده شود. زماني كه حداكثر قطر فوليكول به mm  18ـ 16 رسيد و سطح سرمي استراديول به ميزان pg/ml 250 ـ 150 در هر فوليكول رسيده مطابقت كرد، IU 10000 ـ 5000 از hCG  به صورت عضلاني تجويز مي شود، متعاقب آن همانطوري كه انتظار مي رود تا 36 ساعت بعد از تخمك گذاري، صورت مي گيرد.  

پايش رژيم هاي درماني

    با اندازه گيري قطر فوليكول ها با سونوگرافي مي توان از چگونگي پاسخگويي تخمدان به گونادوتروپين هاي درماني آگاه شد. اسكن ها معمولاً هر دو يا سه روز روي فوليكول هاي با اندازه متوسط انجام مي گيرد. تجويز hCG  (Iu 10000 به صورت عضلاني) در روزي كه قطر فوليكول به بيشتر از 18 ميلي متر مي رسد انجام مي گيرد. اگر بيشتر از سه فوليكول بزرگتر از  mm 16 شده باشند تحريك بايد متوقف شود و h CG  تجويز نگردد و استفاده از كاندوم جهت جلوگيري از حاملگي چند قلويي و تحريك بيش از اندازه تخمدان الزامي مي باشد. اندازه گيري استراديول سرمي ممكن است مفيد باشد، زيرا غلظت بالاتر از حد طبيعي (n g/dl 40 ـ 14) مي تواند پيش درآمدي براي تحريك بيش از اندازه تخمدان باشد.

 درمان ضرباني با  GnRh: تجويز ضرباني  GnRh  با استفاده از پمپ انفوزيوني باعث تحريك توليد FSH  و  LH  مي شود، غلظت سرمي FSH  و  LH  در حد طبيعي باقي مي ماند و در نتيجه احتمال رشد چند فوليكول و تحريك بيش از اندازه تخمدان كمتر مي شود. تجويز ضرباني  GnRh  در زنان گروه ا با ساختار هيپوفيزي سالم صورت مي گيرد. تجويز داخل وريدي نسبت به تجويز زير جلدي آن ارجح مي باشد. جهت تقليد حالت طبيعي مقدار 5/2 تا 10 ميكروگرم  GnRh  در فواصل زماني 60 تا 90 دقيقه تزريق مي گردد. جهت جلوگيري از حاملگي چند قلو ابتدا بايد از دوز پايين شروع كرده و به تدريج مقدار مصرفي را افزايش داد تا به حداقل دوز لازم جهت القاي تخمك گذاري رسيد، تجويز ضرباني GnRh  ممكن است بعد از تخمك گذاري قطع شود و جسم زرد با  hCG  حمايت شود. خون ريزي كه به شكل منظم هر چهار هفته رخ مي دهد دليل بر چرخه هايي با تخمك گذاري است. معمولاً اولتراسونوگرافي و اندازه گيري پروژسترون سرم براي پايش درمان لازم نمي باشد. ميزان تخمك گذاري 90 درصد و حاملگي 80 درصد با اين روش گزارش شده است.

آگونيست هاي دوپامين

 آگونيست هاي دوپامين باعث مهار سنتز پرولاكتين و آزاد سازي آن از هيپوفيز مي شوند و

جايگزيني براي دوپامين درون زا و آزاد شده از نورون هاي اينفنديبولار هيپوتالاموس به گردش خون باب مي باشند. بروموكريپتين اولين آگونيست دوپامين به صورت گسترده جهت درمان هيپرپرولاكتينمي و عدم تخمك گذاري ناشي از آن استفاده مي شود. اخيراً داروي كابرگولين از اين دسته در دسترس قرار گرفته كه به صورت اختصاصي تر به رسپتورهاي  D2  متصل مي شود. مقدار مصرف بروموكريپتين در شرو ع mg 25/1 هنگام خواب مي باشد و طي 3 تا 5 روز قابل افزايش به حداكثر mg/day 10 مي باشد. مقدار مصرف

كاربرگولين در شروع به مقدار   mg 5/0 در هفته      مي باشد. بسته به نوع پاسخ، دوز مصرفي به mg  1 در هر هفته يا 2 بار در هفته قابل افزايش مي باشد. درمان در شروع حاملگي معمولاً قطع مي گردد مگر در مواردي كه ماكروپرولاكتينوما وجود داشته باشد كه در اين صورت طي حاملگي ادامه مي يابد.

     در پايان مروري گذرا بر القاي تخمك گذاري در بيماران داوطلب براي    IVF  و رژيم درماني آنها خواهد شد.  

IVF Protocol

     براي كنترل هرچه بيشتر چرخه تخمك گذاري يك آگونيست  GnRh (مثل 1 mg/day  لوپرولايداستات به صورت S.C. ) به مدت دو هفته تجويز مي گردد تا توليد گونادوتروپين هاي درون زا مهار شود.

     در افرادي كه داراي چرخه هاي بدون تخمك گذاري هستند و يا غلظت سرمي پروژسترون در آنها كمتر از nanomoI/L (3ng/ml)  5/9 مي باشد، تجويز نوراتيندرون (5 ميلي گرم به صورت خوراكي به مدت 10 روز) از سه روز قبل از شروع تجويز  GnRh  انجام مي گيرد.

     تجويز عضلاني h MG  به مقدار IU/day  300 ـ 225 باعث تحريك رشد فوليكولي مي شود و تجويز هم زمان آگونيست GnRh  با حداقل مقدار، باعث پيش گيري از ترشح ناگهاني LH         مي شود.

     مقدار تجويز  hMG  مطابق رشد فوليكولها (با بررسي سونوگرافي) و سطح سرمي استراديول تنظيم مي گردد. FSH  نوتركيبي مؤثرتر از hMG  مي باشد و به زودي به عنوان فرآورده انتخابي خواهد شد (5،4).

     هنگامي كه فوليكولهاي تخمداني به بلوغ كامل رسيدند، تجويز hCG  باعث تحريك      تخمك گذاري مي گردد. اندازه فوليكول (mm 18) و غلظت سرمي استراديول (pg/ml 200) دو عامل تعيين كننده براي زمان بلوغ فوليكولها مي باشد.

