تبليغاتX
پرستار <[IMG]http://i17.tinypic.com/4lht8g8.gif[/IMG]>

هومیوپا تی

 

پيش زمينه :

-Homeopathy  ازHomeo   به معناي تشابه (Similar) وPathos به معناي رنج وزيان (Suffering )گرفته شده است.با بياني ساده به اين معني كه در اين سبك درماني ، از ماده دارويي خاصي استفاده مي شود كه اگر آنرا به فردي بيمار با يكسري علائم خاص تجويز كنند فرد سلامت خود را بدست مي آورد اما اگر همين دارو را به فردي سالم تجويز نمايند دچار همان علائم فرد بيمار ( Similar  ) مي شود ، به عنوان مثال دارويAllium cepa  كه از پياز قرمز بدست مي آيد در فرد سالم ايجاد آبريزش از چشم و بيني و حساسيت (علائمي مشابه سرما خوردگي ) مي كند .حال در طبHomeopathy  از اين دارو جهت درمان سرماخوردگي استفاده مي شود يا گياهIpecac  در بيمارستانها و مراكز مسموميت جهت ايجاد تهوع و استفراغ استفاده مي شود در حالي كه محلول رقيق آن جهت متوقف كردن تهوع و استفراغ استفاده مي شود . لذا درHomeopathy  همان دارويي كه بيماري ايجاد مي كند   مي تواند درمان نيز باشد.

گر چهHomeopathy  2500 سال پيش توسط بقراط توصيف شد اما 200 سال است كه به طور عملي مورد استفاده قرار گرفته . اين سيستم پزشكي در قرن نوزدهم توسط يك پزشك آلماني به نامSamuel Hahnemann  ارائه گرديد ، او داروي china (qvinhne) را كه در درمان مالاريا بكار مي رود  بارها رقيق كرد تا به مكانيسم تاثير دارو پي ببرد، با كمال تعجب حين بكارگيري رقتهاي بالاي اين دارو علائمي مشابه

مالاريا ايجاد شد ، آنگاه وي بر تجربيات و مطالعات خود افزود ( او مطالعات فراواني را بر روي خود ، خانواده و دانشجويانش انجام داد . ) وHomeopathy  را پايه گذاري نمود.

او در سال1796 Essay on the new cuative principle   را منتشر نمود و تجربيات خود در باب اصولSimilar  به رشته تحرير درآورد .در همان سالهاJenner  نشان داد كه اگر يك دوز كم از ويروس آبله گاوي) (Cow pox به بيماران داده شود آنها را از ابتلا به Smallpox (آبله مرغان) محافظت مي كند . اين يافته Jenner   تا حدوديHomeopathy  را تائيد كرد.داروهايي كه در Homeopathy استفاده مي شود توانايي خود بدن را در ترميم خويش بر مي انگيزد يا به بياني ديگر سيستم ايمني بدن را تحريك مي نمايد و خود به طور مستقيم نقش چنداني در رفع بيماري ندارد.

Homeopathyبر اساس قانونS.Hahnemann   پايه گذاري شده :

جهت درمان بيماري ها 2 راه وجود دارد :

1-        Opposites: به عنوان مثال جهت درمان يبوست از داروهاي ملين و ايجاد كننده اسهال استفاده مي شود .

2- Similars  : كه در قسمت پيش زمينه  توضيح داده شد .

- Homeopathy  در سال 1826 در آمريكاي شمالي و بعد در كانادا و ايالات متحده آمريكا به كار گرفته شد و در سال 1844  ،انستيتو آمريكاييHomeopathy  تاسيس گرديد.

·        اصل فلسفي :

Homeopathy  بر اساس تئوري Vitalistic    پايه گذاري شده است. مشابه طب سنتي چين، Homeopathy   بيشتر به پتانسيل خود بدن در ترميم خويش و ارتباط نزديك روح و جسم اهميت مي دهد . در اينجا اعتقاد بر اين است كه بيماري در نتيجه عدم تعادل در يكي از نيروهاي حياتي و يا سيستمهاي توليد انرژي ، به وجود مي آيد و درمان مناسب منجر به باز گرداندن تعادل و در نهايت كسب سلامتي مي گردد .

:Homeopathy اصول

بر 2   اصل استوار است :

1- اصل تشابه (Similaris)

2- اصل آثار بيولوژيكي رقت بالا (غلظت كم مواد )

: (Similaris)1.   اصل تشابه

اين اصل در واقع همانطور كه قبلاً هم بيان شد بدين مضمون است كه همان دارويي كه ايجاد بيماري مي كند مي توان درمان آن بيماري نيز باشد و اين برخلافallopathy   ) opposite suffering  ) است .

طبق اين اصل  :

1) يك غلظت معين از يك ماده در شرايط متفاوت فيزيولوژيك ، ممكن است تاثيرات متضادي داشته باشد .

2) دو غلظت متفاوت از يك ماده ممكن  است تاثيرات متضادي به همراه داشته باشد.

-چندين مشاهده در بيوپزشكي با  يافته هاي اصل تشابه قابل مقايسه است كه برخي عبارتند از :

1-برخي داروها مي توانند علائمي را ايجاد كنند كه خود نيز قادر به فرو نشاندن آنها هستند به عنوان مثال آسپيرين در دوز درماني باعث هايپوترمي مي شود اما در دوز سمي باعث هايپرترمي تهديد كنند حياتي مي گردد يا داروهايي كه جهت درمان آنژين و آريتمي به كار مي روند مي توانند يك آنژين شديد (نيترو گليسيرين ) يا آريتمي (مانند ديجوكسين)ايجاد كنند .

2- برخي داروها در افراد مختلف اثرات متضادي دارند به عنوان مثال بنزوديازپين ها به طور نرمال جهت درمان افسردگي استفاده مي شوند و اين در حالي است كه در برخي افراد باعث ايجاد آشفتگي و هيجان مي شود يا  اينترفرونها باعث تقويت سيستم ايمني مي شوند اما در برخي افراد موجب ضعف ايمني مي گردند .

3-بر خورد قبلي با غلظت كم يك ماده ، پاسخ بدن به برخورد مجدد با آن ماده را تعديل مي كند .مثلا در معرض قرارگيري با پرتو تابي با شدت كم مي تواند از فرد در برابر خطرات پرتو تابي باشدت بالا محافظت كند.

4- در معرض قرارگيري مداوم با دوز كم مواد سمي مي تواند از آثار سو در معرض قرارگيري با دوز زياد همان ماده سمي  ممانعت كند(hormesis)  .برخورد اوليه با دوزهاي متفاوت آنتي ژن ممكن است يك افزايش پاسخ(Immunization )   يا يك حالت عدم پاسخ((Tolerance  را در برخورد مجدد با همان آنتي ژن القا كند .

(دوز كم اپي نفرين باعث اتساع عروق ولي دوز بالاي آن موجب انقباض عروق مي گردد.)

3- مورد اول مي تواند اولين بيان اصل تشابه را( يك غلظت معين از يك ماده مي تواند تاثيرات متضادي بهمراه داشته باشد) نشان دهد و مورد چهارم دومين بيان اصل تشابه را (2 غلظت متفاوت يك ماده مي تواند تاثيرات متضادي داشته باشد ).

 

2) اصل آثار بيولوژيكي رقت بالا

Homeopathy تقريباً معادل با رقت بالاي ( غلظت بسيار كم) مواد دارويي است.

آيا اين غلظت بسيار كم از داروها مي تواند از لحاظ بيولوژيكي فعال باشد يا خير ؟

Eskinazi يك سري تحقيقات بيولوژيكي را ارائه كرد كه نشان مي داد غلظت كم مواد دارويي مي تواند از لحاظ بيولوژيكي فعال باشد به جدول ذيل  توجه فرماييد .

 

·        تحقيقات در زمينه Homeopathy:

جهت اثبات اصول Homeopathy تحقيقاتي در اين زمينه صورت گرفته است كه در اينجا به ذكر دو نمونه مي پردازيم:

1-                             تاثيرات بيولوژيكي غلظت هاي مختلف آسپيرين :

پرفسورDoutremepuich   از دانشگاهBordeaaux   فرانسه يك مطالعه مقايسه اي را روي آثار بيولوژيكي تزريق رقتهاي متفاوت آسپيرين (بين 100mg/kg  و30 CH    ) انجام داد كه نتايج اين مطالعه از اين قرار است:

1-  غلظت بالاي آسپيرين(100mg/kg )   موجب كاهش تجمع پلاكتها و ترمبوآمبولي شرياني و وريدي مي گردد.

2-  غلظت بسيار پايين آسپيرين(9.15.30 CH )  موجب افزايش تجمع پلاكتي و افزايش احتمال ترومبوآمبولي مي گردد.

3-  فعاليت آنتي ترومبوتيك و ضد تجمع پلاكتي آسپيرين در غلظت mg/kg100 توسط تزريق توام غلظت  CH15 آسپيرين مهار مي شود .

اين يافته ها سوالات زيادي را برانگيخت مخصوصا يافته سوم .

2 -                تاثير هيستامين رقيق شده بر فعاليت بازوفيلها :

بازوفيل ها به محض تحريك توسط مواد بيگانه فعال شده (آنتي ژنها) و گرانولهاي خود را كه حاوي آنزيمهاي ويژه و هيستامين است آزاد مي كند و لذا در سيستم ايمني بدن نقش ايفا مي كند .

اين تحقيق نشان داد كه هيستامين با رقت C 18، موجب مهار فعاليت بازوفيلها مي شود .

علاوه براين نشان داده شد كه با حضور سايمتيدين ( مهار كننده رسپتور هيستامين ) پديده مذكور ، مهار خواهد شد .

·        بررسي كلينيكي :

ارزيابي Homeopathy شامل شرح حال گرفتن از بيمار و يك معاينه عمومي استاندارد از ارگانها و سيستمهاي بدن است . نقاط كليدي ارزيابي Homeopathy تفاوت چنداني با ارزيابي مرسوم امروزه در بررسي بيماريها ندارد اما شامل جزئيات بيشتري است . عناصر مهمي كه بايد در ارزيابي مورد بررسي قرار گيرند عبارتند از :

1-  علائم روحي و رواني : مانند ترس اضطراب ، افسردگي و ...

2-  حساسيت فرد نسبت به : حوادثي مانند سوختن توسط شعله يا مواد شيميايي

3-  Location : محل علامت در بدن خيلي مهم است.

4-  Direction  : آيا علائم از يك مكان به مكان ديگر جابجا مي شود و يا آيا به نقاط ديگر نيز سرايت مي كند يا خير ؟

5-  Concomitant symptoms : غير از علامت اصلي آيا بيمار با علائم ديگري نيز همراه است ياخير؟ اين گزينه برايHomeopath   (كسي  كه به طب  Homeopathy   مي پردازد ) بسيار ارزشمند است .

6-  Modalities  : چه عواملي سبب بهتر شدن يا بدتر شدن علا ئم مي گردند؟

(دما ، موقعيت، غذا ، زمان خاصي از روز و...)

7-  Intensity :  معمولا از بيمار خواسته مي شود تا اين علامت را با ساير علا ئمي كه د اشته مقايسه كند.

8-  Onset : زمان و تاريخ شروع علائم بسيار مهم است . علامتي كه در شب ايجاد شده نسبت به علامتي كه در صبح ايجاد شده از لحاظ طبقه بندي علائم ، در طبقه متفاوتي قرار مي گيرد .

9-  توالي حوادث : قبل از اينكه بيمار دچار علائم شود چه اتفاقي افتاده و ترتيب وقوع حوادث چگونه بوده ؟

·        داروهاي Homeopathy  :

داروهاي  Homeopathy از گياهان ، مواد معدني و فراورده هاي حيواني بدست مي آيد و در درمان طيف وسيعي از بيماريها شامل التهاب حاد ، زخمها ، بيماريهاي مزمن و بيماريهاي روحي بكار مي رود . داروها در واقع سيستم دفاعي بدن را در ترميم خود ، تحريك ميكندو خود به طور مستقيم نقش چنداني در رفع بيماريها ندارند و لذا فاقد تاثيرات جانبي و سمي اند .

همين اصل هم در سال 1800 ميلادي جهت واكسيناسيون بكار برده شده .بدين گونه كه براي جلوگيري از ابتلا به آبله مرغان(Smollpox )   به انسان آبله گاوي ( Cow pox ) تزريق مي شد . آبله مرغان و آبله گاوي دو بيماري متفاوتند اما شباهت هايي با هم دارند .

اين مثالي بود تا نشان داده شود كه چگونه واكسيناسيون بر اساس Homopethy   پايه گذاري شد .

-  مراحل تكامل داروهاي  Homeopathic  :

در توسعه و تكامل داروهاي Homeopathic  سه مرحله عمده وجود دارد :

·         اواخر قرن 18تا سال 1840 : در سالهاي اولين Homeopathy ، پزشكاني كه در اين زمينه اشتغال داشتند خود داروهاي Homeopathic را مي ساختند زيرا داروخانه هاي محدودي با روش هاي ساخت اين گونه مواد آشنايي داشتند .

·        از سال 1850 فارماكولوژيستهاي اين علم پا به عرصه ظهور نهادند و وظيفه و جايگاه آنها معلوم شد ، پزشكان داروها را تجويز مي نمودند و فارماكولوژيستها داروها را مي ساختند.