 

 

+ نوشته شده توسط وحیده سروش در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 8:47 |

کشف فئوکروموسیتوم

 

معرفی مهم ترین تست های تشخیصی بیماری فئوکروموسیتوم

 

چکیده

هدف :

هدف از این کار تعیین حساس ترین تست بیوشیمیایی ،در تایید تشخیص فئوکروموسیتوم ونیز تشخیص نقش بالقوه ی ید 131 نشان دار شده با آنالوگ نوراپی نفرین ،در تهیه ی تصاویر دوبعدی ،جهت تشخیص این تومور است.

 

خلاصه ای از اطلاعات پیشین :

فئوکروموسیتوم یک تومور نادر تولیدکننده ی کاتکول آمین ،با اثرات موضعی مشخص در غده ی آدرنال است. به علت مهم بودن این بیماری ،مهم ترین تست تشخیصی این تومور در اینجا تعریف شده است .

 

روش ها ی موجود :

جمع آوری داده ها واطلاعات موثر در آینده ی بیماران مبتلا به فئوکروموسیتوم ، درمرکز پزشکی دانشگاه Duke ونیز مرکز پزشکی کارآزمودگان Durham.NC انجام گرفته بود. هرگونه تجزیه وآنالیز ادرار،پلاسما و پلاکت،در نهایت مراحل استانداردی انجام گرفت ونیز توسط یک مامورتحقیق نظارت شد. تصاویر 131I-MIBG هریک به طور مستقل توسط دو تن از داروشناسان دوره و تجدید نظر شد.

 

دست آورد ها :

مجموعه ای از 152 بیمار (که 55.3% از آنان خانم بودند.) در این تحقیق ثبت نام کردند .اغلب (73.3 %)این بیماران سفیدپوست بودند. حملات ناخوشی (تعریق شدید،افزایش ضربان قلب،سردرد) ونیز افزایش فشارخون به ترتیب در 51.4% و66.6% از بیماران وجود داشت والبته اختلالات دوطرفه در 12.5%، فئوکروموسیتوم بدخیم در 26.6% ،و فرم ژنتیکی و ارثی بیماری ( ژن عامل بیماری ) در 23% از این بیماران تشخیص داده شد .حساس ترین تست های تشخیصی که منجر به تشخیص بیماری می شود ، شامل نورمتانفرین تام ادراری (96.9% ) نوراپی نفرین پلاکتی (93.8% ) و سینتی گرافی 131I-MIBG (83.7%) بود. درمجموع با سینتی گرافی 131I-MIBG ،نوراپی نفرین پلاکتی حساسیت 100% ،نوراپی نفرین پلاسمایی حساسیت 97.1% ،نورمتانفرین تام ادراری حساسیت 96.6% و نوراپی نفرین ادراری حساسیت 95.3% داشتند .

 

استنتاج :

تست های انتخابی برای تایید تشخیص فئوکروموسیتوم شامل نورمتانفرین ادراری و نوراپی نفرین پلاکتی است. ترکیب سینتی گرافی  131I-MIBG و تست های تشخیصی ادرار، خون و پلاکت ها سبب افزایش میزان حساسیت می شود. بنابراین در صورتیکه  از نظر بالینی به تشخیص فئوکروموسیتوم مشکوک شدیم  و میزان کاتکول آمین ها در حد نرمال باشد ،یک اسکن MIBG انجام می گیرد .

 

 

+ نوشته شده توسط وحیده سروش در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 8:31 |

هومیوپا تی

 

پيش زمينه :

-Homeopathy  ازHomeo   به معناي تشابه (Similar) وPathos به معناي رنج وزيان (Suffering )گرفته شده است.با بياني ساده به اين معني كه در اين سبك درماني ، از ماده دارويي خاصي استفاده مي شود كه اگر آنرا به فردي بيمار با يكسري علائم خاص تجويز كنند فرد سلامت خود را بدست مي آورد اما اگر همين دارو را به فردي سالم تجويز نمايند دچار همان علائم فرد بيمار ( Similar  ) مي شود ، به عنوان مثال دارويAllium cepa  كه از پياز قرمز بدست مي آيد در فرد سالم ايجاد آبريزش از چشم و بيني و حساسيت (علائمي مشابه سرما خوردگي ) مي كند .حال در طبHomeopathy  از اين دارو جهت درمان سرماخوردگي استفاده مي شود يا گياهIpecac  در بيمارستانها و مراكز مسموميت جهت ايجاد تهوع و استفراغ استفاده مي شود در حالي كه محلول رقيق آن جهت متوقف كردن تهوع و استفراغ استفاده مي شود . لذا درHomeopathy  همان دارويي كه بيماري ايجاد مي كند   مي تواند درمان نيز باشد.

گر چهHomeopathy  2500 سال پيش توسط بقراط توصيف شد اما 200 سال است كه به طور عملي مورد استفاده قرار گرفته . اين سيستم پزشكي در قرن نوزدهم توسط يك پزشك آلماني به نامSamuel Hahnemann  ارائه گرديد ، او داروي china (qvinhne) را كه در درمان مالاريا بكار مي رود  بارها رقيق كرد تا به مكانيسم تاثير دارو پي ببرد، با كمال تعجب حين بكارگيري رقتهاي بالاي اين دارو علائمي مشابه

مالاريا ايجاد شد ، آنگاه وي بر تجربيات و مطالعات خود افزود ( او مطالعات فراواني را بر روي خود ، خانواده و دانشجويانش انجام داد . ) وHomeopathy  را پايه گذاري نمود.

او در سال1796 Essay on the new cuative principle   را منتشر نمود و تجربيات خود در باب اصولSimilar  به رشته تحرير درآورد .در همان سالهاJenner  نشان داد كه اگر يك دوز كم از ويروس آبله گاوي) (Cow pox به بيماران داده شود آنها را از ابتلا به Smallpox (آبله مرغان) محافظت مي كند . اين يافته Jenner   تا حدوديHomeopathy  را تائيد كرد.داروهايي كه در Homeopathy استفاده مي شود توانايي خود بدن را در ترميم خويش بر مي انگيزد يا به بياني ديگر سيستم ايمني بدن را تحريك مي نمايد و خود به طور مستقيم نقش چنداني در رفع بيماري ندارد.