·        در انقلاب صنعتي در اوائل قرن 20 : پزشكان با توجه به استانداردهاي پزشكي و قابل اعتماد بودن آنها ، وادار شدند تا فرمول هاي ويژه اي جهت ساخت اين داروها بكار گيرند . داروسازان به آزمايشگاهها پا نهادند و داروهاي بهتر و بيشتري ساخته شدند. آزمايشگاهها نه تنها دارو هاي ژنريك را تهيه مي كردند بلكه همچنين يك سري دارو هاي اختصاصي را با  نام خودشان ساخته و پخش مي نمودند بنا بر اين    .Lehning .Delpech .Boiron .LHM .LHF .در فرانسه و Schwahe   در آلمان و ... ايجاد شد .

·        منشا داروها :

تاكنون در حدود 2000 داروي Homeopathic توصيف شده  است .

داروهاي Homeopathic از طيف وسيعي از مواد طبيعي ساخته      مي شوند .

حدوداً 75 درصد از مواد بكار رفته را گياهان شامل گل ، ريشه ، شيره و ... تشكيل مي دهند .

حيوانات جايگاه خاصي در تدارك داروهاي Homeopathic بر عهده دارند و داروها ي فراواني از منشا حيواني ساخته مي شوند . برخي حشرات مانند پشه اسپانيايي (Apis mellifica) و فرآورده هاي خاص حيواني مانند سم مار كبري (Naja ) در تهيه داروها استفاده مي شوند .

 

برخي ميكروبها ،باكتري ها و ويروسها نيز جهت توليد گروه خاصي از داروها (كه Nosoode   ناميده مي شود) بكار مي روند . مانند ويروس آنفلوانزا ، باكتري سل و غيره .

 

 

همچنين مواد شيميايي و معدني ويژه اي نيز جهت توليد داروها مورد استفاده قرار مي گيرند . به عنوان مثال : اسيد سولفوريك ، اسيد نيتريك ( مواد شيميايي ) و طلا ، روي ، نقره و آهن ( مواد معدني ) .

-    طرز تهيه داروها:

درHomeopathy   به روش آماده سازي داروها ،Potentisation   گفته مي شود كه در واقع يك غلظت بسيار كم از يك دارو است .

روش آماده سازي بدين صورت است كه يك تكه بسيار كوچك از هر ماده مثلاً يك قطره از سم مار را به عنوان يك جز دارو با 99 قطره از الكل يا آب مقطر مخلوط مي كنند سپس آن را به شدت تكان مي دهند اين محلول را 1c Potency   ( محلولي با قدرت 1c ) مي نامند. حال از اين 100 قطره ، يك قطره بر مي دارند و دوباره با 99 قطره الكل يا آب مقطر مخلوط كرده و تكان مي دهند       (2c Potency ). اين روند آنقدر ادامه پيدا مي كند تا محلول هايي با قدرت.10000c.1000c .200c .30c    50000c 100000c . .  ساخته شود .

·        كار مي كند !

اين پديده و بهبودي با چنين داروهايي تجربه روزانه هزارانHomeopath  (كساني كه در رشتهHomeopathy   اشتغال دارد ) در سراسر جهان از 200 سال گذشته است و Homeopathy  كارايي خود را به اثبات رسانده . در پايان مقاله به ذكر چندينCase   مي پردازيم . در ضمن در علم طبابت شگفتيهاي بسياري وجود دارد از جمله هيپنوتيزم ، طب سوزني و ... .

·        تعيين وتجويز داروها :

با استفاده از قانون تشابه (Similars   )   Homeopath علائم فرد بيمار را با علائم ايجاد شده توسط ماده دارويي هنگامي كه به فرد سالم داده مي شود با هم جور كرده (matching  ) و مقايسه مي نمايد . تست ماده دارويي را بر روي افراد سالم Proving  مي نامند .

علائم ايجاد شده در فرد سالم ،بانك اطلاعاتي ما را تشكيل مي دهد كه در Homeopathy  ، به عنوان                     Materia Medica  شناخته مي شود . Materia Medica ، Homeopath  را قادر مي سازد تا با استفاده از خلاصه و چكيده مواد دارويي موجود ، داروي مورد نياز بيمار را انتخاب نمايد و لذا يك درمان موثر و موفق را به بيمار هديه كند .

 

·        معرفي 4 داروي مهم :

در حدود 2000 داروي Homeopathy   وجود دارد كه از اين ميان در حدود 100 دارو ، جز داروهاي اصلي و 300 دارو ، جزو داروهاي فرعي مهم هستند كه روزانه مورد استفاده قرار مي گيرند.

Sepia     :

Sepia  دارويي است كه از جوهر مركب نوعي ماهي به نام Cuttle بدست مي آيد .

قبل از اينكه به انديكاسيونهاي درمان با اين دارو بپردازيم بهتر است كه داستان تولد اين دارو را برايتان تعريف كنيم :

دكترHahnemann   كليد كشف اين دارو را از يك بيمار بدست آورد . اين بيمار يك هنرپيشه بود و بطور منظم عادت داشت كه بروس خود را كه حاوي مركب هندي بود با آب دهان خيس كند لذا در هر بار با انجام اين كار يك مقدار كوچك از مركب وارد معده وي شده و جذب مي گرديد . سرانجام با تكرار اين كار او دچار يكسري ناراحتيهاي مزمن شد . دكترHahnemann تمام مهارتهاي خود را در درمان وي بكار برد اما بيمار بهبود نيافت زيرا عادت خود را رها نكرده بود . دكتر به وي توصيه نمود كه شغلش را رها كند ، وي نيز پذيرفت و بعد از چندي تمام علائم وي برطرف شد و بدين گونه دكتر موفق به كشف  Sepia و استفاده از مزاياي آن براي نسل بشر شد .

اين دارو انديكاسيونهاي زيادي دارد كه برخي از آنها عبارتند از :

Sepia  بر روي ارگانهاي تناسلي خانمها ، سيستم گوارشي ، كبد ، پوست ، غدد ، ريه ها و سيستم عصبي تاثير مثبت مي گذارد و لذا در درمان اگزما ، يورتريت ، ليكن پلان ، ويتيليگو ، آسم ، عفونتهاي ادراري و مشكلات ژنيكولوژيك و حاملگي بكار مي رود .

 

Natrum Muriaticum :

يكي از داروهاي مهم ، Natrum Muriaticum  بوده كه از يكسري مواد غذايي رايج و نمك ( NaCl ) تشكيل شده است . اين دارو 200 سال قدمت دارد و يكي از رايج ترين داروهاي مورد استفاده در Homeopathy مي باشد كه توسط دكترHahnemann بكار برده شد . اين دارو بر طيف وسيعي از بيماريها اعم از بيماريهاي پوستي ، كليوي ، متابوليكي ، عضلاني ، هورموني و …. موثر است .

به طور عمده جهت درمان ميگرن ، كهير ، اگزما ، ليكن پلان ، ويتيليگو ، آسم و … بكار مي رود .

علاوه بر اين در درمان بيماريهاي روحي – رواني مانند افسردگي ، انزوا و…. نيز كاربرد دارد .

اين نكته بايد ذكر شود كه داروهاي Homeopathic طيف وسيعي از بيماريها را شامل مي شود و اين بدين معني است كه اين داروها روند بهبودي خود بدن را در درمان بسياري از بيماريها تحريك مي كند .

انتخاب داروها توسط Homeopath نياز به توجه وي به مريض به عنوان يك مجموعه جسماني _ روحاني دارد نه فقط توجه به يكسري علائم خاص .

 

 

 

Silica   :

Silica يك ماده شيميايي است كه در حالت طبيعي خنثي مي باشد . در طي روند آماده سازي ( Potentization  ) ، صفات مخفي دارويي اين ماده آشكار شده و Silica فعال مي گردد ، در واقع كاركرد اين دارو چيزي شبيه معجزه است . اين دارو به  Homeopath كمك مي كند تا افرادي را كه در شرايط جراحي قرار دارند بدون نياز به چاقو درمان كند .

طيف عملكردي اين دارو نيز بسيار زياد است و در حدود هزاران انديكاسيون دارد كه برخي عبارتند از :

اگزما ، ليكن پلان ، تبخال ، يورتريت ، ويتيليگو ، نمونيا ، سل ، دردهاي عصبي ، عوارض ناخن ، التهاب لوزه ها ، بيماريهاي روحي _ رواني مانند عصبي بودن ، استرس و اضطراب .

اين دارو جهت درمان عوارض مربوط به عفونت ، آبسه ، فيستول و فيشر نيز بكار مي رود . Silica در كساني كه زخم پوستي آنها به راحتي چركي مي شود نيز كاربرد دارد .

 

Kali Carbonicum  :

اين دارو كه Kali Carb  نيز ناميده مي شود يكي از پر مصرف ترين داروهاي Homeopathicبوده و از  كربنات پتاسيم (K2CO3 ) گرفته مي شود .

اين دارو نيز صدها انديكاسيون دارد كه در درمان آسم ، برونشيت ، سل ، نمونيا ، هيدروتوراكس ، زگيل ( يكي از شايعترين داروهاي مورد استفاده در زگيل است ) ، اگزما ، كهير ، ريزش مو ، خونريزي در خانمها ، هايپوتيروييدي ، يرقان ، معده اسيدي ، گاستريت و …بكار مي رود .

در درمان بيماران روحي _ رواني ، كساني كه از آينده خود و اعضا خانواده و بيماري خود بسيار نگرانند و كساني كه نسبت به درد بسيار حساسند و در درمان افراد ترسو نيز بكار مي رود .

-چرا براي داروهاي Homeopathic  اسم لاتيني انتخاب نموده اند ?

باعث شده كه داروها اسم رايج بين المللي داشته و براي پزشكان سراسر جهان قابل شناسايي باشند .

-چرا به دنبال اسم لاتين  داروها عدد وCH آمده؟

-عدد ميزان رقت ماده اصلي را نشان مي دهد و CH يعني :

(رقت يك صدم )  =    C = Centesimal dilution

بر اساس روش  Hahnemann  = H

مثال :

Nux Vomica 5 CH  يعني اين كه اين دارو بيشتر از Nux Vomica  ساخته شده است و ميزان رقت آن 5 بار (رقت يك صدم )با استفاده از روش Hahnemann  است.

-امروزه داروهاي Homeopathic  به چندين فرم وجود دارند :

1 .  فرم سنتي كه در پزشكي رايج امروزي نيز مورد استفاده قرار مي گيرد :قرص ، شربت ، ‌‌آمپول ،پماد ،قطره ، ....

2 .  تيوب هاي گرانول و دوز هاي globules : 2 فرم از داروها كه بيشتر به داروهاي Homeopathic اختصاص دارد.

- يك تيوپ گرانول ،در حدود 80 گرانول دارد (يك سري اجسام كروي كوچك از جنس ساكاروز يا لاكتوز كه با داروهاي رقيق شده مورد نظر پر شده ).گرانول ها معمولا به صورت دوز 5 گرانولي به صورت زير زباني تجويز مي گردند.

- يك دوز globules حدودا 200 globule  (يك سري اجسام كروي كه مشابه گرانولهايند )را شامل مي شود .

تجويز رايج بدين گونه است كه محتواي يك دوز globuleبه صورت يكباره داده مي شود .

- براي يك تجويز تك دوز ،dose  globule  ترجيح داده مي شود اما براي تجويز دوز هاي مكرر ،پزشكان بيشتر تيوپ گرانول را پيشنهاد مي كنند .

·        مزاياي هميوپاتي :

-داروهاي هميوپاتيك كاملا ايمن هستند و بر خلاف ساير داروها ، هيچ گونه عوارضي جانبي ندارند زيرا آنها توانايي ايجاد تخريب بدني را ندارند .علت اين امر آن است كه داروهاي هميوپاتيك مكانيسم هاي دفاعي خود بدن و نيروهاي بهبودي دهنده را تحريك مي كنند . آنها هيچ گونه فعاليت شيميايي ندارندولذا موجب آسيب رساني بافتها نمي گردد .

دوز داروهاي هميوپاتيك نيز زير دوزهاي فيزيولوژيك مورد نياز بدن است . بنابراين اين داروها مي توانند در بچه ها و در بزرگسالان بدون هيچ گونه نگراني از دوز آنها ، تجويز شوند و براي هر فردي كاملا ايمن است .

-داروهاي هميوپاتيك هم در شرايط حاد و هم در شرايط مزمن كاملا موثرند .

-هميو پاتي در واقع تنها سيستم پزشكي است كه موجب درمان شفابخش براي طيف وسيعي از بيماريهاي مزمني مي شود كه براي ساير سيستمهاي پزشكي ناعلاج است .

-در بيماري هاي حاد اگر داروهاي هميوپاتيك به درستي انتخاب و تجويز گردند بسيار سريعتر از ساير سيستمهاي پزشكي موجب بهبودي مي گردند .

-تجويز داروهاي هميوپاتيك بسيار آسان است .اين داروها معمولا با شكر و يا قرص هاي شيري مخلوط شده و بدين ترتيب مصرف آنها توسط كودكان به آساني صورت مي گيرد .

-درمان هميوپاتيك ارزان است زيرا داروهاي هميوپاتيك نسبت به داروهاي معمول سيستم پزشكي بسيار ارزانتر مي باشند .

بطور خلاصه مزاياي هميوپاتي عبارتند از :

*  محرك سيستم بهبودي خود بدن

*  درمان تمام افراد و مناسب براي هر فرد پير و جوان

*  ارزان بودن درمان و داروهاي آن

*  بدون آثار جانبي سمي و شيميايي

*  بدون ايجاد وابستگي دارويي

*  بهبود وضعيت جسمي - روحي

 

·        هميوپاتي در دامپزشكي :

-هميوپاتي حتي در علم دامپزشكي هم مورد استفاده قرار مي گيرد .براي اولين بار در سال 1833 ،يك پزشك آلماني به نام Guillaume Lux با استفاده از چهار داروهاي هميوپاتيك يك سري بيماري هاي خاص را در اسب و  گاو درمان نمود .اين 4 دارو عبارت بودند از:

Aconitum napellus, Camphora, Nux vomica ، Opium.

-بعد از اين ،استفاده از هميوپاتي در دامپزشكي عليرغم مشكلاتي كه در بكار گيري اين علم براي حيوانات بود ،مانند تكنيك هاي سوال از بيماران و… توسعه پيدا كرد .

-استفاده از هميوپاتي در جانوران علاوه بر اين كه ارزان قيمت مي باشد ،اثرات سمي نيز بر روي حيوانات ندارد لذا در استفاده غذايي از اين حيوانات هيچ گونه نگراني اي وجود ندارد و براي محيط نيز مضر نيست .

هميوپاتي براي اطفال :

گر چه از كاربرد طب هميوپاتي 200 سال مي گذرد اما توجه زيادي را جهت استفاده از اين علم براي نوزادان ، شير خواران و كودكان به خود معطوف داشته است .امروزه تعداد كثيري از متخصصين اطفال از درمان هميو پاتيك جهت معالجه كودكان وبيماران خود در شرايط مختلف استفاده مي كنند .

دلايلي كه چرا هميو پاتي مي بايست در اطفال مورد استفاده قرار گيرد :

1 – بي خطر بودن :

به طور كلي هر دارويي كه براي كودكان تجويز مي گردد مي بايست از آثار مضر بدور باشد .داروهاي هميوپاتيك به طور عمده از گياهان ،مواد حيواني و معدني ساخته شده و با دوز بسيار كم تجويز مي گردند لذا 100%غير سمي بوده و هيچ گونه آثار جانبي ندارند و بر خلاف آنتي بيوتيك ها موجب اختلالات گوارشي ،ايجادمقاومت و آلرژي و آسيب رساندن به بدن در طي تجويز طولاني مدت نمي گردند .

2 – درمان موثر و سريع

3 – استفاده از داروهاي طبيعي

4 – افزايش توانايي مقاومت در بدن :

كودكان معمولا به علت سطح پايين مقاومت ، بيشتر به عفونتهاي راجعه مبتلا مي گردند . مكانيسم اثر داروهاي هميوپاتيك تحريك توانايي بهبودي و مقاومت خود بدن مي باشد و بدين ترتيب موجب شده تا سيستم ايمني در بدن كودكان تقويت گردد ، لذا كودكان به طور مكرر بيمار نمي شوند .

5 – هميوپاتي : دوست بچه ها ‍!

داروهاي هميوپاتيك خوشبو و شيرين هستند و با كمال ميل مورد پذيرش كودكان قرار مي گيرند . آنها به هيچ وجه تيز ، تند وزننده نبوده و موجب احساس تهوع نمي گردند .

داروهاي هميوپاتيك را مي توان بدون هيچ گونه اجباري به كودكان خوراند و لذا مي توان از دردسر گريه و زاري آنها در امان ماند .

كدام يك از بيماريهاي كودكان را مي توان توسط هميوپاتي درمان نمود ؟

1. عفونت : شامل : سرماخوردگي ، برونشيت ، نمونيا ، سرخك ، اوريون ، اسهال و استفراغ ، سوختگيها ، بيماريهاي كليوي و سيستم ادراري .

2 . آلرژي :  آسم كودكان يك مشكل شايع و رايج در بچه هاست و آنها بطور مكرر دچار حملات  سرفه ، تنگي نفس و ويزينگ مي شوند .

هميوپاتي به طور موثر در درمان آسم و آلرژي ، بكار گرفته مي شود و بدين ترتيب اطفال از عوارض داروهاي قوي و خطرناك مانند كورتونها ( استروييدها ) در امان مي مانند .

در كنار آلرژي مي توان با استفاده از داروهاي هميوپاتيك ، اگزما ، كهير ، حساسيت غذايي و ... را نيز درمان نمود .

3  .  التهاب لوزه ها : خودداري از جراحي

واقعا ما از علم هميوپاتي كمال تشكر را داريم چرا كه ميليونها كودك را از چاقوي جراحي نجات داد . تقريبا اغلب موارد التهاب لوزه ها مي تواند توسط داروهاي هميوپاتيك بطور كامل درمان شوند لذا ما پيشنهاد مي كنيم كه قبل از جراحي لوزه هاي كودك به پزشك هميوپاتي (Homeopath ) مراجعه كنيد .

مكانيسم داروهاي هميوپاتي افزايش قدرت دفاعي بدن است و از نظر اين علم ، لوزه ها يك پاسگاه دفاعي اند و لذا فعاليت لوزه ها توسط داروهاي هميوپاتيك مورد پرورش قرار مي گيرد و اين خود سبب دفاع بهتر و بيشتر از بدن در برابر عوامل بيگانه مي شود .

بزرگي لوزه ها عامل نيست :

عفونت مكرر لوزه ها در نتيجه سطح پايين مقاومت و ايمني بدن بوده نه اينكه خود عامل ايجاد عفونت باشد . لذا جراحي و خارج نمودن لوزه ها كار صحيحي نيست .

رويكرد هميوپاتي براي درمان التهاب مكرر لوزه ها :

خلاصه اين رويكرد عبارت است از :

1.  لوزه ها يك قسمت از كل سيستم بدن مي باشند .

2.  معالجه بيمار ، نه ايجاد بيماري در ارگانها

3.  عدم جراحي لوزه ها ، افزايش ايمني

4 .    اختلالات روحي _ رواني :

هميوپاتي جهت درمان بيماريهاي روحي - رواني كه در حال حاضر معضل قرن بيست و يكم  است بسيار موثر مي باشد . داروهاي هميوپاتيك براي درمان اختلالات رفتاري مانند ترس شديد ، اضطراب ، افسردگي ، ضعف و بيحالي ، جويدن ناخن ، عقب افتادگي ذهني ، عادت به دزدي و ....   بكار مي روند .

برخي اختلالات جسمي _ رواني نيز مانند : خيس كردن تخت خواب ، سردرد ، گاستريت نيز به درمان هميوپاتي جواب مي دهند .

5 .  ساير اختلالات متفرقه :

از جمله : كوليك نوزادان ، تب ، تهوع ، تشنج ، بيماريهاي كليوي ، يرقان ، مننژيت ، اگزما ، سندرم نفروتيك و .... .

نمونه كاربرد هميوپاتي در كنترل و ريشه كني سردرد :

خانم Heather   مانند بسياري از بيماران فقط به يك علت مراجعه نكرد و او چندين مشكل را با هم داشت . او تا آنجا كه بياد مي آورد هميشه يك سردرد بد داشته ، سردرد وي گاهي اوقات ثابت مي ماند و گاه بهتر مي شد و گاه بدتر ولي هيچ وقت برطرف نمي شد . سردرد وي يكطرفه و در پيشاني بالاي ابرو واقع بود . درد مانند فشار بود مثل اينكه سرش را به ديوار فشار مي دهند .

او همچنين نازايي نيز داشت و در طول سه سال گذشته قاعده نشده بود جز زماني كه هورمون مصرف مي كرد . وي ديگر از بچه دار شدن مايوس شده بود در حاليكه بسيار دوست داشت كه بچه داشته باشد . وي دائما در طول سال آبريزش بيني داشت علاوه بر اين او دچار سوزش سر دل بوده و لثه اش نيز بطور مكرر دچار خونريزي مي شد .

علاوه بر اين او از زندگي خود احساس رضايت نمي كرد وي احساس ترس نيز داشت مانند ترس از مورد حمله قرار گرفتن و دزديده شدن . هم انرژي فيزيكي و هم انرژي روحي-  عاطفي وي كاهش پيدا كرده بود روزانه به كار و حرفه خاصي نمي پرداخت او بسيار كج خلق بود و در عين حال بسيار آرام و ساكت و بيمار بود و گاه به طور ناگهاني كنترل خود را از دست مي داد .

ما به او يك دوز از  داروي هميو پاتيك Natrum Muriaticum 1M  داديم .

3هفته بعد از دادن دارو ، بتدريج  بهبودي در وي حاصل شد ، او از در اتاق وارد مي شد و مي گفت(( اين اولين بار است كه سر درد مرا كمتر به زحمت انداخته))

ديگر ، او علائم ذكر شده را در طول روز نداشت و هر وقت هم كه به اين علائم دچار مي شد از شدت كمتري برخوردار بود ، سوزش سر دل وي برطرف شد و او كمتر دچار خونريزي مي شد و در كل حال عمومي وي بهتر گرديد .

بعد از گذشت يك سال سردرد وي برطرف شد و قاعدگي وي شروع شده و منظم گرديد . آبريزش بيني وي رفع شد و او مي گفت نسبت به سالهاي اخير در زندگي احساس راحتي بيشتري مي كند . بعد از گذشت 18 ماه او حامله شد و يك پسر بچه سالم بدنيا آورد .

 

اين يك مثال از قدرت هميوپاتي بود . داروي صحيح نه تنها سردرد وي را برطرف كرد بلكه ساير مشكلات وي را نيز حل نمود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

References :

 

1.      Woodson C.Merrell,MD,and Edward Shalt,MD . THE MEDICAL CLINICS OF NORTH AMERICA : HOMEOPATHY . January 2002 by W. B Saunders Company . Volume 86 , Number 1 , P : 47 - 62

2.      Classical Homeopathy, Inc . Don’t Just Control Headaches & Migraines,  Eliminate Them .  http://homeopathy- cures.com / html/headaches . html

3.      "The Medicine of the New Man"   George Vithoulkas  . what is Homeopathy ? . http://www.petrondas.com/

4.      BOP College of Homeopathy (New Zealand  ) . The Therapy  . 2001 .  http://www.homeopathycollege.com/homeopathy.htm

5.      CJ Thomas . Homoeopathy . http://www.chrisjthomas.com/homeopathy.htm

6.      Boiron Group . Single Homeopathic Medicines  . http://www.boiron.com/en/htm

7.       Boiron Group . Late 18th Century: Questioning Therapeutic Methods. http://www.boiron.com/en/htm

8.      Boiron Group . The Adventure of Homeopathic Medicines. http://www.boiron.com/en/htm

9.      Boiron Group . Basic principles. http://www.boiron.com/en/htm

10.  Boiron Group . RESEARCH IN HOMEOPATHY. http://www.boiron.com/en/htm

11.  Boiron Group . Preparation of Homeopathic Medicines. http://www.boiron.com/en/htm

12.  Boiron Group . Homeopathy and Veterinary Medicine. http://www.boiron.com/en/htm

13.  Dr.Rupal Shah . Understanding homeopathic medicines.. . Thursday, May 22, 2003 . http://www.e-homeopathy.com/

14.  Dr.Rupal Shah . Sources of Homoeopathy Medicines:And How they are made.. 8th March,1998. http://www.classicalhomeopathy.com/

15.  Dr.Rajesh Shah . Some documented cured cases indicating what homoeopathy can do... . http://www.classicalhomeopathy.com/cases.htm

16.  Dr.Rupal Shah . Homoeopathic Approach to Tonsil treatment . 4th October,1999 . http://www.savetonsils.com/

17.  Dr.Rupal Shah & Dr. Rajesh Shah . homoeopathy  for children . 2003 . http://www.classicalhomeopathy.com/child.htm

18.  N. Marar . Frequently Asked Questions . 2001/02 . http://www.marar.com.uk/fog.htm

19.  N. Marar . Homeopathy - The Benefits. 2001/02 . http://www.marar.com.uk/benefits.htm

20.  N. Marar . The Available Treatments include .... 2001/02 . http://www.marar.com.uk/treatment.htm

21.  N. Marar . Homeopathy.2001/02 . http://www.marar.com.uk/homeopathy.htm

22.  Fernando Ania, N.D., H.D. Homeopathy in Canada: A Synopsis. April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/

23.  Homeopathic College of Canada . What is Homeopathy? . April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/

24.  Homeopathic College of Canada . Background on Homeopathy. April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/

25.  Homeopathic College of Canada . Homeopathic Remedies. April 22, 2003 . http://www.homeopathy.edu/

 

 

+ نوشته شده توسط وحیده سروش در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 20:8 |

 

  «زايمان در آب» در ايران

درد زايمان دردى جسمانى است كه فرايند فيزيولوژيك به حساب مى آيد. اين درد يكى از شديدترين دردها است كه مهم ترين و شايع ترين درد در سطح جامعه تلقى مى شود. با توجه به اين كه روش هاى مختلفى اعم از دارويى و غيردارويى براى كاهش درد زايمان به كار گرفته شده است هنوز در ايران ترس از درد زايمان از مهم ترين علت هاى امتناع زنان از زايمان طبيعى است. اين مسئله در كنار باورهاى نادرست روند زايمان از طرف ديگر آگاهى كم در رابطه با شيوه هاى مختلف كاهش درد زايمان باعث افزايش آمار سزارين انتخابى در كشور ما شده است.