Homeopathyبر اساس قانونS.Hahnemann   پايه گذاري شده :

جهت درمان بيماري ها 2 راه وجود دارد :

1-        Opposites: به عنوان مثال جهت درمان يبوست از داروهاي ملين و ايجاد كننده اسهال استفاده مي شود .

2- Similars  : كه در قسمت پيش زمينه  توضيح داده شد .

- Homeopathy  در سال 1826 در آمريكاي شمالي و بعد در كانادا و ايالات متحده آمريكا به كار گرفته شد و در سال 1844  ،انستيتو آمريكاييHomeopathy  تاسيس گرديد.

·        اصل فلسفي :

Homeopathy  بر اساس تئوري Vitalistic    پايه گذاري شده است. مشابه طب سنتي چين، Homeopathy   بيشتر به پتانسيل خود بدن در ترميم خويش و ارتباط نزديك روح و جسم اهميت مي دهد . در اينجا اعتقاد بر اين است كه بيماري در نتيجه عدم تعادل در يكي از نيروهاي حياتي و يا سيستمهاي توليد انرژي ، به وجود مي آيد و درمان مناسب منجر به باز گرداندن تعادل و در نهايت كسب سلامتي مي گردد .

:Homeopathy اصول

بر 2   اصل استوار است :

1- اصل تشابه (Similaris)

2- اصل آثار بيولوژيكي رقت بالا (غلظت كم مواد )

: (Similaris)1.   اصل تشابه

اين اصل در واقع همانطور كه قبلاً هم بيان شد بدين مضمون است كه همان دارويي كه ايجاد بيماري مي كند مي توان درمان آن بيماري نيز باشد و اين برخلافallopathy   ) opposite suffering  ) است .

طبق اين اصل  :

1) يك غلظت معين از يك ماده در شرايط متفاوت فيزيولوژيك ، ممكن است تاثيرات متضادي داشته باشد .

2) دو غلظت متفاوت از يك ماده ممكن  است تاثيرات متضادي به همراه داشته باشد.

-چندين مشاهده در بيوپزشكي با  يافته هاي اصل تشابه قابل مقايسه است كه برخي عبارتند از :

1-برخي داروها مي توانند علائمي را ايجاد كنند كه خود نيز قادر به فرو نشاندن آنها هستند به عنوان مثال آسپيرين در دوز درماني باعث هايپوترمي مي شود اما در دوز سمي باعث هايپرترمي تهديد كنند حياتي مي گردد يا داروهايي كه جهت درمان آنژين و آريتمي به كار مي روند مي توانند يك آنژين شديد (نيترو گليسيرين ) يا آريتمي (مانند ديجوكسين)ايجاد كنند .

2- برخي داروها در افراد مختلف اثرات متضادي دارند به عنوان مثال بنزوديازپين ها به طور نرمال جهت درمان افسردگي استفاده مي شوند و اين در حالي است كه در برخي افراد باعث ايجاد آشفتگي و هيجان مي شود يا  اينترفرونها باعث تقويت سيستم ايمني مي شوند اما در برخي افراد موجب ضعف ايمني مي گردند .

3-بر خورد قبلي با غلظت كم يك ماده ، پاسخ بدن به برخورد مجدد با آن ماده را تعديل مي كند .مثلا در معرض قرارگيري با پرتو تابي با شدت كم مي تواند از فرد در برابر خطرات پرتو تابي باشدت بالا محافظت كند.

4- در معرض قرارگيري مداوم با دوز كم مواد سمي مي تواند از آثار سو در معرض قرارگيري با دوز زياد همان ماده سمي  ممانعت كند(hormesis)  .برخورد اوليه با دوزهاي متفاوت آنتي ژن ممكن است يك افزايش پاسخ(Immunization )   يا يك حالت عدم پاسخ((Tolerance  را در برخورد مجدد با همان آنتي ژن القا كند .

(دوز كم اپي نفرين باعث اتساع عروق ولي دوز بالاي آن موجب انقباض عروق مي گردد.)

3- مورد اول مي تواند اولين بيان اصل تشابه را( يك غلظت معين از يك ماده مي تواند تاثيرات متضادي بهمراه داشته باشد) نشان دهد و مورد چهارم دومين بيان اصل تشابه را (2 غلظت متفاوت يك ماده مي تواند تاثيرات متضادي داشته باشد ).

 

2) اصل آثار بيولوژيكي رقت بالا

Homeopathy تقريباً معادل با رقت بالاي ( غلظت بسيار كم) مواد دارويي است.

آيا اين غلظت بسيار كم از داروها مي تواند از لحاظ بيولوژيكي فعال باشد يا خير ؟

Eskinazi يك سري تحقيقات بيولوژيكي را ارائه كرد كه نشان مي داد غلظت كم مواد دارويي مي تواند از لحاظ بيولوژيكي فعال باشد به جدول ذيل  توجه فرماييد .

 

·        تحقيقات در زمينه Homeopathy:

جهت اثبات اصول Homeopathy تحقيقاتي در اين زمينه صورت گرفته است كه در اينجا به ذكر دو نمونه مي پردازيم:

1-                             تاثيرات بيولوژيكي غلظت هاي مختلف آسپيرين :

پرفسورDoutremepuich   از دانشگاهBordeaaux   فرانسه يك مطالعه مقايسه اي را روي آثار بيولوژيكي تزريق رقتهاي متفاوت آسپيرين (بين 100mg/kg  و30 CH    ) انجام داد كه نتايج اين مطالعه از اين قرار است:

1-  غلظت بالاي آسپيرين(100mg/kg )   موجب كاهش تجمع پلاكتها و ترمبوآمبولي شرياني و وريدي مي گردد.

2-  غلظت بسيار پايين آسپيرين(9.15.30 CH )  موجب افزايش تجمع پلاكتي و افزايش احتمال ترومبوآمبولي مي گردد.

3-  فعاليت آنتي ترومبوتيك و ضد تجمع پلاكتي آسپيرين در غلظت mg/kg100 توسط تزريق توام غلظت  CH15 آسپيرين مهار مي شود .

اين يافته ها سوالات زيادي را برانگيخت مخصوصا يافته سوم .