 

• تاريخچه زايمان در آب

زايمان در آب از روش هاى علمى غيردارويى موفق كاهش درد زايمان است. سابقه اين نوع تسكين درد زايمان به سال ۱۸۰۳ در فرانسه برمى گردد. زمانى كه يك زن پس از تحمل ۴۸ ساعت درد زايمان براى تسكين درد وارد وان آب گرم شد و ادامه زايمان آن قدر سريع و كم درد انجام گرفت كه فرصت خروج از آب را پيدا نكرد و در همان جا نوزادش متولد شد. بعدها محقق روسى به نام ايگور چاركوفسكى روى زايمان در آب حيوانات مطالعه كرد. سپس تحقيقاتش را گسترش داده و دخترش وتا در سال ۱۹۶۳ ميلادى با وزن ۶۲/۲ پوند نارس در آب به دنيا آمد. در سال ۱۹۸۵ مركز زايمان خانواده توسط دكتر مايكل روزنتال راه اندازى شد و فعاليت خود را در اين زمينه آغاز كرد. هم اكنون در بسيارى از كشورهاى اروپايى و آمريكايى اين روش به كار گرفته مى شود ولى در ايران به اين مسئله به طور جدى پرداخته نشده است. در حال حاضر زايمان در آب توسط دكتر على اخلاقى در قالب يك طرح پژوهشى در بيمارستان شهيد اكبرآبادى در تهران از مرداد ماه سال ۱۳۸۳ انجام مى شود. تاكنون شصت زائو از اين روش استفاده كرده اند.
• تعريف زايمان در آب


 دو واژه در اين باره به كار گرفته مى شود:


۱- ليبر(درد زايمان) در آب:


زائو در مراحل قبل از زايمان در آب غوطه ور است و در زمان خروج جنين در خارج از آب قرار مى گيرد.


۲- زايمان در آب:


خروج جنين در آب انجام مى شود.


در واقع مادر تحت نظر پزشك زمانى كه دهانه رحم به اندازه چهار تا پنج سانتى متر باز شده است (مرحله فعال زايمان)وارد آب مى شود. ورود به آب قبل از اين زمان به دليل اثرات تسكين دهنده زياد آب ممكن است منجر به تاخير مراحل بعدى زايمان شود. قابل ذكر است كه تمام مراحل كنترل ليبر (قبل از زايمان) از قبيل كنترل قلب جنين و... با كيفيت و كميت زايمان عادى انجام مى شود.


• وضعيت قرارگيرى


آب منجر به احساس سبكى و شناورى مادر مى شود در نتيجه تحرك و تغيير وضعيت براى مادر فراهم مى شود كه به فعال بودن مادر در روند زايمان كمك مى كند. ما اجازه مى دهيم مادر در آب وضعيت آزاد داشته باشد كه عموماً مادران وضعيت چمباتمه زدن را به خود مى گيرند اما وضعيت هايى نظير درازكشيده، نيمه نشسته و... نيز در مادران مشاهده مى شود.
• دماى مناسب آب


بنابر اعتقاد اغلب پزشكان دماى مناسب آب ۳۶ تا ۵/۳۷ درجه سانتى گراد در نظر گرفته مى شود، كه در مرحله اول زايمانى مى تواند تا ۴۰ درجه سانتى گراد نيز افزايش يابد ولى دماى بالاتر باعث بالارفتن زياد از حد دماى بدن (هيپرترمى) و در نتيجه از دست رفتن آب بدن مادر و نوزاد مى شود.


• استفاده از نوشيدنى


در اين روش از مايعات داخل وريدى استفاده نمى شود. در نتيجه احتمال از دست رفتن مايعات بدن وجود دارد. چون احتمال از دست دادن مايعات در طى مراحل مختلف زايمانى وجود دارد به دنبال آن ممكن است با كاهش حجم خون و در نتيجه پائين آمدن فشارخون مواجه شويم. بنابراين مايعات (حاوى گلوكز) با كنترل فشارخون به آنها داده مى شود. در صورت نياز به اتاق عمل و سزارين از لوله گذارى داخل تراشه استفاده مى كنيم.


• برش اپى زيوتومى


در صورت نياز به اپى زيوتومى-برش در پرينه ( ميان دوراه) براى گشاد كردن كانال زايمانى- مى گويد: «اگر قوام واژن و پرينه براى زايمان نامناسب باشد مراحل ليبر (قبل از زايمان) داخل آب طى مى شود و در هنگام زايمان زائو از آب خارج شده برش اپى زيوتومى و زايمان خارج از آب انجام مى شود.


• وضعيت تنفس نوزاد در آب


در دوران باردارى جنين داخل مايع آمنيونى است زايمان در آب محيطى نظير دوران باردارى براى نوزاد فراهم مى كند. بنابراين تنفس نوزاد داخل آب مشابه دوران جنينى مهار است و خطر ورود آب به داخل ريه ها (آسپيراسيون) وجود ندارد. در حالى كه تماس نوزاد با هوا و تغيير دما باعث شروع تنفس نوزاد مى شود. از اين زمان به بعد نوزاد داخل آب قرار نگرفته و بلافاصله از آب خارج مى شود. در رابطه با عوامل مهاركننده تنفس در زير آب :

۱- جنين در رحم از طريق جفت و بندناف اكسيژن رسانى مى شود. حركات ريتميك تنفسى جنين توسط ديافراگم و عضلات بين دنده اى است كه بين ۲۴ تا ۴۸ ساعت قبل از شروع درد زايمان، سطح پروستاگلاندين E2 آزادشده از جفت افزايش يافته و منجر به آهسته يا متوقف شدن حركات تنفس جنين مى شود. يعنى در زمان زايمان عضلات تنفسى جنين فعال نيستند.
۲-اختلاف دما يك عامل مهم ديگر است زمانى كه جنين از مايع آمنيونى مادر به مايع با همان دما وارد مى شود نوزاد تغييرى را دريافت نكرده و بنابراين تنفس او شروع نمى شود يعنى خود اختلاف دما مى تواند به عنوان آغازگر تنفس مطرح شود.


۳-آب يك مايع هيپوتونيك(فشار اسمزى آن كم است )در حالى كه مايع ششى جنين يك محلول هيپرتونيك (داراى فشار اسمزى بالا)است. محلول هيپرتونيك به علت دانسيته بيشتر مانع ورود مايع هيپوتونيك مى شود.


۴- «رفلكس اتونوميك» يا «رفلكس غوطه ورى در آب پستانداران» در بدو تولد به وجود آمده و تا ۶ تا ۸ ماهگى ادامه دارد. اين رفلكس با جوانه هاى چشايى حنجره ارتباط دارد. هنگامى كه محلول به اين جوانه ها در حنجره برخورد مى كند.دريچه گلوت خودبه خود بسته شده و بنابراين محلول بلعيده مى شود، ولى وارد ناى و ريه ها نمى شود.»


بنابر گفته هاى وى نوزاد هنگام تولد در آب چشم هاى باز دارد با آرامش و به طور شيطنت آميزى دست ها و پاهاى خود را در آب تكان داده و به جلو حركت مى كند. نوزاد در آب با سادگى بيشترى بدن مادر را ترك مى كند. اندام هايش به آسانى از هم باز مى شوند. نور و صدايى كه در زير آب دريافت مى كند ملايم تر است. تماس پوست مادر با پوست نوزاد ملايم تر است.


• خروج جفت


مرحله سوم زايمان (خروج جفت) به دليل احتمال عوارضى نظير آمبولى در خارج از آب انجام مى گيرد. در حالى كه تاكنون مطالعات خطرى را نشان نداده اند.


• پيگيرى مادران


دكتر اخلاقى مى گويد: «زائو با دريافت آنتى بيوتيك و در صورت نياز مسكن دوازده تا بيست و چهار ساعت پس از زايمان ترخيص مى شود. چهل و هشت ساعت بعد از زايمان و بيست و هشت روز بعد با تماس تلفنى كنترل مى شوند. روز دهم با مراجعه حضورى فرد، مادر از لحاظ خونريزى، عفونت، مسايل شيردهى و... بررسى مى شود.»


• احتمال عفونت براى مادر و نوزاد


برطبق مطالعات تاكنون افزايش خطر عفونت با اين روش گزارش نشده است. با استفاده از وان يكباره مصرف يا مواد ضد عفونى كننده وان، استفاده از آب گرم جديد براى هر مادر، آنتى بادى هاى نوزادى مشابه آنتى بادى هاى مادرى، همچنين حركت روبه خارج نوزاد در كانال زايمانى شانس ايجاد عفونت كمتر مى شود. در بيمارستان شهيد اكبر آبادى براى هر بيمار يك بار آب وان عوض مى شود و طى سه مرحله وان با ماده ضد عفونى كننده دكونكس شست وشو داده مى شود.
 

  پروتكل زايمان در آب

 راهنماي استفاده از آب گرم جهت ليبر ـ زايمان در آب

 

 

 

اهداف:
1ـ سير ليبر در آب:


1ـ ايجاد همزمان اثرات گرمايشي آب (هيدورترمال) (که شامل ريلکس‌سازي پرنيه، واژن و سرويکس مي‌باشد) بهمراه اثرات جنبشي و حرکتي آب (هيدروکينتيک) در خانم باردار (که موجب آزاد شدن اکسي توسين درونزاد بعلت تحريک نوک پستان توسط آب مي باشد)
2ـ روش غير مداخله اي که در آن ريلكس‌سازي، کنترل درد، کاهش نياز به مداخلات پزشکي با توجه به چهار مفهوم اصلي ذيل فراهم مي‌شود.


الف ـ از دست دادن نسبي وزن در آب باعث فراهم شدن حمايت بدني و ايجاد فشار يکسان روي تمام سطوح بدن که در زير آب قرار دارند شده و اتلاف انرژي را کاهش مي‌دهد. (برخلاف فشار ثابت موضعي که روي تخت به خانم باردار وارد مي‌شود)


ب ـ با ريلکس‌سازي، خانم باردار درد کمتري را تجربه مي‌کند که خود باعث کاهش اضطراب شده و ظاهراً کاهش سطوح آدرنالين موجب افزايش اکسي توسين اندوژن و اکسيژناسيون بهتر مي‌شود.
ج- از آنجائي که هيچ فشار خارجي بر بزرگ سياهرگ زيرين (ونا کاوا اينفريور) اعمال نمي‌شود، جريان خون رحم بهبود مي‌يابد و اجازه مي‌دهد که اکسيژن بيشتري به عضلات رحم رسيده و انقباضات موثرتري صورت گيرد. بعلاوه جريان خون جفتي نيز افزايش يافته و باعث بهبود اکسيژن رساني به جنين مي‌شود.


د ـ وازوديلاتاسيون خفيف (افزايش قطر عروق) درون آب اتفاق مي‌افتد که با کاهش مختصر فشار خون مادر و کمي افزايش ضربان قلب وي، باعث افزايش اکسيژناسيون در رحم و جنين مي‌شود.
3ـ جهت راحت‌تر کردن نحوة قرار گيري مادر که ممکنست به نزول جنين کمک کند.
2ـ زايمان در آب:


1ـ ايجاد يک روش جايگزين کم خطر و با انعطاف پذيري بيشتر نسبت به زايمان به روش معمول بر روي تخت ژنيکولوژي مي‌کند.


2ـ باعث افزايش درک روند فيزيولوژيک طبيعي زايمان بعنوان يک پديدة سلامتي و نه بيماري مي‌شود.
3ـ باعث بهبود مشارکت و کنترل روند زايمان در مادر مي‌شود.


4ـ ايجادي روندي ملايم تر براي ورود نوزاد تازه متولد شده مي‌کند.


شرايط:
شرايط استفاده از آب گرم جهت ليبر ـ زايمان در آب در خانمهاي باردار:


1ـ نحوهء انجام کار توسط کادر پرستاري يا توسط عامل زايمان دقيقاً براي آنها توضيح داده شده و خانم باردار از خود تمايل نشان دهد.


2ـ تظاهري از عفونتهاي اخير و درمان نشدة واژينال، مجاري ادراري و پوستي نداشته باشد.


3ـ علائم حياتي مادر و جنين در محدوده نرمال بوده و
NST راکتيو داشته باشد.


4ـ علائم حياتي مادر و جنين بعد از ورود به آب متناوباً چک شود.


5ـ وان و تجهيزات مورد استفاده بعد از هر زايمان طبق پروتکل استاندارد نظافت شود.


6ـ خانم باردار از دستورالعملهاي پزشک پيروي کند منجمله اي که در صورت صلاحديد آنها از آب خارج شود.


7ـ خانم باردار هيچکدام از کنترا انديکاسيونهايي که در ليست زير آمده است را نداشته باشد.


ـ ساير اولويت ها و تقدم ها بر اساس پيشرفت سير ليبر و تعداد مراجعين تعيين مي‌شود.


کنترا انديکاسيونها:


الف ـ براي سير ليبر در آب


1ـ تب مادر بالاتر از 100/4 درجه فار نهايت (38 درجه سانتيگراد) يا شک به عفونت مادر.


2ـ آمنيونيت


3ـ ديسترس تنفسي تائيد شده


4ـ هر شرايطي که مانيتورنيگ الکترونيکي جنين بصورت مستمر لازم باشد و جائيکه سمع
FHR

به تنهائي مناسب نباشد.


5ـ خونريزي بيش از حد واژينال


6ـ مايع آمنيوتيک بطور واضح به مکونيوم آغشته شده باشد (مثلاً مکونيوم غليظ)


7ـ بيمار
HIVHIV مثبت (بيمار مبتلا به ايدز مي تواند از دوش آب گرم استفاده کند)


ب ـ زايمان در آب


1ـ مال پرزانتاسيون (قرارگيري نامناسب)


2ـ مکونيوم غليظ (که احتياج به ساکشن روي پرنيه وجود داشته باشد)


3ـ سن حاملگي کمتر از 36 هفته که تاريخ
EDC تائيد شده باشد. ( با توجه به رفرنسهاي موجود

سن حاملگي کمتر از 37 هفته در نظر گرفته شود.)


4ـ بيمار
HIV مثبت (اگر چه تاکنون شواهد و اطلاعاتي در مورد حضور ويروس در آب و مواجهه

ويروس و جنين گزارش نشده است.)


5ـ هر شرايط ديگر بسته به صلاحديد پزشک


دماي آب


1ـ دماي آب جهت غوطه وري در زمان ليبر مي‌تواند متغيير باشد ولي نبايد از 101 درجة فار نهايت يا 38/4 درجه سانتيگراد فراتر برود. دماي بالاتر از 101 درجه فار نهايت يا 38/4 درجه سانتيگراد مي‌تواند باعث دهيد راتاسيون مادر شود که منجر به تاکيکاردي جنيني مي‌شود.
2ـ دماي آب جهت غوطه وري هنگام زايمان نبايد بيشتر از 95 تا 100/9 درجه فار نهايت تا 35 تا 38/4 درجه سانتيگراد متغير باشد. (بعلت مکانسيم تنفس نوزاد در زمان تولد)


تجهيزات

ـ وان با پمپ تخليه سريع


ـ داپلر ضد آب


ـ ترمومتر مخصوص آب


ـ دستکش بلند تا شانه‌ها


ـ روپوش ضد آب


ـ عينک محافظ


ـ بالش قابل باد کردن


ـ حوله و پتوي حمام


ـ ست زايمان


ـ وارمر نوزاد (دستگاه گرم کننده) و وسائل احياي نوزاد (مثل تمام زايمانها)


روند کار در زمان سير ليبر در آب


1ـ خانم باردار هرگز نبايد در زمان دوش گرفتن يا غوطه‌وري در آب تنها گذاشته شود و کادر درماني

بايد حتماً حضور داشته باشند.


2ـ خانم باردار مي‌تواند در هر زماني از ليبر وارد آب شود ولي چنانچه در ديلاتاسيون سرويکس که

در حال پيشرفت نبوده و کمتر از 5ـ4 سانتيمتر باشد ورود به آب ممکن است تناوب (فرکانس) انقباضات رحمي را کاهش دهد. البته دوش گرفتن به عنوان روشي براي (استراحت درماني) بکار رود. بنابراين غوطه وري در آب دراکتيوفاز (5ـ4 سانتيمتر) که علاوه بر ديلاتاسيون سرويکس پيشرونده پترن انقباضات رحمي به خوبي مستقر شده باشد، توصيه مي‌شود.


3ـ خانم باردار مي‌تواند به هر پوزيشن دلخواه خود در آب قرار گيرد.


4ـ هيدراتاسيون مادر با نوشيدنيهاي خنک مثل آب، آب ميوه يا هر نوشيدني زلال ديگري باشد.


5ـ تجهيزات محافظي بايد جهت پرسنل در دسترس بوده و توسط تمامي پرسنل استفاده شود.


6ـ کنترل و ثبت موارد ذيل:


 مامبرانها:
ـ کنترل وضعيت پرده ها به لحاظ پارگي خود به خود مامبرانها و کنترل
FHR و ريتم آن بهمراه چک

کردن بند ناف از لحاظ پرولاپس


ـ آلودگي به مکونيوم را مي توان با چک کردن رنگ آن و مانيتورينگ
FHR و ريتم آن بررسي کرد.

چنانچه سلامت جنين تأييد شد مادر مي‌تواند به درون وان برگردد.


 ديلاتاسيون سرويکس، افاسمان و پوزيشن جنين:


علاوه بر معاينه واژينال قبل از ورود به وان، بعد از ورود به وان معانيات واژينال مي‌تواند دورن آب

انجام شود و يا اينکه از مادر خواسته شود تا وان را ترک کند، باسنش را بلند کند تا از آب خارج

شود و يا اينکه روي لبه وان بنشيند و يا اينکه بايستد.


 هيدراتاسيون مادر:


(تاکيکاردي مادر وجنين و افزايش درجة حرارت مادر از شواهد دهيدراتاسيون مادر هستند.) اگر

علائم و نشانه‌هاي د هيدراتاسيون مشاهده شد، بايد مايعات رقيق با حجم و شدت بيشتري

خورانده شود. اگر دهيدراتاسيون باقي بماند با صلاحديد پزشک رينگرلاکتات وريدي تجويز مي

شود. خانم باردار مي‌تواند با IV siteV site که با پلاستيک و چسب پوشانده شده در آب بماند.


 ضربان قلب جنين:


بسته به شرايط امکانات مي تواند توسط داپلر، فتوسکوپ يا سمع‌هاي متوالي توسط مبدلهاي

IEFM ارزيابي مي شود (مبدل را در آب فرو نکنيد)

 


1ـ افزايش ضربان قلب جنين به ميزان کمتر از 30
bpm نسبت به ميزان پايه طبيعي است.


2ـ اگر تاکيکاردي جنيني رخ دهد (افزايش
FHR به ميزان 30bpm نسبت به ميزان پايه در مدت

بيش از 10 دقيقه) مادر را از نظر دهيدراتاسيون و افزايش درجهء حرارت ارزيابي کنيد و دماي آب

درون وان را نيز اندازه گيري نمائيد. در صورت لزوم مادر را هيدراته نمائيد و دماي آب وان را تا حد

مطلوب کاهش دهيد. در عرض 15 دقيقه، FHR را مجدداً ارزيابي کنيد. اگر هنوز تاکيکاردي جنين

باقي مانده است، مادر را از آب خارج کرده تا خنک شود و FHR را با EFM مانتيور کنيد. وقتي

الگوي طبيعيFHR بازگشت مادر مي تواند مجدداً وارد وان شود.


 علائم حياتي مادر:

 


(هر 2 ساعت يکبار کنترل و ثبت درجه حرارت مادر و يا در صورت لزوم، اگر ضربان قلب جنين بالا رفت.) بايد توجه کرد که در طول زمان غوطه‌وري در آب گرم و بدنبال آن، افزايش خفيف دماي بدن مادر و افزايش ضربان قلب جنين نسبت به ميزان پايه طبيعي است. اگر مادر احساس سرگيجه داشت به فشار خون، نبض، دماي بدن و ميزان دريافت مايع مادر را بررسي کنيد و در صورت لزوم

او را خنک نمائيد. او را تشويق به تنفس کنترل شده نمائيد.


 پاکيزگي آب:


1ـ در صورتيکه مدفوع يا تجمعات زياد دبريها در خلال ليبر در آب جمع شود و قابل جمع کردن نباشد

خانم باردار از آب خارج مي شود و يا آب تعويض مي‌شود.


2ـ براي استريل کردن آب لازم نيست هيچ چيزي به آب اضافه شود.


 کنترل دماي آب:


هر ساعت توسط دماسنج بررسي و ثبت مي شود.


 روند کار در  Stage II

زايمان در آب:


1ـ مادر مي‌تواند هر پوزيشني را که در آن احساس امنيت و راحتي مي کند برخود بگيرد. آزادي

حرکت به هر خانمي اجازه مي دهد تا بطور غريزي پوزيشن مناسب خودش را براي زايمان پيدا

کند.
2ـ اگر از واني استفاده مي کنيد که سيرکولاتور دارد، در اين مرحله آنرا خاموش کنيد که ديد

بهتري از پرينه براي عامل زايمان فراهم شود و نوزاد در معرض سر و صداي کمتري قرار بگيرد.


3ـ زايمان سر نوزاد با فشار ملايم توسط مادر تسهيل مي شود. عامل زايمان دستکش بلند تا

شانه مي پوشد. حمايت پرينه و فشار ملايم هنوز هم در صورت لزوم استفاده مي شود. مادر مي

تواند زايمان سر نوزاد را با دستهاي خودش کنترل کند.


4ـ دستکاري کردن سر نوزاد براس تسهيل زايمان شانه ها معمولاً لازم نيست.


الف ـ صبر کردن تا انقباض بعدي قبل از دستکاري کردن سر نوزاد، توصيه مي شود.


ب ـ ضربان قلب جنين بعد از هر زور زدن مادر بايد ارزيابي شود.


ج ـ چنانچه زايمان شانه ها بعد از 3ـ2 انقباض انجام نشد، به مادر توصيه مي شود بايستد يا از

آب خارج شود. يک تخت زايمان سريعاً در دسترس براي کمک به مادر در موارد اضطراري لازمست.


5ـ وجود مکونيوم، بخصوص مکونيوم رقيق، زايمان در آب را رد نمي کند. به رنگ و قوام مکونيوم

توجه کنيد و چنانچه رقيق بود زايمان را در آب به اتمام برسانيد.


] در صورت وجود مکونيوم حتي رقيق، خانم باردار را از آب خارج کنيد چرا که با از دست دادن زمان

طلائي جهت ساکشن، خطر آسپيراسيون مي تواند افزايش يابد[


6ـ 10 تا 20 ثانيه بعد از تولد تمام بدن نوزاد (قبل از کلامپ بند ناف)، نوزاد را با يک حرکت ملايم

بلند و از آب خارج مي کنيم.


نوزاد را به هيچ دليلي زير آب رها نمي کنيم.


الف ـ هنگام بلند کردن و خارج کردن بدن نوزاد در آب بايد مراقب باشيم و طول بند ناف را ازريابي

کرده و در نظر بگيريم.


ب ـ آپگار نوزاد بعد از بيرون آوردن از آب و قرار دادن روي سينه مادر ارزيابي شود. (اشاره شد که

نوزادان متولد شده در آب تنفس را بلافاصله آغاز نمي کنند بلکه به آرامي و در عرض 1 دقيقه

شروع به تنفس مي کنند.) بررسي آپگار را از زمان تولد نوزاد به زمانيکه صورت نوزاد از آب خارج

مي شود به تأخير بيندازيد چرا که در اين زمان نوزاد از نظر فيزيکي و شيميائي جهت شروع

تنفس تحريک مي شود.


ج ـ ساکشن کردن اوروفارنكس و بيني نوزاد در صورت لزوم هنگامي که نوزاد روي سينه مادر قرار

داده شده، انجام مي شود.


د ـ بدن نوزاد را مي توان بوسيلهء شناور کردن تمام بدن وي بجز سرش درون آب گرم و يا با حولهء

گرم وقتي که هنوز روي سينه مادر قرار دارد گرم کرد.


هـ - بند ناف نبايد بلافاصله قطع شود بلكه اجازه دهيد تا ضربانش ادامه يابد .[بعد از خارج کردن

سر نوزاد از آب مي توان بند ناف را کلامپ کرد]


7ـ بايد مادر را تشويق کنيم که بلافاصله شير دادن را از سينه آغاز کند تا به انقباضات رحم و خروج

جفت کمک کند.


8ـ زايمان در آب را در پروندهء بيمار گزارش کنيد.


 روند کار در
  Stage III


زايمان جفت:


هدف، زايمان جفت و انـجام معـاينه واژيـنال / پريـنه اي در عـرض 45 دقيقه است. زايمان جفت بنا

به صلاحديد پزشک در داخل يا خارج از آب صورت مي گيرد.


الف ـ زايمان جفت درون آب:


1ـ يک ظرف سبک جهت تسهيل نگهداري جفت، در صورتيکه بندناف قبل از زايمان جفت قطع

نشده باشد، لازمست که مورد استفاده قرار گيرد.


2ـ بند ناف را مي توان بعد از خارج شدن جفت قطع کرد.


3ـ ميزان خون از دست رفته با بررسي تغيير رنگ آب، تخمين زده مي شود. هر چه قدر رنگ آب

تيره تر باشد، ميزان خون از دست رفته بيشتر تخمين زده مي شود.


ب ـ زايمان جفت خارج از آب:


1ـ بند ناف کلامپ و قطع شده است.


2ـ نوزاد خشک شده، درون پتوي خشک پيچيده شده سپس به دست پرستار سپرده مي‌شود.


3ـ به مادر کمک شده تا از آب خارج شود و روي تخت زايمان قرار بگيرد يا اينکه آب وان به سرعت

تخليه شده و زايمان جفت خارج از آب صورت مي گيرد.


4ـ مادر خشک شده و درون حوله گرم پيچيده مي شود.


5ـ زايمان جفت به روش معمول انجام مي شود.


]: با توجه به ريسک آمبولي مطرح شده از لحاظ تئوري در
stage III توصيه مي شود زايمان جفت

در خارج از آب به روش معمول صورت بگيرد. اگر چه تاکنون گزارشي عملي مربوط به اين ريسک

 ارائه نشده است.[


ارزيابي نوزاد بعد از زايمان در آب


در حاليکه مادر هنوز در وان قرار دارد و نوزاد روي سينه مادر گذاشته شده است:


1ـ آپگار نوزاد بر طبق دستورالعمل استاندارد اندازه گيري مي شود (با در نظر گرفتن اين نکته که

نوزاد متولد در آب 60 ثانيه زمان لازم دارد تا تنفس را بعد از خارج شدن از آب آغاز کند.)


2ـ در صورت وجود تاکيکاردي (
HR >160) دماي آب بايد اندازه گيري و اگر بالاي 101 درجه فار

نهايت (38/4 درجه سانتيگراد) است، خنک شود يا اينکه مادر و نوزاد براي آپگار دقيقه پنجم از آب

خارج شوند.


3ـ ممکن است نوزاد انديکاسيون ساکشن کردن داشته باشد.


4ـ نوزاد را با قرار دادن بدن او در آب گرم در حاليکه سرش بيرون است و يا با پيچيدن نوزاد درون

حوله يا پتوي گرم، گرم نگه داريد.


5ـ مراقبتهاي بعدي نوزاد بر طبق پروتکل استاندارد ادامه پيدا مي کند.