2 -                تاثير هيستامين رقيق شده بر فعاليت بازوفيلها :

بازوفيل ها به محض تحريك توسط مواد بيگانه فعال شده (آنتي ژنها) و گرانولهاي خود را كه حاوي آنزيمهاي ويژه و هيستامين است آزاد مي كند و لذا در سيستم ايمني بدن نقش ايفا مي كند .

اين تحقيق نشان داد كه هيستامين با رقت C 18، موجب مهار فعاليت بازوفيلها مي شود .

علاوه براين نشان داده شد كه با حضور سايمتيدين ( مهار كننده رسپتور هيستامين ) پديده مذكور ، مهار خواهد شد .

·        بررسي كلينيكي :

ارزيابي Homeopathy شامل شرح حال گرفتن از بيمار و يك معاينه عمومي استاندارد از ارگانها و سيستمهاي بدن است . نقاط كليدي ارزيابي Homeopathy تفاوت چنداني با ارزيابي مرسوم امروزه در بررسي بيماريها ندارد اما شامل جزئيات بيشتري است . عناصر مهمي كه بايد در ارزيابي مورد بررسي قرار گيرند عبارتند از :

1-  علائم روحي و رواني : مانند ترس اضطراب ، افسردگي و ...

2-  حساسيت فرد نسبت به : حوادثي مانند سوختن توسط شعله يا مواد شيميايي

3-  Location : محل علامت در بدن خيلي مهم است.

4-  Direction  : آيا علائم از يك مكان به مكان ديگر جابجا مي شود و يا آيا به نقاط ديگر نيز سرايت مي كند يا خير ؟

5-  Concomitant symptoms : غير از علامت اصلي آيا بيمار با علائم ديگري نيز همراه است ياخير؟ اين گزينه برايHomeopath   (كسي  كه به طب  Homeopathy   مي پردازد ) بسيار ارزشمند است .

6-  Modalities  : چه عواملي سبب بهتر شدن يا بدتر شدن علا ئم مي گردند؟

(دما ، موقعيت، غذا ، زمان خاصي از روز و...)

7-  Intensity :  معمولا از بيمار خواسته مي شود تا اين علامت را با ساير علا ئمي كه د اشته مقايسه كند.

8-  Onset : زمان و تاريخ شروع علائم بسيار مهم است . علامتي كه در شب ايجاد شده نسبت به علامتي كه در صبح ايجاد شده از لحاظ طبقه بندي علائم ، در طبقه متفاوتي قرار مي گيرد .

9-  توالي حوادث : قبل از اينكه بيمار دچار علائم شود چه اتفاقي افتاده و ترتيب وقوع حوادث چگونه بوده ؟

·        داروهاي Homeopathy  :

داروهاي  Homeopathy از گياهان ، مواد معدني و فراورده هاي حيواني بدست مي آيد و در درمان طيف وسيعي از بيماريها شامل التهاب حاد ، زخمها ، بيماريهاي مزمن و بيماريهاي روحي بكار مي رود . داروها در واقع سيستم دفاعي بدن را در ترميم خود ، تحريك ميكندو خود به طور مستقيم نقش چنداني در رفع بيماريها ندارند و لذا فاقد تاثيرات جانبي و سمي اند .

همين اصل هم در سال 1800 ميلادي جهت واكسيناسيون بكار برده شده .بدين گونه كه براي جلوگيري از ابتلا به آبله مرغان(Smollpox )   به انسان آبله گاوي ( Cow pox ) تزريق مي شد . آبله مرغان و آبله گاوي دو بيماري متفاوتند اما شباهت هايي با هم دارند .

اين مثالي بود تا نشان داده شود كه چگونه واكسيناسيون بر اساس Homopethy   پايه گذاري شد .

-  مراحل تكامل داروهاي  Homeopathic  :

در توسعه و تكامل داروهاي Homeopathic  سه مرحله عمده وجود دارد :

·         اواخر قرن 18تا سال 1840 : در سالهاي اولين Homeopathy ، پزشكاني كه در اين زمينه اشتغال داشتند خود داروهاي Homeopathic را مي ساختند زيرا داروخانه هاي محدودي با روش هاي ساخت اين گونه مواد آشنايي داشتند .

·        از سال 1850 فارماكولوژيستهاي اين علم پا به عرصه ظهور نهادند و وظيفه و جايگاه آنها معلوم شد ، پزشكان داروها را تجويز مي نمودند و فارماكولوژيستها داروها را مي ساختند.

·        در انقلاب صنعتي در اوائل قرن 20 : پزشكان با توجه به استانداردهاي پزشكي و قابل اعتماد بودن آنها ، وادار شدند تا فرمول هاي ويژه اي جهت ساخت اين داروها بكار گيرند . داروسازان به آزمايشگاهها پا نهادند و داروهاي بهتر و بيشتري ساخته شدند. آزمايشگاهها نه تنها دارو هاي ژنريك را تهيه مي كردند بلكه همچنين يك سري دارو هاي اختصاصي را با  نام خودشان ساخته و پخش مي نمودند بنا بر اين    .Lehning .Delpech .Boiron .LHM .LHF .در فرانسه و Schwahe   در آلمان و ... ايجاد شد .

·        منشا داروها :

تاكنون در حدود 2000 داروي Homeopathic توصيف شده  است .

داروهاي Homeopathic از طيف وسيعي از مواد طبيعي ساخته      مي شوند .

حدوداً 75 درصد از مواد بكار رفته را گياهان شامل گل ، ريشه ، شيره و ... تشكيل مي دهند .

حيوانات جايگاه خاصي در تدارك داروهاي Homeopathic بر عهده دارند و داروها ي فراواني از منشا حيواني ساخته مي شوند . برخي حشرات مانند پشه اسپانيايي (Apis mellifica) و فرآورده هاي خاص حيواني مانند سم مار كبري (Naja ) در تهيه داروها استفاده مي شوند .

 

برخي ميكروبها ،باكتري ها و ويروسها نيز جهت توليد گروه خاصي از داروها (كه Nosoode   ناميده مي شود) بكار مي روند . مانند ويروس آنفلوانزا ، باكتري سل و غيره .