 

 

 

 

استقبال زنان بار دار از «زايمان در آب» :

 

خانم سيمين تعاوني عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران: استقبال زنان باردار از «زايمان در آب»

 

سيمين تعاوني در گفتگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، گفت:  با

توجه به استقبال خوب زنان باردار از «زايمان در آب» به عنوان روشي غير تهاجمي (بي‌خطر)

همراه با كاهش بالقوه درد زايمان، به تجهيز تعداد زيادي از مراكز درماني به امكانات اين روش نياز داريم. در اين روش برخلاف ساير روشها كه به كمك بي‌حسي انجام مي‌شود درد زايمان كاهش

يافته و اثر مطلوبتري بر روي آپگار نوزاد (نمره ارزشيابي حال عمومي نوزاد)، بروز پارگي و حتي

خونريزي پس از زايمان مادر دارد. وي ادامه داد: در حال حاضر در كشورهاي اروپايي، اسكانديناوي

و آمريكايي تحقيقات زيادي در اين باره صورت گرفته و تجارب بسياري حاصل شده است .

 

تعاوني با بيان اين كه براي اجراي موفق اين زايمان بايد اطلاعات مناسب از طريق عامل زايمان به

مادر ارائه شود، گفت: در اين روش، روند زايمان طبيعي حفظ شده، درد تا حد چشمگيري كاهش

يافته و مصرف داروها براي بي‌دردي نيز عوارضي به همراه ندارد. از سويي ديگر، به آمادگي قبلي

مادر از نظر تكنيك‌ها و تمرينات تنفسي در ماههاي آخر بارداري نيازي نيست و ضمن آموزش موقت

و كوتاه مدت در مورد زايمان بي‌درد نيز ميزان استفاده از داروهاي بي‌دردي (آنالزژي) به مراتب

كمتر خواهد بود.

 

تعاوني معتقد است در حين انجام زايمان در آب، عامل زايمان عملكردي به مراتب سهل‌تر از

زايمان بر روي تخت داشته و در عمل مداخله كمتري مي‌كند.

 

وي در پايان يكي از دلايل عدم راه اندازي امكانات روش زايمان در آب را آشنايي ناكافي يا ترس از

شروع تجربه اين كار دانست و يادآور شد: اين شيوه زايماني بطور رسمي از سال 1991 تاكنون

در كشورهاي امريكايي و اروپايي در حال انجام بوده و آزمون خود را بخوبي پس داده است.

 

 

 

 

 

  اهميت زايمان در آب  

با توجه به پيشرفت علم طب و بنا بر اصل انسان محوري و بها دادن به رفاه حال انسان ها، امروزه تلاش مي‌شود تا به كمترين درد و ناراحتي بيماران توجه شود. به عنوان مثال در كشورهاي توسعه يافته براي تزريقات كودكان از نوعي كرم بي حس كننده و براي تعويض پانسمان زخم هاي بزرگ و عميق از نوعي گاز بي حسي استفاده مي شود و حتي زايمان‌هاي طبيعي نيز طبق روش‌هاي علمي با كاستن درد طاقت فرساي زايمان، به رشد خوبي رسيده است. دشواري تحمل درد طاقت فرساي زايمان بر كسي پوشيده نيست. درد طاقت‌فرساي زايمان يكي از شديدترين دردهاست و با توجه به فراگير بودن آمار و گستردگي آن از نظر شيوع نسبت به ساير دردهاي شديد، از مهمترين و شايعترين دردها در سطح جامعه تلقي مي‌شود. هر چند علم طب  براي شمار زيادي از زنان در كشورهاي توسعه يافته اين فرصت را فراهم آورده تا بر اين درد جسماني كه نوعي فرايند فيزيولوژيك است غلبه كنند،ولي با اين وجود هنوز هم ترس از درد زايمان از مهمترين علت‌هاي امتناع زنان در كشورمان از زايمان طبيعي است. علاوه بر ترس از درد زايمان باورهاي نادرست از روند زايمان نيز باعث پناه بردن و اصرار زنان باردار به سزارين مي‌شود. آگاهي زنان باردار از شيوه‌هاي تسكين درد زايمان بسيار اندك بوده و اغلب آنها به عنوان تنها جايگزين، عمل جراحي سزارين را انتخاب مي‌كنند.


بر طبق آمارهاي اعلام شده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، شيوع سزارين در ايران به طور متوسط سه برابر بيشتر از آمارهاي جهاني است و روندي صعودي دارد. در حالي كه در كشورهاي پيشرفته براي كاهش عمل سزارين برنامه‌ريزي مي‌كنند. به عنوان نمونه پيشنهاد كالج آمريكايي متخصصين زنان و زايمان در سال 2001، ده درصد كاهش عمل سزارين براي يك دورة ده ساله بوده است. (يعني از 5/25 درصد به 5/15 درصد در سال 2010) امروزه روش‌هاي علمي كه مي‌تواند درد را به حداقل برساند، بدون اينكه مادر يا جنين دچار عارضه خاصي شوند در كشورهاي توسعه يافته به كار گرفته شده است. در طول يك و نيم قرني كه از به كارگيري اولين روش‌هاي تسكين درد زايمان مي‌گذرد، كم‌كم توجه به روش‌هاي غير دارويي بيشتر شده است. از جمله موفق‌ترين اين روش‌ها، زايمان در آب است. كه به عنوان يك روش غير تهاجمي (
Noninvasive) غيردارويي و طبيعي همراه با كاهش بالقوه درد زايمان مي‌باشد. قدرت شفابخشي آب، قرنهاست كه ثابت شده است. اثر بي‌وزني آب باعث خلق فشار يكسان بر تمام اعضاي بدن مي‌شود. در ضمن باعث كاهش انرژي از دست رفته مي‌گردد. با شل سازي (Relaxation) كه در آب ايجاد مي‌شود، درد كاهش مي‌يابد. مكانيسم اثر آن به صورت فعال كردن گيرندهاي اعصاب حسي محيطي مي‌باشد و باعث كاهش درد، افزايش كيفيت انقباضات، افزايش ترشح اندورفينها، كاهش ترشح استرس هورمونها (آدرنالين) و افزايش حركت مادر و قرارگيري در وضعيت‌هاي مناسب در مراحل مختلف ليبر مي‌شود. در بررسي‌هاي انجام شده در كشورهاي توسعه يافته، در اين روش برخلاف ساير روشها كه به كمك بي‌حسي انجام مي‌شود، درد زايمان كاهش يافته و اثر مطلوب تري نيز بر روي آپگار نوزاد (ارزشيابي وضعيت سلامت عمومي نوزاد) دارد. در اين روش، روند طبيعي زايمان حفظ شده و طول مدت ليبر كاهش چشمگيري پيدا مي‌كند. از سويي ديگر به آمادگي قبلي مادر از نظر تكنيك‌ها و تمرينات تنفسي در ماه‌هاي آخر بارداري نياز مبرمي وجود نداشته و ضمن آموزش موقت و كوتاه مدت امكانپذير است. ميزان استفاده از داروهاي آنالژزي (از بين برندة درد) به مراتب كمتر خواهد بود. در حين انجام زايمان در آب، عامل زايمان، عملكردي به مراتب سهل‌تر از زايمان بر روي تخت داشته و از ميزان مداخلات پزشكي حين زايمان كاسته خواهد شد. كاهش صدمات كانال زايماني و نياز كمتر به اپي زيوتومي (برشي در ناحيه پرينه براي تسريع خروج جنين) از ديگر مزاياي اين روش است، كه خود منجر به كاهش تروما (ضربه و آسيب) به نوزاد مي‌شود. حركات آزادانة مادر در آب و شركت فعالانة او در امر زايمان و ورود ملايم نوزاد، از جمله ديگر فوايد اين روش محسوب مي‌شوند. اثرات آرامش دهندة آب باعث كاهش اضطراب و ترس مادر مي‌شود كه اين، خود باعث كاهش درد زايمان نيز مي‌شود. كاهش درد منجر به ذخيرة انرژي مادر شده كه در مرحلة دوم زايمان (مرحلة خروج جنين) بسيار كمك كننده خواهد بود. مشكلات breast feeding (تغذيه با شير مادر) پس از زايمان، در اين روش كمتر است. نتيجة تحقيقات مختلف دربارة زايمان در آب در كشورهاي اروپايي، اسكانديناوي و آمريكايي، مثبت ارزيابي شده و در اين كشورها به طور رسمي از سال 1991 تا كنون به كار گرفته شده است.


 

 

  زايمان طبيعي يا سزارين     

زايمان با شروع دردهاي زايماني آغاز مي‌شود. رحم از يك بافت نيرومند عضلاني تشكيل شده است. در طول دوران بارداري، به دليل تغييرات هورموني، رحم در حالت آرامش قرار دارد. ولي با آغاز فرايند زايمان، انقباضات پيشرونده‌اي در آن القا مي‌شود. انقباضات رحمي نيروي كافي را براي راندن جنين به سمت پائين و همچنين اتساع دهانة رحم فراهم مي‌آورد. به تدريج و به دنبال دردهاي زايماني، دهانة رحم باز مي‌شود و زايمان پيشرفت مي‌كند. اگر در هر كدام از اين مراحل اختلالي رخ دهد، فرايند زايمان پيشرفت نخواهد كرد و سلامت مادر و جنين به خطر خواهد افتاد. زايمان فرايندي طبيعي است. در حدود 80 الي 85 درصد زايمان‌ها نياز به هيچ گونه مداخلة درماني ندارند و به طور طبيعي رخ مي‌دهند. و تنها در كمتر از 15 درصد آنها، اقدام به مداخلات تهاجمي طبي ضروريست چرا كه اگر در اين موارد سزارين صورت نگيرد جان نوزاد و حتي در مواردي جان مادر در مخاطره خواهد بود. معاينات زنان، كنترل علائم حياتي مادر و تحت نظر داشن تعداد و ريتم ضربان قلب جنين، از جمله اقداماتي است كه براي هدايت زايمان طبيعي صورت مي‌گيرد. زايمان طبيعي شامل سه مرحله است. از شروع انقباضات يا دردهاي واقعي تا اتساع كامل دهانة رحم، مرحلة اول ناميده مي‌شود. اين مرحله در زنان بارداري اول حدود 6 الي 18 ساعت و در زنان چندزا 3 الي 10 ساعت به طول مي‌انجامد. مرحلة دوم شامل اتساع كامل دهانة رحم تا تولد نوزاد است. زمان متوسط براي اين مرحله 50 دقيقه مي‌باشد. فاصلة زماني لازم براي دفع جفت، 5 الي 30 دقيقه پس از خروج جنين است. در برخي موارد زايمان سير طبيعي خود را طي نمي‌كند و براي خارج كردن جنين، اقدامات مداخله گرانه انجام مي‌شود. از مهمترين اين مداخلات، جراحي بزرگ سزارين است. سزارين به معناي خارج كردن جنين از محل برش جدار شكم و ديوارة رحم است. هر گاه به دليل تنگي لگن مادر يا بزرگي بيش ازحد بچه، زايمان طبيعي ميسر نباشد، جنين در داخل رحم در وضعيت غيرطبيعي قرار گرفته باشد، ريتم ضربان قلب جنين تغيير كند، زايمان طبيعي بيش از زمان مقرر به طول انجامد، مادر باردار مبتلا به پرفشاري خون يا بيماري قند باشد، زايمان قبلي او به طريقة سزارين انجام شده باشد، يا هر گونه اختلال ديگري در پيشرفت زايمان رخ دهد، انجام جراحي سزارين براي حفظ سلامت مادر و جنين توصيه مي‌شود. بر طبق آمارهاي اعلام شدة وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، شيوع سزارين در ايران به طور متوسط، 3 برابر بيشتر از آمارهاي جهاني است و در مراكز شهري 9/41% و در شهر تهران، 50% گزارش شده است. اين در حاليست که در آمريكا و كشورهاي غربي، تعداد عمل‌هاي سزارين، تنها از 5/4 درصد در سال 1965 ميلادي به 25 درصد در سال 1998 افزايش يافت. از اين سال به بعد، آمار سزارين اندكي كاهش يافت يا تقريباً ثابت ماند و طبق پيشنهاد كالج آمريكايي متخصصين زنان و زايمان به دنبال 10% كاهش در طي يك دورة ده ساله اين آمار به 5/15 درصد در سال 2010 در نظر گرفته شده است. در ايران زنان باردار اين تصور نادرست را دارند كه با انتخاب سزارين، هيچ گونه درد و مشكلي را تحمل نخواهند كرد. حال آنكه درد و عارضه پس از انجام سزارين ايجاد خواهد شد. از طرفي در كشور ما، تمايل متخصصان زنان و زايمان به انجام دادن سزارين، بيشتر از زايمان طبيعي است. چرا كه هدايت زايمان طبيعي تا مرحلة آخر در حدود پنج برابر بيشتر از جراحي سزارين زمان نياز دارد. اما تعرفه دريافتي از آن به مراتب كمتر است. مسئلة قابل توجه ديگر، تبديل شدن سزارين، به اقدامي تجملي و لوكس است. متأسفانه زنان كشور ما با چنين ديدي به جراحي بزرگ و خطرناك سزارين نگاه مي‌كنند و آن را روشي جهت تسكين درد زايمان تلقي مي‌كنند. گروهي از مردم تصور مي‌كنند كه ضريب هوشي افراد حاصل از زايمان سزارين بالاتر از كساني است كه با زايمان طبيعي متولد شده‌اند. اما در واقع ارتباطي ميان بهرة هوشي افراد و شيوة تولد آنان وجود ندارد، و حتي در برخي از تحقيقات، ضريب هوشي نوزادان حاصل از زايمان طبيعي، نسبت به نوزادان سزاريني، بالاتر گزارش شده است. برخي از زنان نيز صدمات و ضربه‌هاي زايماني را مختص به زايمان طبيعي مي‌دانند. گزارش‌هاي زيادي از فلج اعصاب بازويي، شكستگي جمجمه و ساير استخوان‌ها در نوزاداني كه به طريق سزارين به دنيا مي‌آيند، وجود دارد. تحت فشار قرار گرفتن قفسة صدري جنين در طي زايمان طبيعي، مايع داخل خانه‌هاي ششي رية نوزاد را خارج مي‌كند و در نتيجه، تنفس وي عميق‌تر و سريع‌تر شروع مي‌شود. از طرف ديگر، اغلب عوارض سزارين در دراز مدت خود را نشان مي‌دهند. چسبندگي احشاء و نازايي از اين قبيل عوارض هستند. ميزان خون از دست رفته در حين عمل سزارين، حدود دو برابر زايمان طبيعي است. همچنين امكان آسيب ديدن مثانه و روده‌ها نيز وجود دارد. عفونت‌هاي رحمي و دستگاه ادراري، با شيوع 12 درصد، از شايعترين عوارض سزارين هستند. سزارين نه تنها داراي خطرات و عوارض ناشي از اعمال جراحي و بيهوشي است، بلكه به علت بستري طولاني مدت پس از زايمان، بازگشت به فعاليت‌هاي عادي، طولاني‌تر خواهد بود و علاوه بر آن هزينه‌هاي گزاف لوازم جراحي و اتاق عمل و بستري طولاني مدت در بيمارستان، بار مالي زيادي را به خانواده‌ها و جامعه تحميل مي‌كند.