 

 

همچنين مواد شيميايي و معدني ويژه اي نيز جهت توليد داروها مورد استفاده قرار مي گيرند . به عنوان مثال : اسيد سولفوريك ، اسيد نيتريك ( مواد شيميايي ) و طلا ، روي ، نقره و آهن ( مواد معدني ) .

-    طرز تهيه داروها:

درHomeopathy   به روش آماده سازي داروها ،Potentisation   گفته مي شود كه در واقع يك غلظت بسيار كم از يك دارو است .

روش آماده سازي بدين صورت است كه يك تكه بسيار كوچك از هر ماده مثلاً يك قطره از سم مار را به عنوان يك جز دارو با 99 قطره از الكل يا آب مقطر مخلوط مي كنند سپس آن را به شدت تكان مي دهند اين محلول را 1c Potency   ( محلولي با قدرت 1c ) مي نامند. حال از اين 100 قطره ، يك قطره بر مي دارند و دوباره با 99 قطره الكل يا آب مقطر مخلوط كرده و تكان مي دهند       (2c Potency ). اين روند آنقدر ادامه پيدا مي كند تا محلول هايي با قدرت.10000c.1000c .200c .30c    50000c 100000c . .  ساخته شود .

·        كار مي كند !

اين پديده و بهبودي با چنين داروهايي تجربه روزانه هزارانHomeopath  (كساني كه در رشتهHomeopathy   اشتغال دارد ) در سراسر جهان از 200 سال گذشته است و Homeopathy  كارايي خود را به اثبات رسانده . در پايان مقاله به ذكر چندينCase   مي پردازيم . در ضمن در علم طبابت شگفتيهاي بسياري وجود دارد از جمله هيپنوتيزم ، طب سوزني و ... .

·        تعيين وتجويز داروها :

با استفاده از قانون تشابه (Similars   )   Homeopath علائم فرد بيمار را با علائم ايجاد شده توسط ماده دارويي هنگامي كه به فرد سالم داده مي شود با هم جور كرده (matching  ) و مقايسه مي نمايد . تست ماده دارويي را بر روي افراد سالم Proving  مي نامند .

علائم ايجاد شده در فرد سالم ،بانك اطلاعاتي ما را تشكيل مي دهد كه در Homeopathy  ، به عنوان                     Materia Medica  شناخته مي شود . Materia Medica ، Homeopath  را قادر مي سازد تا با استفاده از خلاصه و چكيده مواد دارويي موجود ، داروي مورد نياز بيمار را انتخاب نمايد و لذا يك درمان موثر و موفق را به بيمار هديه كند .

 

·        معرفي 4 داروي مهم :

در حدود 2000 داروي Homeopathy   وجود دارد كه از اين ميان در حدود 100 دارو ، جز داروهاي اصلي و 300 دارو ، جزو داروهاي فرعي مهم هستند كه روزانه مورد استفاده قرار مي گيرند.

Sepia     :

Sepia  دارويي است كه از جوهر مركب نوعي ماهي به نام Cuttle بدست مي آيد .

قبل از اينكه به انديكاسيونهاي درمان با اين دارو بپردازيم بهتر است كه داستان تولد اين دارو را برايتان تعريف كنيم :

دكترHahnemann   كليد كشف اين دارو را از يك بيمار بدست آورد . اين بيمار يك هنرپيشه بود و بطور منظم عادت داشت كه بروس خود را كه حاوي مركب هندي بود با آب دهان خيس كند لذا در هر بار با انجام اين كار يك مقدار كوچك از مركب وارد معده وي شده و جذب مي گرديد . سرانجام با تكرار اين كار او دچار يكسري ناراحتيهاي مزمن شد . دكترHahnemann تمام مهارتهاي خود را در درمان وي بكار برد اما بيمار بهبود نيافت زيرا عادت خود را رها نكرده بود . دكتر به وي توصيه نمود كه شغلش را رها كند ، وي نيز پذيرفت و بعد از چندي تمام علائم وي برطرف شد و بدين گونه دكتر موفق به كشف  Sepia و استفاده از مزاياي آن براي نسل بشر شد .

اين دارو انديكاسيونهاي زيادي دارد كه برخي از آنها عبارتند از :

Sepia  بر روي ارگانهاي تناسلي خانمها ، سيستم گوارشي ، كبد ، پوست ، غدد ، ريه ها و سيستم عصبي تاثير مثبت مي گذارد و لذا در درمان اگزما ، يورتريت ، ليكن پلان ، ويتيليگو ، آسم ، عفونتهاي ادراري و مشكلات ژنيكولوژيك و حاملگي بكار مي رود .

 

Natrum Muriaticum :

يكي از داروهاي مهم ، Natrum Muriaticum  بوده كه از يكسري مواد غذايي رايج و نمك ( NaCl ) تشكيل شده است . اين دارو 200 سال قدمت دارد و يكي از رايج ترين داروهاي مورد استفاده در Homeopathy مي باشد كه توسط دكترHahnemann بكار برده شد . اين دارو بر طيف وسيعي از بيماريها اعم از بيماريهاي پوستي ، كليوي ، متابوليكي ، عضلاني ، هورموني و …. موثر است .

به طور عمده جهت درمان ميگرن ، كهير ، اگزما ، ليكن پلان ، ويتيليگو ، آسم و … بكار مي رود .

علاوه بر اين در درمان بيماريهاي روحي – رواني مانند افسردگي ، انزوا و…. نيز كاربرد دارد .

اين نكته بايد ذكر شود كه داروهاي Homeopathic طيف وسيعي از بيماريها را شامل مي شود و اين بدين معني است كه اين داروها روند بهبودي خود بدن را در درمان بسياري از بيماريها تحريك مي كند .

انتخاب داروها توسط Homeopath نياز به توجه وي به مريض به عنوان يك مجموعه جسماني _ روحاني دارد نه فقط توجه به يكسري علائم خاص .

 

 

 

Silica   :

Silica يك ماده شيميايي است كه در حالت طبيعي خنثي مي باشد . در طي روند آماده سازي ( Potentization  ) ، صفات مخفي دارويي اين ماده آشكار شده و Silica فعال مي گردد ، در واقع كاركرد اين دارو چيزي شبيه معجزه است . اين دارو به  Homeopath كمك مي كند تا افرادي را كه در شرايط جراحي قرار دارند بدون نياز به چاقو درمان كند .

طيف عملكردي اين دارو نيز بسيار زياد است و در حدود هزاران انديكاسيون دارد كه برخي عبارتند از :

اگزما ، ليكن پلان ، تبخال ، يورتريت ، ويتيليگو ، نمونيا ، سل ، دردهاي عصبي ، عوارض ناخن ، التهاب لوزه ها ، بيماريهاي روحي _ رواني مانند عصبي بودن ، استرس و اضطراب .

اين دارو جهت درمان عوارض مربوط به عفونت ، آبسه ، فيستول و فيشر نيز بكار مي رود . Silica در كساني كه زخم پوستي آنها به راحتي چركي مي شود نيز كاربرد دارد .

 

Kali Carbonicum  :

اين دارو كه Kali Carb  نيز ناميده مي شود يكي از پر مصرف ترين داروهاي Homeopathicبوده و از  كربنات پتاسيم (K2CO3 ) گرفته مي شود .

اين دارو نيز صدها انديكاسيون دارد كه در درمان آسم ، برونشيت ، سل ، نمونيا ، هيدروتوراكس ، زگيل ( يكي از شايعترين داروهاي مورد استفاده در زگيل است ) ، اگزما ، كهير ، ريزش مو ، خونريزي در خانمها ، هايپوتيروييدي ، يرقان ، معده اسيدي ، گاستريت و …بكار مي رود .

در درمان بيماران روحي _ رواني ، كساني كه از آينده خود و اعضا خانواده و بيماري خود بسيار نگرانند و كساني كه نسبت به درد بسيار حساسند و در درمان افراد ترسو نيز بكار مي رود .

-چرا براي داروهاي Homeopathic  اسم لاتيني انتخاب نموده اند ?

باعث شده كه داروها اسم رايج بين المللي داشته و براي پزشكان سراسر جهان قابل شناسايي باشند .

-چرا به دنبال اسم لاتين  داروها عدد وCH آمده؟

-عدد ميزان رقت ماده اصلي را نشان مي دهد و CH يعني :

(رقت يك صدم )  =    C = Centesimal dilution

بر اساس روش  Hahnemann  = H

مثال :

Nux Vomica 5 CH  يعني اين كه اين دارو بيشتر از Nux Vomica  ساخته شده است و ميزان رقت آن 5 بار (رقت يك صدم )با استفاده از روش Hahnemann  است.

-امروزه داروهاي Homeopathic  به چندين فرم وجود دارند :

1 .  فرم سنتي كه در پزشكي رايج امروزي نيز مورد استفاده قرار مي گيرد :قرص ، شربت ، ‌‌آمپول ،پماد ،قطره ، ....

2 .  تيوب هاي گرانول و دوز هاي globules : 2 فرم از داروها كه بيشتر به داروهاي Homeopathic اختصاص دارد.

- يك تيوپ گرانول ،در حدود 80 گرانول دارد (يك سري اجسام كروي كوچك از جنس ساكاروز يا لاكتوز كه با داروهاي رقيق شده مورد نظر پر شده ).گرانول ها معمولا به صورت دوز 5 گرانولي به صورت زير زباني تجويز مي گردند.

- يك دوز globules حدودا 200 globule  (يك سري اجسام كروي كه مشابه گرانولهايند )را شامل مي شود .

تجويز رايج بدين گونه است كه محتواي يك دوز globuleبه صورت يكباره داده مي شود .

- براي يك تجويز تك دوز ،dose  globule  ترجيح داده مي شود اما براي تجويز دوز هاي مكرر ،پزشكان بيشتر تيوپ گرانول را پيشنهاد مي كنند .

·        مزاياي هميوپاتي :

-داروهاي هميوپاتيك كاملا ايمن هستند و بر خلاف ساير داروها ، هيچ گونه عوارضي جانبي ندارند زيرا آنها توانايي ايجاد تخريب بدني را ندارند .علت اين امر آن است كه داروهاي هميوپاتيك مكانيسم هاي دفاعي خود بدن و نيروهاي بهبودي دهنده را تحريك مي كنند . آنها هيچ گونه فعاليت شيميايي ندارندولذا موجب آسيب رساني بافتها نمي گردد .

دوز داروهاي هميوپاتيك نيز زير دوزهاي فيزيولوژيك مورد نياز بدن است . بنابراين اين داروها مي توانند در بچه ها و در بزرگسالان بدون هيچ گونه نگراني از دوز آنها ، تجويز شوند و براي هر فردي كاملا ايمن است .

-داروهاي هميوپاتيك هم در شرايط حاد و هم در شرايط مزمن كاملا موثرند .

-هميو پاتي در واقع تنها سيستم پزشكي است كه موجب درمان شفابخش براي طيف وسيعي از بيماريهاي مزمني مي شود كه براي ساير سيستمهاي پزشكي ناعلاج است .

-در بيماري هاي حاد اگر داروهاي هميوپاتيك به درستي انتخاب و تجويز گردند بسيار سريعتر از ساير سيستمهاي پزشكي موجب بهبودي مي گردند .

-تجويز داروهاي هميوپاتيك بسيار آسان است .اين داروها معمولا با شكر و يا قرص هاي شيري مخلوط شده و بدين ترتيب مصرف آنها توسط كودكان به آساني صورت مي گيرد .

-درمان هميوپاتيك ارزان است زيرا داروهاي هميوپاتيك نسبت به داروهاي معمول سيستم پزشكي بسيار ارزانتر مي باشند .

بطور خلاصه مزاياي هميوپاتي عبارتند از :

*  محرك سيستم بهبودي خود بدن

*  درمان تمام افراد و مناسب براي هر فرد پير و جوان

*  ارزان بودن درمان و داروهاي آن

*  بدون آثار جانبي سمي و شيميايي

*  بدون ايجاد وابستگي دارويي

*  بهبود وضعيت جسمي - روحي

 

·        هميوپاتي در دامپزشكي :

-هميوپاتي حتي در علم دامپزشكي هم مورد استفاده قرار مي گيرد .براي اولين بار در سال 1833 ،يك پزشك آلماني به نام Guillaume Lux با استفاده از چهار داروهاي هميوپاتيك يك سري بيماري هاي خاص را در اسب و  گاو درمان نمود .اين 4 دارو عبارت بودند از:

Aconitum napellus, Camphora, Nux vomica ، Opium.