 

 

  تاريخچة زايمان بدون درد و انواع روشهای آن 

نخستين بار در سال 1846 از اتر در زايمان استفاده شد. سپس، در سال 1853، دكتر جان اسنو (J.Snow) براي زايمان ملكه ويكتوريا از كلروفورم استفاده كرد. شيوة بي‌حسي موضعي نخاعي (اسپانيال / spinal) را در سال 1899 دكتر بير (Bier) معرفي كرد و در سال 1907 استفاده از آن در شاخه‌هاي مختلف جراحي متداول گرديد. اما روش بي‌حسي موضعي دور نخاعي (اپيدورال / epidural) در سال 1960 براي ايجاد بي‌دردي در زايمان طبيعي به كار گرفته شد. چند سال بعد، پزشكان دريافتند كه اين شيوه به سلامت مادر و جنين لطمه‌اي وارد نمي‌كند. بدين ترتيب استفاده از روش‌هاي القاي بي‌دردي به هنگام زايمان مرسوم شد.

 

  تاريخچه زايمان در آب

در قرن ششم ق.م  ارسطو نتيجه گرفت که آب اولين مادة اصلي حيات است. وي معتقد بود که دانه هر چيزي «ذات مرطوب» دارد. به هر حال بعد از سدة 1700 بوده که دانشمندان به ارزش و خواص آب درماني پي برده و آنرا بيان کردند. يک كتاب گمنام بنام ”درمان با آب که در سال 1723 در لندن چاپ شده است، فوائد استفاده از آب در انواع حالات، از جمله حمام کردن در طي بارداري و زايمان را توضيح مي‌دهد. بطور حسي ]و غريزي[ انسان هميشه به سوي آرامش تسکين دهندة آب جذب شده است.
از لحاظ تاريخي، شواهد قطعي کمي وجود دارد که در فرهنگهاي قديم، زايمان در آب انجام مي‌شد ولي كما بيش در فرهنگ سراسر دنيا وجود داشته است. افسانه‌هائي وجود دارد که مصريهاي قديم بچه‌هاي خاصي را زير آب بدنيا مي‌آوردند. اين بچه ها کشيش مي‌شدند. گفته مي‌شود در قديم در جزيرة کريته (
CreteCrete)، ”»مينوان«” MinoanMinoan ـ معبد مقدسي جهت زايمان در آب داشته‌اند. نقاشيهاي روي ويرانه‌هاي MinoanMinoan دلفينها و ارتباط خاص انسان و آب را نشان مي‌دهد. هنديهاي ChumashChumash در کاليفرنياي مرکزي داستانهائي دربارة زايمان زنانشان در استخرهاي مواج با وروديهاي کم عمق در ساحل تعريف مي‌کنند. سمو (SemuSemu) جد بزرگتر ChumashChumash
که در اواخر هشتاد سالگي به سر مي‌برد، به خاطر مي‌آورد که وقتي که يک پسر بچه بود زنان اغلب به ساحل مي‌رفتند و در آب کم عمق زايمان مي‌کردند. او همچنين به ياد مي‌آورد که در خيلي از اين موارد، دلفنيها نزديک آب ظاهر مي‌شدند و در کنار زن تا هنگامي که نوزاد بدنيا بيايد باقي مي‌ماندند.
آداب و رسومي از جزائر هاوائي بجا مانده است که دليلي قطعي بر زايمان در آب نسلهاي هزاران سال قبل بوده است.


به نظر مي‌رسد که زايمان در آب قبل از ظهور پزشکان و بيمارستانها انجام مي‌شده، اگر چه اين موضوع با مدرک تائيد نشده است. هر کجا که آب وجود داشت، به خصوص آب گرم زنان از آن جهت تسکين دردهاي زايماني استفاده مي‌کردند. اولين زايمان در آب مدرن ثبت شده، در سال 1803 در فرانسه انجام شد. اين مورد که دريک مجلة انجمن پزشکي فرانسه تشريح شده است، گزارش مي کند که يک خانم باردار که حدود 48 ساعت درد کشيده و مستأصل شده بود، جهت بهبودي موقت به يک حمام آب گرم بعلت زايمان غير پيشرونده اش پناه برد. جالب اينکه بعد از فقط چند لحظه نوزاد اينقدر سريع به دنيا آمد که مادر فرصت خروج از آب پيدا نکرد و بنابراين نوزاد متولد شد. بدنبال آن گزارشهاي متعددي از زايمان در آب در نقاط مختلف دنيا پخش شد تا اينکه در سال 1960 تائيد زايمان در آب با مدرک در اتحاد شوروي شروع شد.


در آن زمان داستانهاي جالبي از روسيه دربارة کار ايگورشارکوفسکي (
Igor CharcovIgor Charcovskysky) ـ دانشمند برجسته روسي ـ با دستاني شفابخش ـ که روي ليبر و زايمان در آب حيوانات تحقيق مي‌‌کرد بوجود آمد. او همچنين رفتار نوزاد انسان در آب از جمله دختر خودش ”وتا” (VetaVeta) که پره مچور (زودرس) در سال 1963 بدنيا آمد را مشاهده کرد. شارکوفکسي دختر تازه متولد شده خود را در يک وان آب گرم به مدت چندين هفته قرار داد، با اين تئوري که او نبايد با جاذبة زمين روبرو شود و متعاقب آن نبايد انرژي زيادي مثل آنچه در انکوباتور بيمارستان صرف مي‌کند هدر بدهد. دختر شارکوفسکي زنده ماند و او آزمايشهاي خود را با آب، نوزادان و تأثير جاذبة زمين روي تمام حالات زايمان انسان ادامه داد.


 حمام لبوير (
LeboyerLeboyer)


در طول دورة زماني مشابه، همگام با تحقيقات در روسيه، دکتر فردريک لبوير (Dr. Feredrick LeboyerLeboyer) مفهوم حمام آب گرم براي نوزاد پس از تولد را توضيح داد. در طي تحقيق وي دربارة راههاي آسانتر زايمان، لبوير تأثير مفيد آب گرم را بر روي نوزادان کشف کرد.


حمام لبوير بطور ساده شامل قرار دادن نوزاد، بلافاصله پس از تولد در وان کوچک آب که به اندازة دماي بدن گرم شده است، مي باشد . بنابراين نوزاد مي‌تواند آرامش ناشي از رضايت دنياي آبي که تازه پشت سر گذاشته است را بدست آورد. در هنگام حمامهاي لبوير، نوزادان اغلب چشمان باز دارند، آگاه هستند و با آرامش هنگاميکه دستها و پاهايشان را بطور شيطنت آميز در آب حرکت مي‌دهند، لبخند مي‌زنند. آنها حتي مي‌توانند در آب شنا کنند و خودشان را به جلو حرکت دهند.
دکتر لبوير با دکتر مايکل ادنت در پيتي ويرز (
Pithivierspithviers) فرانسه در اوائل سال 1970 در اين زمينه همکاري کردند. دکتر ادنت اولين پرشکي بود که اثر مفيد آب گرم روي زايمان و تولد را تشخيص داد. دکتر لبوير با فلسفة دکتر ادنت موافقت کرد و نظرية استفاده از وانهاي زايمان را با تحقيق خود در بيمارستان يکي کرد.
دکتر لبوير، دنياي نوزاد تازه متولد شده را طوري ارائه کرد که قبلاً هيچ وقت ديده نشده بود. مقاله وي يک گام بزرگ به سوي حساس کردن جهان نسبت به تجربة زايمان از نظر نوزاد بود. ديدگاه دکتر لبوير که حذف کردن سختي و تروماي زايمان بود، بيشتر از هر چيز ديگري روي تکنيکهاي آغاز شده زايمان ملايم در سراسر دنيا تأثير گذاشت. دکتر لبوير بطور قاطع به جهان، تأثيرات آرام کنندة غوطه وري نوزاد در آب گرم را نشان داد.

 

 

  زايمان در آب در كشور هاي توسعه يافته 

زايمان در آب در فرانسه:


يکي از اولين افرادي که درباره زايمان در آب مطالعات و كار کلينيکي زيادي داشته، پزشک فرانسوي بنام دکتر مايکل ادنت ـ رئيس بخش جراحي در يک بيمارستان در پي تي ويرز فرانسه بود. با آماده کردن زنان در يک وان آب گرم جهت زايمان، ادنت به آنها راحتي و آرامشي بيشتر از آنچه قبلاً مي شناختند، عطا کرد.
بسياري از زناني که جهت زايمان به پي تي ويرز مراجعه مي کردند درباره زايمان در آب چيزي نشنيده بودند، اما وقتي وان پر از آب گرم را مي ديدند، تعداد زيادي از آنها تمايل به استفاده از آن پيدا مي‌کردند. مايکل دانت در کتابش ”تولدي دوباره” مي نويسد:
”بعضي از زنان که در طول بارداري تمايل زيادي به بودن در آب داشتند در طي زايمان بيشتر از قبل به سوي آب کشيده مي‌شوند. و کساني که با آب و شنا کردن مأنوس نيستند، با وجود اين، به محض اينکه درد زايمان شروع مي‌شود، اين زنان نيز فوراً به سمت وان حرکت مي‌کنند مشتاقانه داخل آن مي‌شوند و نمي‌خواهند آنرا ترک کنند.” وان با آب شير معمولي 98 درجه فار نهايت پر مي شد و هيچ نمک يا ماده شيمائي اضافي نداشت.


دکتر ادنت دريافت که زمانيکه انقباضات يک زن دردناک تر مي شود و کمتر مؤثر است، استراحت در يک وان آب گرم، اغلب باعث بهبود مي‌شود، بخصوص در زماني که ديلاتاسيون در حدود 5 سانتي متر است، سير ليبر در آب اغلب آسانتر، سريعتر و مؤثرتر پيش مي‌رود در حاليکه در يک موقعيت مشابه در زايمان کلاسيک، پزشکان بدون ترديد، به مداخله کردن شامل استفاده از داروها روي مي‌آورند.


زناني که مي‌خواهند آب را قبل از زايمان ترک کنند، متوجه چيزي که ادنت آنرا ”پاسخ خروجي جنين” مي‌نامد، مي‌شوند. به محض اينکه آنها وارد دماي کمتر هوا مي‌شوند، تغيير محيط باعث يک ترشح ناگهاني آدرنالين مي‌شود و نوزاد به سرعت خارج مي‌شود.
دكتر ادنت به مناسب صدمين زايمانش در آب، در يک مقاله، خلاصه تجربيات زايمان در آب خود را در مجله پزشکي انگليسي، لنست(
lancetLancet)، چاپ کرد. وي در اين مقاله بيان مي کند: ”ما هيچ خطري درباره زايمان يا تولد زير آب پيدا نکرديم. استفاده از آب گرم در طي زايمان نياز به تحقيقات بيشتري دارد ولي ما اميدواريم که تجربيات ديگر تأييد کنند که زايمان در آب گرم يک روش مؤثر، آسان و اقتصادي جهت کاهش استفاده از دارو و ميزان دخالت در هنگام زايمان مي باشد.”


براي دکتر ادنت خود زايمان در آب به تنهايي يک هدف نبود. در طي مدت کارش در پي‌تر‌ويرز، ادنت تلاش کرد تا به تمام زنان اين توانائي را بدهد که با اعتماد در هر وضعيتي که خودشان مي‌خواهند، زايمان کنند. اين آزادي در انتخاب به صورت ذاتي منتهي به استفاده از آب بعنوان يک حق انتخاب جهت ليبر و زايمان نوزاد شد. خيلي طول نکشيد که اين پيام دکتر ادنت به والدين روشنفکر، پزشکان و ماماهاي سراسر جهان گسترش يافت.


زايمان در آب در آمريکا:


در سال 1981 گروه کوچکي از ماماها درباره موفقيت دکتر ادنت و تحقيقات پيشتاز ايگورشارکوفسکي در اتحاد شوري اطلاع پيدا کردند.


از طرف ديگر بسياري از والدين خواستار آن بودند که نوزادشان بصورتي کاملاً متمايز به دنيا بيايند ـ زايماني که متفاوت از ديگر زايمانهاي آنها باشد ـ چرا كه برخي از روانشناسان معتقدند كه خاطرات شخصي تولد شما روي زندگي كنوني شما و تولد فرزندان شما تاثير مي‌گذارد.


در اوائل سال 1980، هنگامي كه اين والدين شروع به زايمان بچه‌هايشان در آب كردند، اكثر زايمانها بدون عارضه و ارضا كننده بود. متأسفانه برخي والدين بدون اطلاع پزشك و بطور اغراق آميز نوزاد تازه متولد شدة خود را بمدت 20 دقيقه در زير آب غوطه‌ور مي‌گذاشتند، با اين اعتقاد كه به نوزادان فرصت مي‌دهند تا كاملاً از استرس زايمان رها شوند، آرامش پيدا كنند و نيرويي تازه بگيرند.


تعداد كمي مرگ تصادفي نوزاد قاعدتاً بعلت رها كردن نوزاد بمدت طولاني در زير آب، رخ داد. اين موضوع والدين و پزشكان و ماماهائي را كه اعتقاد قوي به زايمان در آب داشتند، نگران كرد و آنها در بي‌خطر بودن اين روش دچار ترديد شدند. والديني كه نوزادانشان مرده بودند متوجه شدند كه جفت مي تواند قبل از اينكه بند ناف از خونرساني بايستد، جدا شود و بنابراين نوزاد بدون هيچ گونه منبع اكسيژن رساني باقي مي‌ماند. امروزه هر عامل زايمان در آبي مي داند كه يك نوزاد تازه متولد شده بايد به سرعت بعد از تولد به سطح آب آورده شود.


همانطور كه پزشكان و ماماهاي بيشتري تمايل به كار كردن با زناني كه مي‌خواستند زايمان در آب داشته باشند، پيدا كردند، اطلاعات بيشتري نيز دربارة زايمان در آب در دسترس قرار گرفت. در اوائل سال 1989 پروژة ملي زايمان در آب انجمن سلامت مادر / كودك (
GMCHA) شروع به تهية اطلاعات صحيح دربارة استفاده از آب جهت ليبر و زايمان نوزاد كرد. كتاب دكتر مايكل ادنت تولد دوباره، در ايالات متحده در سال 1984 چاپ شده و سال بعد از آن اولين مركز زايمان در آب در ايالات متحده كه اين روش را بعنوان يكي از روشها در اختيار زنان قرار مي‌داد توسط يك متخصص زنان و زايمان ـ دكتر مايكل رزنتال ـ افتتاح شد.


اين مركز زايماني در ايالات متحده (مركز زايمان خانواده، آپلند در كاليفرنياي جنوبي)زايمان در آب را با شرايطي كه مايكل ادنت در فرانسه ايجاد كرده بود، به زنان پيشنهاد مي‌كرد. دكتر مايكل روزنتال فعاليتهاي زنان و زايمان مرسوم خود را براساس فلسفه و كار دكتر ادنت به سمت يك روش غير مداخله‌اي تغيير داد. روش مامائي رزنتال در اثر مشاهده زناني كه بطور طبيعي زايمان مي‌كردند تحت تأثير قرار گرفت. دكتر رزنتال تفاوت بزرگي‌بين سطح رضايت والدين بعد از زايمانهاي كلاسيك و اين روش مشاهده كرد. چرا كه از ديد يك متخصص زنان و زايمان، زايمان خوب يك وضع حمل بي‌خطر و سالم است و ميزان رضايت مادر و ديگر شرايط از اهميت كمتري برخوردار مي باشد. در حاليكه ارائه شرايطي كه مجموع مزايا را در برداشته باشد امكانپذير مي‌نمود.
بهر حال تغيير فلسفة روزنتال باعث شد كه وي مركز زايماني خود را تأسيس كند. دكتر رزنتال در ادامة زايمانها كلاسيك، شروع به بررسي روند زايمان در يك بازة زماني كه از لحاظ پزشكي تحت كنترل بوده، انجام داد.


دكتر رزنتال بيان مي كند ”»هنگاميكه زنان سير زايمان را كنترل مي كنند و بطور فعال، بدون ملاحظات كلاسيك، زايمان را انجام مي‌دهند، آنها احساس قدرت و احساس انجام دادن يك كار بزرگ را پيدا مي‌كنند. در مركز زايمان خانواده، كاملاً احساس مي‌كنيم كه زنان، زايمان، مي‌كنند. آنها به اينجا نمي‌آيند كه ما بچه‌هايشان را به دنيا بياوريم. نقش ما اين است كه كنترل زايمان را به زنان برگردانيم. ما اصطلاح» ”بدون مداخله«” را به معني واقعي استفاده مي‌كنيم«.”


تا تابستان 1993 تقريباً هزار زن، نوزادشان را در آب در اين مركز دنيا آوردند. هيچ عارضه يا عفونتي در مادر يا نوزاد ديده نشد. بعلت آمار موفقيت بالاي مركز زايمان خانواده آپلند، فعاليتهاي وي توجه زيادي را در بين همكاران جلب كرد و رفته رفته، زناني كه در صدد انجام اين نوع زايمان ـ زايمان در آب بودند حتي از مسافتهاي دور مثل آلاسكا به اين مركز مراجعه كردند تا فرزندانشان را در آنجا بدنيا بياورند. وي بيان مي‌كند كه گرايش غريزي انسانها به استفاده از آب گرم بويژه خانمها در شرايط نامطلوب جسمي و عاطفي بعنوان مثال براي كاستن از شدت درد و انقباضات دورة پريود مشوق آنها جهت گذراندن ليبر و كسب آرامش در آب مي‌باشد.


او اضافه مي‌كند كه استفاده از آب گرم براي ليبر و زايمان ممكن است به نظر ابتدائي و جديد برسد، اگر چه از نظر تاريخي، استفاده از اكثر مداخلات مامائي مثل بي‌حسي اسپاينال يا اپيدورال، مخدرها و فورسپسها در مقايسه با آن تازه هستند ولي استفاده از آب بايد بعنوان يكي از كم خطرترين مداخلات در نظر گرفته شود.
دكتر رزنتال در مورد مزاياي زايمان در آب محتاطانه بحث مي‌كند چرا كه احساس مي‌كنند به مدارك علمي بيشتري نياز است. وي معتقد است بخش مهمي از سلامت جسمي و روحي كودك مربوط به شرايط زمان تولد وي مي‌باشد چرا كه سلامت كودك از ابتدا در صورت تولد توسط يك مادر آرام كه هوشيار و رها از هرگونه داروئي مي‌باشد، تأمين مي‌شود. يك حقيقت مهم قابل مشاهده در زايمان در آب، اين است كه تجربه‌اي لذت بخش و عاري از ترس مي‌باشد. بچه‌اي كه در اين تجربه با مادرش شريك است از فوائد زايمان كم عارضه و سالم مادرش در طول دورة زندگي بهره‌مند مي‌شود. بدنبال آن، كودك متناسب با اين اعتقاد والدين كه بچه‌هاي آب خاص و متفاوت هستند، پرورش مي‌يابد.


دربارة آيندة زايمان در آب، رزنتال عقيده دارد كه زمانيكه والدين درخواست چنين روشي را بكنند، اين روش براي افراد بيشتري در دسترس خواهد بود. زايمان در آب امري معقول است و براي افراد معقول قابل دستيابي است. بهر حال با تغيير تقاضاي مراجعين جهت انتخاب روشي ملايم جهت زايمان رفته رفته گسترده‌تر خواهد شد و مراكز زايماني ناگزير اين امكانات را جهت متقاضيان فراهم خواهند كرد.
تعداد اين مراكز رو به افزايش است و بالاخره بيمارستان لوكز ـ روزولت شهر نيويورك از جمله بيمارستانهاي بزرگي است كه اخيراً مجهز به زايمان در آب شده است. دكتر لوري رومانزي براساس پروتكل
GMCHA اين تكنيك را در اين مركز آغاز كرده است.


زايمان در آب در ساير كشورها:


GMCHA تخمين مي‌زند كه بين سالهاي 1970ـ1993 بيش از ده هزار زايمان در آب در مراكز زايماني و بيمارستانهاي سراسر جهان صورت گرفته كه افزايش قابل توجهي در 3 سال آخر داشته است. زايمان در آب تاكنون در كشورهاي اتريش، استراليا، ژاپن، جزيره مالت، انگلستان، اسكاتلند، والز، ايرلند، روسيه، كشورهاي تازه استقلال يافته، آلمان، بلژيك، اسپانيا، فرانسه، نروژ، سوئد، سوئيس، هلند، دانمارك، ايتاليا، ايسلند، نيوزلند، باهاما، كانادا، ايالات متحده، مكزيك، برزيل و آرژانتين انجام شده است.
همچنانكه اطلاعات دربارة فوائد زايمان در آب گسترش مي‌يابد، تعداد زايمان در آبها افزايش مي‌يابد. آنچه در گفتگو با تعداد زيادي از عاملين زايمان در آب در كشورهاي مختلف مشخص است، اين است كه زايمان در آب يك انتخاب جالب توجه نزد زناني است مي‌خواهند زايمان طبيعي بدون مداخله پزشكي داشته باشند. عاملين زايمان در آب اعم از پزشكان و ماماها ارزش زيادي براي روند طبيعي زايمان قائل هستند. آنها به نوزاد بعنوان يك موجود كاملاً هوشيار كه شايستة درمان عالي در هنگام تولدش مي‌باشد، احترام مي‌گذارد.


لازم به ذكر است در سال 1987 چهل نوزاد در درياي سياه متولد شدند. نوزادان پسر در كنار درختي از ساحل كريمه بنام درخت «آدم» و نوزادان دختر در كنار درختي ديگري به نام «حوا» بدنيا مي‌آمدند. دلفينها در زمان وضع حمل زنان به كنار ساحل آمده و تا زمان اتمام آن جست و خيز مي‌كردند. بعدها نوزاد آن را مرتباً به اين محل مي‌آوردند تا با آب مأنوس بوده و شنا كند. اگر چه زايمان در آب گرم سواحل كريمه و ارتباط با طبيعت براي اين زوجها بسيار ارزشمند و خاطره انگيز بود ولي توجه به اين نكته مهم است كه زايمان با اينكه يك روند فيزيولوژيك و طبيعي است ولي بطور كامل قابل پيش‌بيني نيست و ممكن است شرايطي بوجود آيد كه نياز به مداخلات پزشكي ضرورت يابد. از طرف ديگر آب اين دريا بعلت ريخته شدن زباله‌هاي اتمي راديواكيتو در آن از آلوده‌ترين آبهاي جهان محسوب مي‌شود. الهام از طبيعت باعث شد كه  اين روش زايمان ملايم به بيمارستانها در يك شرايط مطلوب و قابل كنترل انتقال يابد.

 

 

 

 

 مزاياي زايمان در آب براي مادر


الف ـ مزاياي فيزيولوژيك براي مادر:

 

-         كاهش چشمگير درد


- افزايش انقباضات مؤثر


- افزايش گردش خون و اكسيژن رساني رحم


- افزايش ترشح اكسي توسين اندوژن


- كاهش استرس هورمونها (آدرنالين و نورآدرنالين)


- افزايش اندورفينها


- كاهش تحريكات حسي


- نياز كمتر به اپيزيوتومي (برش ميان دو راه)


- كاهش مداخلات پزشكي از جمله سزارين


- كاهش نياز به مسكنها و ضد دردها


- كاهش قابل توجه طول مدت ليبر (پيشرفت سريعتر ديلاتاسيون سرويكس)


- افزايش آستانة درد


- افزايش متابوليسم بافتي


- ذخيرة انرژي و جلوگيري از هدر رفتن انرژي مادر جهت مرحله دوم زايمان


- كاهش خفيف فشار خون


- افزايش ديامتر لگني


- كاهش فشار بر بزرگ سياهرگ زيرين (وناكاوا اينفريور)


- متوقف ساختن ليبر كاذب


 

 

 

ب ـ مزاياي روانشناختي براي مادر:


- احساس سبك وزني و شناوري و توانائي تحرك بيشتر و قابليت قرار گرفتن
در وضعيتهاي مختلف


- تجربة مثبت و مفيدي از ليبر و زايمان


- افزايش قدرت تسلط بر خويش و استقلال


- مشاركت فعال در روند زايمان


- كاهش ترس و خشم و اضطراب


- افزايش سطح خود آگاهي و هوشياري در حين ليبر و زايمان


- افزايش حس پذيرش نوزاد


- اثرات آرامبخش، اطمينان بخش و لذت بخش آب


- افزايش ارتباط متقابل مادر و كودك (رابطه سمبليك)


- توانائي بالاتر تمركز در آب

 

 


 

 مزاياي زايمان در آب براي نوزاد


 

-         ورود ملايم و آسانتر نوزاد به محيط خارج از رحم


- ايمن تر بودن در مقايسه با روشهاي ديگر


- ايجاد يك محيط حد واسط و جلوگيري از برخورد نوزاد با

-         استرسهاي  ورود ناگهاني به محيط خارج از رحم


- كاهش ضربه و تروما (تروماي كمتر مادر يعني تروماي كمتر نوزاد)
- افزايش جريان خون بهتر نوزاد بعلت جريان خون بهتر مادر


- كاهش نياز به تحريكهاي تهاجمي جهت شروع تنفس


- استفاده بهتر و سريعتر از شير مادر


 

 

 

+ نوشته شده توسط بهرام صیدی در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 18:36 |