-بعد از اين ،استفاده از هميوپاتي در دامپزشكي عليرغم مشكلاتي كه در بكار گيري اين علم براي حيوانات بود ،مانند تكنيك هاي سوال از بيماران و… توسعه پيدا كرد .

-استفاده از هميوپاتي در جانوران علاوه بر اين كه ارزان قيمت مي باشد ،اثرات سمي نيز بر روي حيوانات ندارد لذا در استفاده غذايي از اين حيوانات هيچ گونه نگراني اي وجود ندارد و براي محيط نيز مضر نيست .

هميوپاتي براي اطفال :

گر چه از كاربرد طب هميوپاتي 200 سال مي گذرد اما توجه زيادي را جهت استفاده از اين علم براي نوزادان ، شير خواران و كودكان به خود معطوف داشته است .امروزه تعداد كثيري از متخصصين اطفال از درمان هميو پاتيك جهت معالجه كودكان وبيماران خود در شرايط مختلف استفاده مي كنند .

دلايلي كه چرا هميو پاتي مي بايست در اطفال مورد استفاده قرار گيرد :

1 – بي خطر بودن :

به طور كلي هر دارويي كه براي كودكان تجويز مي گردد مي بايست از آثار مضر بدور باشد .داروهاي هميوپاتيك به طور عمده از گياهان ،مواد حيواني و معدني ساخته شده و با دوز بسيار كم تجويز مي گردند لذا 100%غير سمي بوده و هيچ گونه آثار جانبي ندارند و بر خلاف آنتي بيوتيك ها موجب اختلالات گوارشي ،ايجادمقاومت و آلرژي و آسيب رساندن به بدن در طي تجويز طولاني مدت نمي گردند .

2 – درمان موثر و سريع

3 – استفاده از داروهاي طبيعي

4 – افزايش توانايي مقاومت در بدن :

كودكان معمولا به علت سطح پايين مقاومت ، بيشتر به عفونتهاي راجعه مبتلا مي گردند . مكانيسم اثر داروهاي هميوپاتيك تحريك توانايي بهبودي و مقاومت خود بدن مي باشد و بدين ترتيب موجب شده تا سيستم ايمني در بدن كودكان تقويت گردد ، لذا كودكان به طور مكرر بيمار نمي شوند .

5 – هميوپاتي : دوست بچه ها ‍!

داروهاي هميوپاتيك خوشبو و شيرين هستند و با كمال ميل مورد پذيرش كودكان قرار مي گيرند . آنها به هيچ وجه تيز ، تند وزننده نبوده و موجب احساس تهوع نمي گردند .

داروهاي هميوپاتيك را مي توان بدون هيچ گونه اجباري به كودكان خوراند و لذا مي توان از دردسر گريه و زاري آنها در امان ماند .

كدام يك از بيماريهاي كودكان را مي توان توسط هميوپاتي درمان نمود ؟

1. عفونت : شامل : سرماخوردگي ، برونشيت ، نمونيا ، سرخك ، اوريون ، اسهال و استفراغ ، سوختگيها ، بيماريهاي كليوي و سيستم ادراري .

2 . آلرژي :  آسم كودكان يك مشكل شايع و رايج در بچه هاست و آنها بطور مكرر دچار حملات  سرفه ، تنگي نفس و ويزينگ مي شوند .

هميوپاتي به طور موثر در درمان آسم و آلرژي ، بكار گرفته مي شود و بدين ترتيب اطفال از عوارض داروهاي قوي و خطرناك مانند كورتونها ( استروييدها ) در امان مي مانند .

در كنار آلرژي مي توان با استفاده از داروهاي هميوپاتيك ، اگزما ، كهير ، حساسيت غذايي و ... را نيز درمان نمود .

3  .  التهاب لوزه ها : خودداري از جراحي

واقعا ما از علم هميوپاتي كمال تشكر را داريم چرا كه ميليونها كودك را از چاقوي جراحي نجات داد . تقريبا اغلب موارد التهاب لوزه ها مي تواند توسط داروهاي هميوپاتيك بطور كامل درمان شوند لذا ما پيشنهاد مي كنيم كه قبل از جراحي لوزه هاي كودك به پزشك هميوپاتي (Homeopath ) مراجعه كنيد .

مكانيسم داروهاي هميوپاتي افزايش قدرت دفاعي بدن است و از نظر اين علم ، لوزه ها يك پاسگاه دفاعي اند و لذا فعاليت لوزه ها توسط داروهاي هميوپاتيك مورد پرورش قرار مي گيرد و اين خود سبب دفاع بهتر و بيشتر از بدن در برابر عوامل بيگانه مي شود .

بزرگي لوزه ها عامل نيست :

عفونت مكرر لوزه ها در نتيجه سطح پايين مقاومت و ايمني بدن بوده نه اينكه خود عامل ايجاد عفونت باشد . لذا جراحي و خارج نمودن لوزه ها كار صحيحي نيست .

رويكرد هميوپاتي براي درمان التهاب مكرر لوزه ها :

خلاصه اين رويكرد عبارت است از :

1.  لوزه ها يك قسمت از كل سيستم بدن مي باشند .

2.  معالجه بيمار ، نه ايجاد بيماري در ارگانها

3.  عدم جراحي لوزه ها ، افزايش ايمني

4 .    اختلالات روحي _ رواني :

هميوپاتي جهت درمان بيماريهاي روحي - رواني كه در حال حاضر معضل قرن بيست و يكم  است بسيار موثر مي باشد . داروهاي هميوپاتيك براي درمان اختلالات رفتاري مانند ترس شديد ، اضطراب ، افسردگي ، ضعف و بيحالي ، جويدن ناخن ، عقب افتادگي ذهني ، عادت به دزدي و ....   بكار مي روند .

برخي اختلالات جسمي _ رواني نيز مانند : خيس كردن تخت خواب ، سردرد ، گاستريت نيز به درمان هميوپاتي جواب مي دهند .

5 .  ساير اختلالات متفرقه :

از جمله : كوليك نوزادان ، تب ، تهوع ، تشنج ، بيماريهاي كليوي ، يرقان ، مننژيت ، اگزما ، سندرم نفروتيك و .... .

نمونه كاربرد هميوپاتي در كنترل و ريشه كني سردرد :

خانم Heather   مانند بسياري از بيماران فقط به يك علت مراجعه نكرد و او چندين مشكل را با هم داشت . او تا آنجا كه بياد مي آورد هميشه يك سردرد بد داشته ، سردرد وي گاهي اوقات ثابت مي ماند و گاه بهتر مي شد و گاه بدتر ولي هيچ وقت برطرف نمي شد . سردرد وي يكطرفه و در پيشاني بالاي ابرو واقع بود . درد مانند فشار بود مثل اينكه سرش را به ديوار فشار مي دهند .

او همچنين نازايي نيز داشت و در طول سه سال گذشته قاعده نشده بود جز زماني كه هورمون مصرف مي كرد . وي ديگر از بچه دار شدن مايوس شده بود در حاليكه بسيار دوست داشت كه بچه داشته باشد . وي دائما در طول سال آبريزش بيني داشت علاوه بر اين او دچار سوزش سر دل بوده و لثه اش نيز بطور مكرر دچار خونريزي مي شد .

علاوه بر اين او از زندگي خود احساس رضايت نمي كرد وي احساس ترس نيز داشت مانند ترس از مورد حمله قرار گرفتن و دزديده شدن . هم انرژي فيزيكي و هم انرژي روحي-  عاطفي وي كاهش پيدا كرده بود روزانه به كار و حرفه خاصي نمي پرداخت او بسيار كج خلق بود و در عين حال بسيار آرام و ساكت و بيمار بود و گاه به طور ناگهاني كنترل خود را از دست مي داد .

ما به او يك دوز از  داروي هميو پاتيك Natrum Muriaticum 1M  داديم .

3هفته بعد از دادن دارو ، بتدريج  بهبودي در وي حاصل شد ، او از در اتاق وارد مي شد و مي گفت(( اين اولين بار است كه سر درد مرا كمتر به زحمت انداخته))

ديگر ، او علائم ذكر شده را در طول روز نداشت و هر وقت هم كه به اين علائم دچار مي شد از شدت كمتري برخوردار بود ، سوزش سر دل وي برطرف شد و او كمتر دچار خونريزي مي شد و در كل حال عمومي وي بهتر گرديد .

بعد از گذشت يك سال سردرد وي برطرف شد و قاعدگي وي شروع شده و منظم گرديد . آبريزش بيني وي رفع شد و او مي گفت نسبت به سالهاي اخير در زندگي احساس راحتي بيشتري مي كند . بعد از گذشت 18 ماه او حامله شد و يك پسر بچه سالم بدنيا آورد .

 

اين يك مثال از قدرت هميوپاتي بود . داروي صحيح نه تنها سردرد وي را برطرف كرد بلكه ساير مشكلات وي را نيز حل نمود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

References :

 

1.      Woodson C.Merrell,MD,and Edward Shalt,MD . THE MEDICAL CLINICS OF NORTH AMERICA : HOMEOPATHY . January 2002 by W. B Saunders Company . Volume 86 , Number 1 , P : 47 - 62

2.      Classical Homeopathy, Inc . Don’t Just Control Headaches & Migraines,  Eliminate Them .  http://homeopathy- cures.com / html/headaches . html

3.      "The Medicine of the New Man"   George Vithoulkas  . what is Homeopathy ? . http://www.petrondas.com/

4.      BOP College of Homeopathy (New Zealand  ) . The Therapy  . 2001 .  http://www.homeopathycollege.com/homeopathy.htm

5.      CJ Thomas . Homoeopathy . http://www.chrisjthomas.com/homeopathy.htm

6.      Boiron Group . Single Homeopathic Medicines  . http://www.boiron.com/en/htm

7.       Boiron Group . Late 18th Century: Questioning Therapeutic Methods. http://www.boiron.com/en/htm

8.      Boiron Group . The Adventure of Homeopathic Medicines. http://www.boiron.com/en/htm

9.      Boiron Group . Basic principles. http://www.boiron.com/en/htm

10.  Boiron Group . RESEARCH IN HOMEOPATHY. http://www.boiron.com/en/htm

11.  Boiron Group . Preparation of Homeopathic Medicines. http://www.boiron.com/en/htm

12.  Boiron Group . Homeopathy and Veterinary Medicine. http://www.boiron.com/en/htm

13.  Dr.Rupal Shah . Understanding homeopathic medicines.. . Thursday, May 22, 2003 . http://www.e-homeopathy.com/

14.  Dr.Rupal Shah . Sources of Homoeopathy Medicines:And How they are made.. 8th March,1998. http://www.classicalhomeopathy.com/

15.  Dr.Rajesh Shah . Some documented cured cases indicating what homoeopathy can do... . http://www.classicalhomeopathy.com/cases.htm

16.  Dr.Rupal Shah . Homoeopathic Approach to Tonsil treatment . 4th October,1999 . http://www.savetonsils.com/

17.  Dr.Rupal Shah & Dr. Rajesh Shah . homoeopathy  for children . 2003 . http://www.classicalhomeopathy.com/child.htm

18.  N. Marar . Frequently Asked Questions . 2001/02 . http://www.marar.com.uk/fog.htm

19.  N. Marar . Homeopathy - The Benefits. 2001/02 . http://www.marar.com.uk/benefits.htm

20.  N. Marar . The Available Treatments include .... 2001/02 . http://www.marar.com.uk/treatment.htm

21.  N. Marar . Homeopathy.2001/02 . http://www.marar.com.uk/homeopathy.htm

22.  Fernando Ania, N.D., H.D. Homeopathy in Canada: A Synopsis. April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/

23.  Homeopathic College of Canada . What is Homeopathy? . April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/

24.  Homeopathic College of Canada . Background on Homeopathy. April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/

25.  Homeopathic College of Canada . Homeopathic Remedies. April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/

 

 

+ نوشته شده توسط وحیده سروش در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 20:8 |